اللهم عجل لولیک الفرج

پروردگارا در این صبح آزادی مردم غیور کشورم، در این عدالت خواهی مردم مسلمان تونس و مصر و اردن و عربستان و … ظهور حضرت حجت را مسئلت داریم.آمین یا رب العالمین

    با يار 5 صحبت كنيد:
    • چهار شنبه تا جمعه
    • از ساعت 22 الی 23
    صفحه شخصي
  • با يار 1 صحبت كنيد:


آموزش کار با نرم افزار مسنجر
چند پرسش در مورد ظهور منجی (قسمت دوم)

چند پرسش در مورد ظهور منجی (قسمت دوم)

پرسش 12: مقصود از اصلاح امر حضرت مهدى‏علیه‏السلام در یک شب چیست؟
پاسخ : مطابق روایات شیعه وسنّى، خداوند متعال امر حضرت مهدى (ع) را در یک شب اصلاح خواهد کرد؛
ابوبصیر از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «خداوند عزّوجلّ امر او را در یک شب اصلاح خواهد نمود».
ونیز از امام حسین (ع) نقل است که فرمود: «قائم ما اهل بیت [کسى است که] خداوند متعال امر او را در یک شب اصلاح وآماده خواهد نمود».
ابن ماجه از امام على (ع) نقل کرده که رسول خدا (ص) فرمود: «مهدى از ما اهل بیت است که خداوند (امر) او را در یک شب اصلاح وآماده خواهد نمود».( سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1376)
مقصود به اصلاح امر حضرت در یک شب آن است که مقدمات نصر وپیروزى را در اسرع وقت، ودر یک شب فراهم کرده واو را مأمور به ظهور خواهد نمود. واولین اقدامى که براى او خواهد نمود اجتماع اصحاب خاص آن حضرت است.
ولى چیزى که باقى مى‏ماند اینکه چگونه امر حضرت در یک شب اصلاح وآماده مى‏شود در حالى که مطابق روایات، گروهى همانند جیش سفیانى ودجال ودیگران به مبارزه با او خواهند پرداخت.
اولاً: ممکن است مقصود از «یک شب» که در روایات آمده کنایه از سرعت اصلاح امر امام زمان (ع) باشد.
ثانیاً: ممکن است مقصود از اصلاح امر حضرت (ع) پیروزى در یک شب باشد.
ثالثاً: ممکن است مقصود از اصلاح امر حضرت، تنها مقدمه‏سازى براى اعلان ظهور باشد، گر چه پیروزى نهایى به طول انجامد.
رابعاً: از آنجا که معارضه با مخالفان به سرعت وبا اعجاز انجام مى‏گیرد، لذا تعبیر به یک شب شده است.

