اللهم عجل لولیک الفرج

پروردگارا در این صبح آزادی مردم غیور کشورم، در این عدالت خواهی مردم مسلمان تونس و مصر و اردن و عربستان و … ظهور حضرت حجت را مسئلت داریم.آمین یا رب العالمین

    با يار 5 صحبت كنيد:
    • چهار شنبه تا جمعه
    • از ساعت 22 الی 23
    صفحه شخصي
  • با يار 1 صحبت كنيد:


آموزش کار با نرم افزار مسنجر
رجعت

رجعت

معنای  رجعت
شيعه اماميه معتقد است که پس از ظهور حضرت مهدى (ع) وتشکيل حکومت عدل الهى در سرتاسر جهان، گروهى از اولياى الهى ودوست داران خاندان رسالت، وبرخى از معاندان ودشمنان خاندان وحى که از دنيا رفته‏اند، به دنيا باز مى‏گردند. اولياى الهى وصالحان با ديدن حاکميت حقّ وعدل در گستره گيتى شادمان مى‏شوند. ونيز پرتويى از ثمرات ايمان واعمال صالح خود را در دنيا مشاهده مى‏نمايند. معاندان ودشمنان اهل بيت: نيز بخشى از جزاى اعمال ناشايست خود را در اين دنيا مشاهده کرده وبه کيفر آن خواهند رسيد.

سابقه اعتقاد به رجعت
اعتقاد به رجعت از مباحث ريشه‏دارى است که اعتقاد به آن از خصوصيات مکتب اهل بيت: است. گر چه اصل اين عقيده سرچشمه‏اى قرآنى داشته ودر احاديث رسول خدا (ص) نيز به آن اشاره شده است. لذا با مراجعه به کتاب‏هاى تراجم اهل سنّت مشاهده مى‏نماييم که از اماميه با اين اعتقاد ياد مى‏کنند. در بين اصحاب امامان نيز مشاهده شده که با مخالفان خود بر سر اين عقيده مباحثات زيادى داشته‏اند. که از آن جمله به مباحثات مؤمن الطاق با ابوحنيفه مى‏توان اشاره کرد.
به همين جهت در طول تاريخ اسلام، علماى شيعه سعى زيادى در راه تثبيت اين عقيده داشته‏اند به حدّى که برخى در اين باره کتاب تأليف کرده‏اند.
شيخ صدوق؛ مى‏فرمايد: «قول صحيح آن است که رجعت در ميان امت‏هاى پيشين بوده است، وپيامبر (ص) فرمود: هر آنچه در بين امّت‏هاى پيشين اتفاق افتاده در اين امّت نيز اتّفاق خواهد افتاد، پس واجب است که در اين امّت نيز رجعت باشد».( اعتقادات صدوق، ص 42و41)
شيخ مفيد؛ می فرمايد: «خداوند متعال گروهى از امّت محمّد (ص) را بعد از وفاتشان وقبل از روز قيامت محشور خواهد نمود، واين عقيده مختصّ به آل‏محمّد: است وقرآن نيز بر آن شاهد مى‏باشد».( المسائل السروية، ص 32 ؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 136)
سيد مرتضى مى‏فرمايد: «از اعتقادات شيعه آن است که خداوند متعال هنگام ظهور امام مهدى (ع)، گروهى از شيعيان را که از دنيا رفته‏اند باز مى‏گرداند تا به ثواب يارى ونصرت آن حضرت نايل شده ودولت او را مشاهده نمايند. همچنين گروهى از دشمنان را باز مى‏گرداند تا انتقامش را از آنان بستاند».( رسائل الشريف المرتضى، ج 1، ص 25)

