چند پرسش در مورد ظهور منجی (قسمت دوم)
پرسش 12: مقصود از اصلاح امر حضرت مهدىعلیهالسلام در یک شب چیست؟
پاسخ : مطابق روایات شیعه وسنّى، خداوند متعال امر حضرت مهدى (ع) را در یک شب اصلاح خواهد کرد؛
ابوبصیر از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «خداوند عزّوجلّ امر او را در یک شب اصلاح خواهد نمود».
ونیز از امام حسین (ع) نقل است که فرمود: «قائم ما اهل بیت [کسى است که] خداوند متعال امر او را در یک شب اصلاح وآماده خواهد نمود».
ابن ماجه از امام على (ع) نقل کرده که رسول خدا (ص) فرمود: «مهدى از ما اهل بیت است که خداوند (امر) او را در یک شب اصلاح وآماده خواهد نمود».( سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1376)
مقصود به اصلاح امر حضرت در یک شب آن است که مقدمات نصر وپیروزى را در اسرع وقت، ودر یک شب فراهم کرده واو را مأمور به ظهور خواهد نمود. واولین اقدامى که براى او خواهد نمود اجتماع اصحاب خاص آن حضرت است.
ولى چیزى که باقى مىماند اینکه چگونه امر حضرت در یک شب اصلاح وآماده مىشود در حالى که مطابق روایات، گروهى همانند جیش سفیانى ودجال ودیگران به مبارزه با او خواهند پرداخت.
اولاً: ممکن است مقصود از «یک شب» که در روایات آمده کنایه از سرعت اصلاح امر امام زمان (ع) باشد.
ثانیاً: ممکن است مقصود از اصلاح امر حضرت (ع) پیروزى در یک شب باشد.
ثالثاً: ممکن است مقصود از اصلاح امر حضرت، تنها مقدمهسازى براى اعلان ظهور باشد، گر چه پیروزى نهایى به طول انجامد.
رابعاً: از آنجا که معارضه با مخالفان به سرعت وبا اعجاز انجام مىگیرد، لذا تعبیر به یک شب شده است.
پرسش 13: آیا پیروزى حضرت مهدىعلیهالسلام بر مخالفان وگسترش حکومتش همراه با اعجاز است؟
پاسخ : در مورد سؤال فوق سه احتمال وجود دارد:
1 - اینکه نصرت حضرت وپیاده کردن حکومت جهانى تماماً با اعجاز وقدرت خارقالعاده الهى باشد. ولى این احتمال از جهاتى قابل مناقشه است:
الف. اگر اعجاز راه صحیحى براى دعوت الهى بود، حضرت مىتوانست در خلال غیبت صغرا از آن براى سیطره بر عالم استفاده کند.
ب. با اعجاز احتیاج به تعداد زیادى از اصحاب نیست.
ج. مطابق برخى روایات بین حضرت ومخالفینش جنگ وخونریزى شدیدى در خواهد گرفت، ودر صورت اعجاز تام، احتیاج به این کارها نیست.
2 - اینکه خداوند متعال اراده کرده که حضرت مهدى (ع) به صورت عادى بر دشمنان خود غالب شده وحکومت عدل جهانى را گسترش دهد، بدون آنکه کوچکترین کمکى از راه اعجاز در پیشبرد اهداف او بشود.
این احتمال نیز خالى از اشکال نیست زیرا مطابق روایات، حضرت مهدى (ع) مورد عنایت وتأیید خاص الهى در جهت ظهورش خواهد بود.
3 - با ردّ دو احتمال پیشین به این نتیجه مىرسیم که نصرت حضرت به طور طبیعى وعادى خواهد بود، گر چه این نصرت همراه با تأییدات جزئى وخاصّى از جانب خداوند است، زیرا همان گونه که مىدانیم بشر در عصر ظهور مورد ظلم وستم فراوان است، واز طرفى از حیث فرهنگى ورشد عقلانى، عموم بشر به بالاترین سطح خود رسیده است، ولذا به دنبال چنین رهبرى الهى مىگردد که با لبیک به دعوتش از او پیروى نماید. هرگز ابرقدرتها با همه امکاناتى که دارند نمىتوانند در مقابل اراده ملتها بایستند. اگر مردم همگى یکپارچه ویک صدا فریاد برآورند، دشمنانشان به زانو در خواهند آمد. مگر نبود که در صدر اسلام چگونه مردم فوج فوج داخل اسلام شده ودعوت پیامبر را پذیرفتند؟ در عصر ظهور نیز هنگامى که مردم دنیا از وسایل ارتباط جمعى خبر قیام مصلحى جهانى را بشنوند به او گرویده واز او حمایت خواهند کرد، وکسى نمىتواند در صورت اقبال مردم با اراده آنها مقابله کند. گر چه هر کجا که مانعى خاص پیدا شده خداوند متعال به کمک او آمده واز حضرت حمایت خواهد نمود.