پرسش 13: آیا پیروزى حضرت مهدى‏علیه‏السلام بر مخالفان وگسترش حکومتش همراه با اعجاز است؟
پاسخ : در مورد سؤال فوق سه احتمال وجود دارد:
1 - اینکه نصرت حضرت وپیاده کردن حکومت جهانى تماماً با اعجاز وقدرت خارق‏العاده الهى باشد. ولى این احتمال از جهاتى قابل مناقشه است:
الف. اگر اعجاز راه صحیحى براى دعوت الهى بود، حضرت مى‏توانست در خلال غیبت صغرا از آن براى سیطره بر عالم استفاده کند.
ب. با اعجاز احتیاج به تعداد زیادى از اصحاب نیست.
ج. مطابق برخى روایات بین حضرت ومخالفینش جنگ وخونریزى شدیدى در خواهد گرفت، ودر صورت اعجاز تام، احتیاج به این کارها نیست.
2 - اینکه خداوند متعال اراده کرده که حضرت مهدى (ع) به صورت عادى بر دشمنان خود غالب شده وحکومت عدل جهانى را گسترش دهد، بدون آنکه کوچک‏ترین کمکى از راه اعجاز در پیشبرد اهداف او بشود.
این احتمال نیز خالى از اشکال نیست زیرا مطابق روایات، حضرت مهدى (ع) مورد عنایت وتأیید خاص الهى در جهت ظهورش خواهد بود.
3 - با ردّ دو احتمال پیشین به این نتیجه مى‏رسیم که نصرت حضرت به طور طبیعى وعادى خواهد بود، گر چه این نصرت همراه با تأییدات جزئى وخاصّى از جانب خداوند است، زیرا همان گونه که مى‏دانیم بشر در عصر ظهور مورد ظلم وستم فراوان است، واز طرفى از حیث فرهنگى ورشد عقلانى، عموم بشر به بالاترین سطح خود رسیده است، ولذا به دنبال چنین رهبرى الهى مى‏گردد که با لبیک به دعوتش از او پیروى نماید. هرگز ابرقدرت‏ها با همه امکاناتى که دارند نمى‏توانند در مقابل اراده ملت‏ها بایستند. اگر مردم همگى یکپارچه ویک صدا فریاد برآورند، دشمنانشان به زانو در خواهند آمد. مگر نبود که در صدر اسلام چگونه مردم فوج فوج داخل اسلام شده ودعوت پیامبر را پذیرفتند؟ در عصر ظهور نیز هنگامى که مردم دنیا از وسایل ارتباط جمعى خبر قیام مصلحى جهانى را بشنوند به او گرویده واز او حمایت خواهند کرد، وکسى نمى‏تواند در صورت اقبال مردم با اراده آنها مقابله کند. گر چه هر کجا که مانعى خاص پیدا شده خداوند متعال به کمک او آمده واز حضرت حمایت خواهد نمود.
ولذا در روایات آمده است که امام زمان (ع) با نصرت وترسى که در دل دشمنان مى‏افتد حمایت خواهد شد. این ممکن است که به صورت عادى باشد؛ زیرا با نصرت مردم که به عنایت خداوند واقبال مردم است، چنان رعبى در دل دشمنان خواهد افتاد که همه امکانات خود را گذارده، فرار خواهند نمود.
امیر مؤمنان على (ع) مى‏فرماید: «هنگامى که حضرت مهدى (ع) ظهور مى‏کند نام مبارکش بر سر زبان‏ها خواهد بود، ووجود مردم سرشار از عشق به مهدى است، به گونه‏اى که جز نام او هیچ نامى در یاد وزبان آنان نیست، وبا دوستى او روح خود را سیراب مى‏کنند».( الحاوى للفتاوى، ج 2، ص 68)