رجعت از ضروريات تشيع
اصل اعتقاد به رجعت مطابق رأى گروهى از علماى اماميه از ضروريات مذهب به حساب مى‏آيد؛
شيخ حرّ عاملى مى‏فرمايد: «همانا ثبوت رجعت نزد همه علماى معروف ومصنفين مشهور از ضروريات مذهب اماميه به حساب مى‏آيد، وحتى عامه نيز از اين موضوع باخبرند».( الايقاظ من الهجعة، ص 60)
مرحوم مجلسى مى‏فرمايد: «همانا اعتقاد به رجعت در همه عصرها مورد اجماع شيعه بوده، واين مسأله مانند خورشيد در وسط روز معلوم است».( بحارالأنوار، ج 53، ص 123)
علامه طباطبايى؛ مى‏فرمايد: «روايات رجعت از طريق اهل بيت: به تواتر معنوى به ما رسيده است».( الميزان، ج 2، ص 107)
گرچه در معناى «رجعت» بين علما اختلاف شده وبرخى آن را به معناى رجعت دولت گرفته‏اند، امّا در اصل عقيده به رجعت اتفاق است، بلکه معناى معهود آن، که همان بازگشت به اين دنيا در عصر ظهور است، معناى مشهور نزد علماى شيعه است.

ديدگاه‏هايى درباره رجعت
در مورد رجعت در اين دنيا ديدگاه‏هايى وجود دارد:
1 - رجعت همانند تمثّلاتى است براى ارواح مؤمنين وائمه اهل بيت: که از دنيا رفته‏اند ودوباره روح آنان ظهور کرده، تصرفاتى در اين عالم خواهند نمود.
اين تفسير گر چه به برخى از فلاسفه از قبيل: شاه‏آبادى ورفيعى قزوينى نسبت داده شده ولى با ظواهر ادله سازگارى ندارد.
2 - مقصود از رجعت، ظهور امام زمان (ع) و رجوع او به مردم به جهت اقامه توحيد وعدل است. اصل اين معنا گرچه صحيح است ولى اطلاق رجعت بر آن، خلاف ظاهر ادله است.
3 - مقصود از رجعت، رجوع عده‏اى از اموات به اين دنيا به جهت مصالحى خاص در عصر حکومت حضرت مهدى (ع) است. اين قول رأى مشهور وموافق ظواهر ادله مى‏باشد.

دلایل  عقلى بر ضرورت رجعت
برخى از بزرگان براى اثبات ضرورت رجعت به ادله‏اى عقلى تمسک کرده‏اند. اينک به برخى از آنها اشاره مى‏کنيم:
دليل اول: قسر دائم يا اکثرى محال است
تقرير دليل:
الف. روح ونفس ناطقه، علاقه تام به بدن عنصرى دارد ولذا هر گاه بعد از مرگ توجه آن به بدن طبيعى به نحو کامل حاصل شود، زندگى جديد ممکن است.
ب. هر حقيقت، خاصيّت واثرى دارد، لذا پيامبر وامام داراى قوه تکميل وتعليم نسبت به جميع بشر است تا روز قيامت.
ج. در حکمت به اثبات رسيده که قسر دائمى يا اکثرى محال است، يعنى هر طبيعت وحقيقتى، محال است که در هيچ وقت يا در اکثر اوقات از خاصيتش محروم گردد.
نتيجه اينکه رجوع پيامبر وامامان: به دنيا از آنجا که در زمان حياتشان نسبت به تعليم عموم بشر به فعليت نرسيده، ضرورى است.
دليل دوم: ضرورت تداوم راه مصلحان
تقرير دليل:
الف. هر شخص انقلابى که درصدد برپايى نهضتى بزرگ در سطح جامعه است، احتياج به جانشينانى دارد که اصول ترسيم شده از ناحيه او را تبيين وتطبيق نمايند، ولذا بعد از پيامبر (ص) دوازده امام: منصوب شدند.
ب. مطابق روايات شيعه وسنّى امامان بعد از پيامبر (ص) تا روز قيامت دوازده نفرند.
ج. امام دوازدهم، حضرت مهدى (ع) بزرگ‏ترين قيام کننده جهانى است که با هدف برپايى حکومت عدل توحيدى در سطح جهان قيام خواهد نمود.
د. اين گونه قيام، نياز به آمدن اشخاصى بعد از او دارد که ادامه دهنده راه او در زمينه تبيين وتطبيق منويات واصول نهضت او باشند که همانند او از مقام عصمت برخوردارند.
نتيجه: ضرورت رجعت اهل بيت:.
دليل سوم: فطرى بودن رجعت
تقرير دليل:
الف. ضرورت حکومت عدل عالمى، فطرى بشر است.
ب. عمر حضرت بعد از ظهور عادى خواهد بود، زيرا اصل در عدم اعجاز است.
ج. مطابق قاعده وروايات، مدت حکومت عدل توحيدى طولانى خواهد بود.
د. بايد کسانى باشند مثل خود حضرت که ادامه دهنده راه او هستند.
نتيجه: ضرورت رجعت.
غير از اين ادلّه عقلى، جهات ديگرى وجود دارد که اعتقاد به رجعت را ضرورى مى‏سازد:
1 - وجود روايات فراوان در موضوع رجعت.
2 - رجعت، با مسأله امامت گره خورده واشاره به مظلوميّت اهل بيت: دارد.
3 - رجعت، زمينه‏ساز اعتقاد به معاد است واعتقاد مردم را به قيامت کبرا هموار مى‏سازد.
4 - عقيده به رجعت، اثر ترتيبى در جامعه دارد، زيرا از آنجا که عصر ظهور به مانند بهشت روى زمين است که در آن انسان‏هاى بسيار خوب وبسيار بد رجعت مى‏کنند، لذا اين عقيده مشوّق انسان بر کار خوب است تا به اين فضيلت يعنى زندگى در بهشت زمين در عصر ظهور با رجعت نايل آيد.