پرسش 14: آیا حضرت مهدى‏علیه‏السلام با شمشیر قیام خواهد کرد؟
پاسخ : برخى سؤال مى‏کنند که مطابق برخى روایات، امام زمان (ع) با شمشیر قیام خواهد کرد وبا آن به مقابله با مخالفان حق وحقیقت وظالمان خواهد پرداخت. این مسأله قابل پذیرش نیست، زیرا چگونه ممکن است یک نفر با شمشیر در مقابل تسلیحات کشتار جمعى جدید ومخرّب که مى‏تواند کلّ کره زمین را چندین بار نابود کند ایستاده ومقابله کند.
اصل این مسأله در روایات به آن اشاره شده است. محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: «… وأمّا شبهه من جدّه المصطفى (ص) فخروجه بالسیف وقتله أعداء اللَّه وأعداء رسوله(ص) والجبّارین والطواغیت، وأنّه ینصر بالسیف والرعب…»؛ «وامّا شباهت مهدى به جدّش مصطفى (ص) به خروج با شمشیر وکشتن دشمنان خدا ودشمنان رسولش وجبّاران وطاغوت‏ها است. وهمانا او به توسط شمشیر وترس نصرت ویارى خواهد شد…».( بحارالأنوار، ج 51، ص 218)
ولى بحث در آن است که مقصود از شمشیر چیست؟آیا شمشیر موضوعیّت وخصوصیّت دارد، یا اشاره به چیزى دیگر است؟
اولاً: چه اشکالى دارد که شخصى با شمشیر ولى همراه با اعجاز الهى که حضرت را مساعدت مى‏کند با دشمنان خود به مقابله پردازد؟
ثانیاً: به احتمال زیاد مقصود از شمشیر، قوّت واسلحه است زیرا مسلمانان در آن عصر یعنى قبل از هزار سال اسلحه‏اى به جز شمشیر نداشته وهرگز به ذهن آنها چنین تسلیحاتى خطور نمى‏کرده است، لذا از «اسلحه» به شمشیر تعبیر شده است.
در این صورت دو احتمال وجود دارد:
الف. اینکه امام زمان (ع) نیز به قدرت واعجاز الهى ویا از راه تسلط بر تسلیحات موجود بر ضد مخالفان وظالمان استفاده مى‏کند.
ب. احتمال دیگر آن است که امام زمان (ع) با تسلط بر مراکز تصمیم‏گیرى واز کار انداختن وسایل جنگى آنها که با هسته‏هاى مرکزى ارتباط دارد، تمام آنها را از راه اعجاز یا طریق عادى از کار مى‏اندازد.
ثالثاً: مطابق برخى روایات، شمشیرهاى اصحاب حضرت از آهن است، ولى نه مثل این آهن‏هایى که در دسترس ما قرار دارد، بلکه به گونه‏اى است که اگر یکى از آنان با شمشیر خود بر کوه زند، آن را دو نیم مى‏کند. وبنابر تعبیر دیگر، وسیله دفاعى آنان به گونه‏اى است که اسلحه دشمن هرگز بر آنها کارگر نیست.( بصائر الدرجات، ص 141)
لذا ممکن است اسلحه‏اى را که حضرت ویاورانش به کار مى‏برند از وسایلى باشد که بتواند همه دستگاه‏هاى دشمنان را از کار بیندازد ولى در مقابل، هیچ دستگاهى بر آن کارگر نباشد، همان گونه که در این زمان، بشقاب پرنده‏ها واشیاى نورانى شناخته نشده را مشاهده مى‏کنیم.
رابعاً: پیروزى عمده امام زمان (ع) وسیطره آن حضرت بر جهان از راه اقبال مردمى به سوى ایشان است. ودیگر از راه ترس ورعبى است که خداوند در قلوب مخالفان وظالمان قرار مى‏دهد تا تمام تسلیحات خود را بر زمین گذارده، فرار کرده یا تسلیم مى‏شوند، خصوصاً آنکه در ابتداى ظهور، وقتى مقدارى از معجزات حضرت را مشاهده کردند مى‏فهمند که امر او الهى است ونمى‏توان با مرد الهى مقابله کرد، بدین جهت تسلیم حضرت مى‏شوند وگروه اندکى نیز که به مخالفت ومقابله مى‏پردازند نابود مى‏شوند.
خامساً: از کجا که در زمان ظهور حضرت مهدى (ع)، این اسلحه خطرناک در اختیار بشر باقى مانده باشد؛ زیرا ممکن است که در اثر حوادث وآشوب‏ها وجنگ‏هاى جهانى که پیش از ظهور آن حضرت اتفاق مى‏افتد این اسلحه‏ها نابود شود.
سادساً: جنگ‏ها وکشتارهاى بى‏رحمانه، نتیجه جهل وضلالت وبى خردى بشر است. حال اگر در عصر ظهور، عقل مردم کامل شود، بر فرض که سلاح‏هاى خطرناک در اختیار داشته باشند آن را بر ضدّ یکدیگر به کار نمى‏گیرند؛ ونیروهایى که آن سلاح‏ها را در اختیار دارند پى به حقّانیت حضرت برده ویا با ایجاد رعب ووحشت که در دلشان قرار مى‏گیرد از به کار بردن آن بر ضدّ حضرت خوددارى مى‏کنند.

پرسش 15: کشتارى که در روایات مهدویت به آن اشاره شده به چه وقتى اشاره دارد؟
پاسخ : اخبارى که در آنها، کشتار در حجم وسیعى را مطرح کرده‏اند بر دو قسم است:
الف. قسمتى از آنها مربوط به ملاحم وفتنه‏هاى قبل ظهور است وهیچ گونه ارتباطى به دوران ظهور ندارد وتنها ناظر به اوضاع نابسامان جهان پیش از ظهور است. بیشتر این روایات از روایات مرسه اهل سنت است.
ب. دسته‏اى دیگر از روایات مربوط به هنگامه ظهور وحکومت امام زمان (ع) است.
این نوع روایات نیز بر دو گونه‏اند:
1 - روایاتى که از طریق عامه واز نبویّات است وبیشتر آنها مشکل سندى دارد، به طورى که بعضى از آنها مرسل، وبرخى دیگر به پیامبر (ص) منتهى نمى‏شود، بلکه از افرادى مانند کعب‏الاحبار نقل شده که در زمان پیامبر مسلمان نبوده است.
عمده این روایات از اسرائیلیات است که با اغراض مختلفى وارد کتاب‏هاى روایى شده‏اند. عالمى از اهل سنّت مانند ابن‏کثیر، هنگامى که به روایات امثال کعب‏الاحبار مى‏رسد مى‏گوید: «خدا ما را از این همه اخبار دروغى که وارد تفسیرها وکتاب‏هاى روایى و… شده، بى‏نیاز کند…».( تفسیر ابن‏کثیر، ج 4، ص 17)
2 - روایاتى که از طرق اهل بیت: نقل شده ویا در کتاب‏هاى شیعه ذکر شده است. در این کتاب‏ها، اخبار منقول از اهل بیت: وبرخى دیگر که نقل شده به آن حضرت منتهى نمى‏شود.

پرسش16 : با امکان هدایت بشر از راه دعوت اخلاقى وتربیت انسانى، چرا امام زمان‏علیه‏السلام از شمشیر استفاده مى‏کند؟
پاسخ : از کارهاى حتمى امام موعود (ع) جنگى تمام عیار با تمام انسان‏هاى خون آشام است. در مسأله جنگ ممکن است چنین انگاشته شود که هدایت انسان وساختن جامعه بشرى با دعوت اخلاقى وتربیت درست، امکان‏پذیر است ونیازى به خونریزى وجنگ نیست.
مطالعه تاریخ بشرى -از روزى که تاریخى بر جاى مانده است- به خوبى این واقعیت را آشکار مى‏سازد که موانع راه رشد وتکامل انسان جز با قدرت وخونریزى از سر راه برداشته نمى‏شود، وتعالیم اخلاقى واصول تربیتى هر چند تأثیرهاى ژرف وگسترده داشته است لیکن این تأثیرها در برخى از افراد نجیب انسانى بوده است، ودر طبقه سلطه‏طلب ودنیادار واستثمارگر که منابع اقتصادى، سیاسى ونظامى جامعه‏ها را در دست داشته ودارند، یا هیچ تأثیرى نداشته و یا تأثیر آن تحوّل‏آفرین ودگرگون‏ساز نبوده است. براى تربیت وهدایت آنان باید عامل دیگرى به کار مى‏رفته است تا سدّ راه انسان‏ها نگردند وراه رشد را بر توده‏ها نبندند، تا همگان بتوانند بى‏هیچ‏گونه مانعى به راه رشد خویش ادامه دهند. از این رو مسأله جنگ وکاربرد نیروبه عنوان یک ضرورت براى دستیابى به هدف‏هاى انسانى مطرح مى‏گردد. اسلام، با توجه به همین واقعیت‏ها جنگ را نه به عنوان هدف وآرمان بلکه به عنوان راه ووسیله براى تحقق توحید و عدل پذیرفته است.
در قرآن کریم آمده است: {وَقاتِلُوهُمْ حَتّى لاتَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ للَّهِِ…}؛
«با آنان نبرد کنید تا دیگر فتنه‏اى نباشد ودین، همه‏اش براى خدا گردد…».( سوره بقره، آیه 193)
از این رو پیامبر اسلام که «رحمة للعالمین» است فرمود:«الخیر کلّه فى السیف وتحت ظلّ السیف، ولایقیم الناس إلّا السیف، والسیوف مقالید الجنّة والنار»؛«تمام نیکى وخیر در شمشیر است ودر زیر سایه شمشیر، ومردمان را جز شمشیر راست نمى‏کند. وشمشیرها کلیدهاى بهشت ودوزخند.»( وسائل الشیعة، ج 11، ص5)
امام باقر (ع) فرمود: «…إنّ فى القائم من آل محمّد شبهاً من خمسة من الرسل… وأمّا شبهه من جدّه المصطفى فخروجه بالسیف وقتله أعداء اللَّه وأعداء رسوله والجبّارین والطواغیت، وأنّه ینصر بالسیف والرعب …»؛ «قائم آل محمد: شباهت‏هایى با پنج تن از پیامبران دارد… امّا شباهت او به جدّ خود رسول اکرم (ص) قیام با شمشیر است وکشتن دشمنان خدا وپیامبرش، وجبّاران وسرکشان، او با شمشیر وترس [که در دل جباران افکنده مى‏شود] مدد مى‏گردد.»( کمال الدین، ج 1، ص 7)