قرآن و رجعت
در قرآن به رجعت به معناى رجوع کسى به اين دنيا در موارد زيادى اشاره شده است. اينک به برخى از نمونه‏هاى آن اشاره مى‏کنيم:
1 - خداوند متعال مى‏فرمايد: «أَلَمْ‏تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ المَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ»؛ «آيا نديديد کسانى را که از ترس مرگ از ديار خود بيرون رفتند که هزاران تن بودند، خداوند فرمود: بميريد، همه مردند سپس آنان را زنده کرد.»( سوره بقره، آيه 243)
آيه اشاره به زنده شدن هفتاد هزار خانوار دارد که بر اثر طاعون از دنيا رفته بودند».( درالمنثور، ج 1، ص 311 ؛ جامع البيان، ج 2، ص 797)
2 - خداوند مى‏فرمايد: «فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها کَذلِکَ يُحْيِى اللَّهُ المَوْتى وَيُرِيکُمْآياتهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ»؛ «پس دستور داديم که پاره‏اى از اعضاى آن گاورا بر بدن کشته بزنيد تا ببينيد که خداوند اين گونه مردگان را زنده خواهد نمود وقدرت کامل خويش را آشکار خواهد ساخت، شايد شما به خرد درآييد.»( سوره بقره، آيه 73)
آيه مربوط به کشته بنى‏اسرائيل است که به قدرت خداوند زنده شد.( در المنثور، ج 1، ص 79 ؛ جامع البيان، ج 1، ص 509)
3 - خداوند مى‏فرمايد: «وَإِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْکُمُ الصّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ × ثُمَّ بَعَثْناکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»؛ «وبه ياد آريد وقتى را که گفتيد: اى موسى! ما به تو ايمان نمى‏آوريم مگر آنکه خدا را آشکارا ببينيم، پس صاعقه سوزان بر شما فرود آمد وآن را به چشم خود مشاهده کرديد. سپس شما را بعد از مرگ برانگيختيم، باشد که خدا را شکر گزاريد.»( سوره بقره،آيات 56و55)
آيه مربوط به برخى از قوم حضرت موسى (ع) است که تقاضاى رؤيت خدا به چشم را کردند که اين خواسته سبب نزول عذاب ومرگ آنان شد ولى خداوند بار ديگر آنها را زنده کرد.( درّ المنثور، ج 1، ص 70 ؛ کشاف، ج 1، ص 27)
4 - ونيز مى‏فرمايد: «أَوْ کَالَّذِى مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَهِىَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها قالَ أَنّى يُحْيِى هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ»؛ «يا به مانند آن کسى که به دهکده‏اى گذر کرد که خراب وويران شده بود، گفت: به حيرتم که خداوند چگونه اين مردگان را دوباره زنده خواهد کرد، پس خداوند او را صد سال ميراند وسپس زنده‏اش کرد.»( سوره بقره، آيه 259)
آيه مربوط به يکى از انبياى الهى است که پس از صد سال دوباره زنده شد.( کشاف، ج 1، ص 295 ؛ درالمنثور، ج 1، ص 331 ؛ جامع البيان، ج 3، ص 40)
5 - خداوند از حضرت عيسى (ع) حکايت کرده که فرمود: «وَأُحْيِى المَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ»؛ «من مرده را به اذن خدا زنده مى‏کنم.»( سوره آل عمران، آيه 49)
طبرى مى‏گويد: «حضرت عيسى (ع) مردگان را با دعايش زنده مى‏کرد». مطابق روايات نبوى که هر آنچه در امت‏هاى پيشين اتفاق افتاده در اين امت نيز واقع خواهد شد، مسأله رجوع به دنيا بعد از مرگ در اين امت نيز امرى واقع شدنى است.( جامع البيان، ج 3، ص 375)