پرسش 17: شیوه ورفتار امام زمان‏علیه‏السلام با ظالمان ودشمنان چگونه خواهد بود؟
پاسخ : مطابق برخى از روایات کسانى مورد غضب امام عصر (ع) قرار مى‏گیرند که حجت بر آنان تمام شده ولى عناد وسرکشى کرده وحجّت خدا را نمى‏پذیرند.
امام صادق (ع) فرمود: «…در این هنگام قائم (ع) ظهور مى‏کند وسبب نقمت خدا وخشم وغضب او بر بندگان مى‏گردد؛ زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمى‏گیرد مگر بعد از آنکه حجّتش را انکار کنند».

پرسش 18: آیا امام زمان‏علیه‏السلام در مقابله خود با منحرفان، از منحرفان شیعه شروع مى‏کند؟
پاسخ : مفضل بن عمر مى‏گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مى‏فرمود: «اگر قائم ما قیام کند از دروغ‏گویان شیعه شروع کرده، آنها را به قتل خواهد رساند».( اختیار معرفة الرجال، ج 2، ص 589)
در توجیه این حدیث مى‏گوییم:
اولاً: بعد از چشم‏پوشى از ضعف سند حدیث، مى‏دانیم که کلمه «شیعه» فرقه امامیه، اسماعیلیه، زیدیه ودیگر فرقه‏هاى شیعى را شامل مى‏شود، همان گونه که بر کسى که خود را به تشیّع نسبت داده ولى بعد از مدّتى از خطّ اهل بیت منحرف شده است اطلاق مى‏گردد. ابوالخطاب، مغیرة بن سعید، احمد بن هلال عبرتایى، ابن ابى‏العزاقر ودیگر منحرفین که ادعاى تشیّع داشتند، در حالى که اهل بیت: از آنها بى‏زار بودند از این دسته‏اند. لذا کشّى خبر فوق را تحت عنوان «ما روى فى محمّد بن ابى‏زینب» معروف به ابوالخطاب که فرقه خطابیه به او نسبت داده مى‏شود، نقل کرده است. او کسى بود که احادیث زیادى از طرف امام در مورد لعن ونفرین او صادر شد واز خداوند طلب نمود که حرارت شمشیر را به او بچشاند.( همان، ص 591)
در نتیجه: مقصود از کذابین شیعه، همین افراد ویا فرقه‏هاى دیگر شیعه، غیر از امامیه‏اند که با نسبت‏هاى ناروا ودروغ، گروهى را منحرف کرده‏اند ولذا امامان شیعه آنها را لعن کرده وحکم به کفر آنها نموده واز آنها تبرّى جسته‏اند. وهنگام ظهور نیز امام زمان (ع) در ابتدا آنها را نابود خواهد کرد.
ثانیاً: از آن جهت که حضرت مهدى (ع) مردم را دعوت به اسلام ناب محمّدى که در تشیّع اصیل متبلور است دعوت مى‏کند، باید در مرتبه اوّل منحرفین از این راه اصیل را از بین برده، تا بتواند دیگران را به این راه وارد کند. کسانى که مقابله با آنها به مراتب سخت‏تر ودشوارتر از کفّار وصاحبان ادیان ومذاهب دیگر است.
در نتیجه: حدیث فوق هرگز ربطى به راویان حدیث اهل بیت: ندارد، آن‏هایى که علوم اهل بیت را اخذ کرده وبا دقت تمام به دست آیندگان رساندند. آنان کسانى بودند که از طریق امامان شیعه مورد مدح وستایش قرار گرفتند که مى‏توان در رأس آنها از زراره، محمّد بن مسلم، برید عجلى، ابوبصیر نام برد.

پرسش 19: وظایف حضرت عیسى‏علیه‏السلام بعد از نزول از آسمان چیست؟
پاسخ : ابوهریره در حدیثى از رسول خدا (ص) نقل مى‏کند که فرمود: «…او از آسمان فرود مى‏آید… با مردم به جهت دعوت به اسلام جنگ خواهد کرد، صلیب را خرد کرده وخوک را مى‏کشد وجزیه وضع مى‏کند. خداوند در عصر او همه ملت‏ها به جز اسلام را نابود مى‏گرداند ومسیح دجال را نیز به هلاکت مى‏رساند. در روى زمین چهل سال درنگ مى‏کند وبعد از وفات، مسلمانان بر او نماز مى‏گزارند».( سنن ابى‏داوود، ج 2، ص 319، ح 4324 ؛ کنزالعمال، ج 14، ص 333، ح 38843)
ممکن است که مقصود از کشتن خوک، کنایه از تحریم خوردن آن بر مسیحیان آن عصر باشد. ومقصود از وضع جزیه، کنایه از ابطال جمیع ادیان است.( المسیح المنتظر ونهایة العالم، ص 240)

پرسش 20: حضرت عیسى‏علیه‏السلام بعد از نزول به چه شریعتى عمل مى‏کند؟
پاسخ : از برخى روایات استفاده مى‏شود که حضرت عیسى (ع) بعد از فرود آمدن از آسمان، به شریعت اسلام عمل مى‏کند نه به شریعت خود.
سمره از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «عیسى بن مریم در حالى که تصدیق کننده به محمّد (ص) وبر ملت او است نزول مى‏کند، آن گاه دجال را به قتل مى‏رساند…».( مسند احمد، ج 5، ص 13 ؛ المعجم الکبیر، ج 7، ص 221)
ابن حبّان در صحیح خود از ابوهریره نقل کرده که گفت: از رسول خدا (ص) شنیدم که مى‏فرمود: «…وهنگامى که سر از رکوع برمى‏دارد «سمع اللَّه لمن حمده» مى‏گوید…».( صحیح ابن حبّان، ج 5، ص 223)