آثار مترتب بر اعتقاد به رجعت
در اعتقاد به رجعت، آثار وفوايد بسيارى مترتب است از آن جمله:
1 - از آن جهت که عصر ظهور به مانند بهشت روى زمين است، واز طرفى ديگر مفاد روايات، رجعت مخصوص انسان‏هاى بسيار خوب وبسيار بد به اين دنيا است، لذا اين اعتقاد، انسان را تشويق مى‏کند تا بکوشد ومصداق انسان خوب گردد تا بتواند در عصر ظهور وحکومت حضرت مهدى (ع) به اين فضيلت نايل آيد.
2 - از آنجا که انسان قبل از ظهور بايد زمينه‏ساز ظهور مهدى (ع) باشد لذا بحث از رجعت اثر تربيتى وجنبه عملى دارد.

رجعت عمومى وهمگانى یا خاص
آنچه از روايات اهل بيت: استفاده مى‏شود اين است که:
1 - رجعت همانند معاد عمومى وهمگانى نيست، بلکه مخصوص کسانى است که ايمان محض وخالص يا کفر محض وخالص دارند.
امام صادق (ع) فرمود: «إنّ الرجعة ليست بعامّة وهى خاصّة لايرجع إلّا من محض الإيمان محضاً أومحض الشرک محضاً»؛ «رجعت عمومى نيست بلکه جنبه خصوصى دارد. تنها گروهى بازگشت مى‏کنند که ايمان خالص يا شرک خالص دارند.»( بحارالأنوار، ج 53، ص 39)
2 - رواياتى که اشاره به بازگشت افراد به طور خصوص دارد.
از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: «نخستين کسى که زمين براى او شکافته مى‏شود وبه زمين باز مى‏گردد، حسين بن على (ع) است».( الزام الناصب، ج 2، ص 360)
ونيز از حضرت نقل شده که فرمود: «نخستين کسى که به دنيا رجعت مى‏کند حسين بن على (ع) است، او به قدرى حکومت مى‏کند که از کثرت سنّ، ابروهايش روى ديدگانش مى‏ريزد».( بحارالأنوار، ج 53، ص 46)

رجعت بانوان
در عصر ظهور، يک گروه از ياوران حضرت مهدى (ع) زنانى هستند که خداوند به برکت ظهور امام زمان (ع) آنها را زنده خواهد کرد وبار ديگر به دنيا رجعت نموده ودر رکاب حضرت مهدى (ع) قرار خواهند گرفت. برخى با نام ونشان از زنده شدنشان خبر داده شده وبرخى ديگر فقط از آمدنشان سخن به ميان آمده است.
در منابع معتبر اسلامى نام سيزده زن ياد مى‏شود که به هنگام ظهور قائم آل محمد: زنده خواهند شد ودر لشکر امام زمان (ع) به مداواى مجروحان جنگى وسرپرستى بيماران خواهند پرداخت.( دلائل الإمامة، طبرى، ص 314)

http://www.porsojoo.com
http://www.tebyan.net

مطالب مربوط:

آمار بازدید:234

نظر شما؟