پرسش21 : منجى ورهبر در حکومت عدل توحیدى جهانى کیست؟
پاسخ : در مورد سؤال فوق سه احتمال وجود دارد:
1 - منجى ورهبر جهانى همان عیسى بن مریم است، ومنظور از مهدى نیز اوست.
2 - منجى ورهبر، مهدى موعود اسلامى است، که از او به مسیح نیز تعبیر شده‏است.
3 - منجى ورهبر، حضرت مهدى است که حضرت عیسى نیز از جانب خداوند به مساعدت او مى‏شتابد.
ادلّه احتمال اول
1 - لفظ مسیح که مقصود از آن، نجات بخش ومنجى است لقب حضرت عیسى (ع) مى‏باشد.
2 - در برخى از اناجیل وروایات اسلامى به طول عمر حضرت مسیح در آخرالزمان اشاره شده است.( انجیل متّى، 20-19/28)
3 - در برخى از روایات آمده: «ولا مهدىّ إلّا عیسى بن مریم»؛ «ومهدى به جز عیسى بن مریم نیست.»
اولاً: نامگذارى حضرت عیسى (ع) به مسیح بر استقلال او در برپایى حکومت عدل جهانى دلالت ندارد؛ زیرا نام «مسیح» را برخى از کاتبان اناجیل بر حضرت مسیح اطلاق نمودند وقرآن نیز به جهت شهرت آن بر آن حضرت اطلاق کرده است. ودیگر اینکه کافى است در لقب دادن حضرت عیسى به مسیح به جهت آنکه در تأسیس حکومت عدل جهانى مشارکت دارد.
ثانیاً: توافق اسلام ومسیحیت در بازگشت حضرت عیسى (ع) در آخرالزمان وطول عمر او دلالت بر استقلال ایشان در تشکیل حکومت ورهبرى ندارد.
ثالثاً: در مورد حدیث «ولا مهدىّ إلّا عیسى بن مریم» که ابن ماجه آن را در سنن خود نقل کرده اشکالاتى وجود دارد:
الف. این حدیث معارض با روایات متواترى است که مهدى را از ذریه رسول‏خدا (ص) معرفى کرده است.
ب. این روایت از منفردات محمّد بن خالد جندى است وتنها اوست که آن را نقل کرده است در حالى که او کسى است که به تعبیر آبرى، نزد اهل سنّت معروف نیست. وبه تعبیر حاکم نیشابورى، مجهول بوده ونقل حدیثش به جهت تعجب است.( المنار المنیف، ص 129) لذا قرطبى مى‏گوید: «احادیث نبوى که دلالت بر خروج مهدى (ع) از عترت پیامبر (ص) واز اولاد فاطمه (س) دارد اصحّ از این حدیث است وحکم، مطابق آن احادیث است».( التذکرة، ج 2، ص 299)
ابونعیم اصفهانى نیز حدیث را غریب مى‏داند.( حلیة الاولیاء، ج 9، ص 161)
دلیل احتمال دوم:
مسیح در لغت گر چه به معناى مسح شده است ولى این کلمه لقب کسى قرار گرفته که از جانب خداوند مسح شده وقابلیّت براى نجات عالم را دارد، ومطابق روایات این قابلیّت تنها براى حضرت مهدى (ع) است.
پاسخ:
اولاً: لقب دادن حضرت مهدى (ع) به «مسیح» به معنایى که ذکر شده گر چه امر معقولى است ولى در روایات به آن اشاره نشده است.
ثانیاً: از مجموعه احادیث استفاده مى‏شود که حضرت مسیح با تشریک مساعى با حضرت مهدى (ع) امر حکومت جهانى را به پیش خواهند برد.
ادلّه احتمال سوم:
از مجموعه قرائن وادله به دست مى‏آید که حکومت جهانى با رهبرى حضرت مهدى (ع) وتشریک مساعى حضرت عیسى (ع) بر پا خواهد شد زیرا:
1 - امام مهدى (ع) وارث طرح کامل حکومت عدل جهانى توحیدى از رسول اکرم (ص) است.
2 - در روایات اسلامى آمده است که حضرت عیسى از امامت جماعت بر مسلمین امتناع کرده وامام مهدى (ع) را به عنوان امامت معرفى مى‏کند.
3 - حکمت اقتضا مى‏کند که رهبر حکومت جهانى از امت اسلام باشد.
4 - در عبارات اناجیل آمده است که حضرت عیسى به کمک شخصى به نام «فرزند انسان» از آسمان فرود آمده وبا مساعدت او این حکومت بر پا خواهد شد.

پرسش 22: زندگانى حضرت عیسى‏علیه‏السلام بعد از نزول چه مقدار است؟
پاسخ : از برخى روایات استفاده مى‏شود، حضرت عیسى بعد از نزول به زمین چهل سال عمر مى‏کند ودر این مدت ازدواج کرده، بعد از رحلت مسلمانان بر او نماز مى‏گزارند:
1 - ابوهریره در حدیثى از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «…او -مسیح- چهل سال در روى زمین مکث خواهد کرد وبعد از وفاتش مسلمانان بر او نماز مى‏گزارند».( مسند احمد، ج 2، ص 406 ؛ سنن ابى‏داوود، ج 2، ص 319)
2- عبداللَّه بن عمر از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «عیسى بن مریم به زمین فرود مى‏آید وازدواج مى‏کند وفرزنددار مى‏شود».( المنتظم، ج 2، ص 39)

http://www.porsojoo.com

مطالب مربوط:

آمار بازدید:132

نظر شما؟