ولذا در روایات آمده است که امام زمان (ع) با نصرت وترسى که در دل دشمنان مىافتد حمایت خواهد شد. این ممکن است که به صورت عادى باشد؛ زیرا با نصرت مردم که به عنایت خداوند واقبال مردم است، چنان رعبى در دل دشمنان خواهد افتاد که همه امکانات خود را گذارده، فرار خواهند نمود.
امیر مؤمنان على (ع) مىفرماید: «هنگامى که حضرت مهدى (ع) ظهور مىکند نام مبارکش بر سر زبانها خواهد بود، ووجود مردم سرشار از عشق به مهدى است، به گونهاى که جز نام او هیچ نامى در یاد وزبان آنان نیست، وبا دوستى او روح خود را سیراب مىکنند».( الحاوى للفتاوى، ج 2، ص 68)
پرسش 14: آیا حضرت مهدىعلیهالسلام با شمشیر قیام خواهد کرد؟
پاسخ : برخى سؤال مىکنند که مطابق برخى روایات، امام زمان (ع) با شمشیر قیام خواهد کرد وبا آن به مقابله با مخالفان حق وحقیقت وظالمان خواهد پرداخت. این مسأله قابل پذیرش نیست، زیرا چگونه ممکن است یک نفر با شمشیر در مقابل تسلیحات کشتار جمعى جدید ومخرّب که مىتواند کلّ کره زمین را چندین بار نابود کند ایستاده ومقابله کند.
اصل این مسأله در روایات به آن اشاره شده است. محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: «… وأمّا شبهه من جدّه المصطفى (ص) فخروجه بالسیف وقتله أعداء اللَّه وأعداء رسوله(ص) والجبّارین والطواغیت، وأنّه ینصر بالسیف والرعب…»؛ «وامّا شباهت مهدى به جدّش مصطفى (ص) به خروج با شمشیر وکشتن دشمنان خدا ودشمنان رسولش وجبّاران وطاغوتها است. وهمانا او به توسط شمشیر وترس نصرت ویارى خواهد شد…».( بحارالأنوار، ج 51، ص 218)
ولى بحث در آن است که مقصود از شمشیر چیست؟آیا شمشیر موضوعیّت وخصوصیّت دارد، یا اشاره به چیزى دیگر است؟
اولاً: چه اشکالى دارد که شخصى با شمشیر ولى همراه با اعجاز الهى که حضرت را مساعدت مىکند با دشمنان خود به مقابله پردازد؟
ثانیاً: به احتمال زیاد مقصود از شمشیر، قوّت واسلحه است زیرا مسلمانان در آن عصر یعنى قبل از هزار سال اسلحهاى به جز شمشیر نداشته وهرگز به ذهن آنها چنین تسلیحاتى خطور نمىکرده است، لذا از «اسلحه» به شمشیر تعبیر شده است.
در این صورت دو احتمال وجود دارد:
الف. اینکه امام زمان (ع) نیز به قدرت واعجاز الهى ویا از راه تسلط بر تسلیحات موجود بر ضد مخالفان وظالمان استفاده مىکند.
ب. احتمال دیگر آن است که امام زمان (ع) با تسلط بر مراکز تصمیمگیرى واز کار انداختن وسایل جنگى آنها که با هستههاى مرکزى ارتباط دارد، تمام آنها را از راه اعجاز یا طریق عادى از کار مىاندازد.
ثالثاً: مطابق برخى روایات، شمشیرهاى اصحاب حضرت از آهن است، ولى نه مثل این آهنهایى که در دسترس ما قرار دارد، بلکه به گونهاى است که اگر یکى از آنان با شمشیر خود بر کوه زند، آن را دو نیم مىکند. وبنابر تعبیر دیگر، وسیله دفاعى آنان به گونهاى است که اسلحه دشمن هرگز بر آنها کارگر نیست.( بصائر الدرجات، ص 141)
لذا ممکن است اسلحهاى را که حضرت ویاورانش به کار مىبرند از وسایلى باشد که بتواند همه دستگاههاى دشمنان را از کار بیندازد ولى در مقابل، هیچ دستگاهى بر آن کارگر نباشد، همان گونه که در این زمان، بشقاب پرندهها واشیاى نورانى شناخته نشده را مشاهده مىکنیم.
رابعاً: پیروزى عمده امام زمان (ع) وسیطره آن حضرت بر جهان از راه اقبال مردمى به سوى ایشان است. ودیگر از راه ترس ورعبى است که خداوند در قلوب مخالفان وظالمان قرار مىدهد تا تمام تسلیحات خود را بر زمین گذارده، فرار کرده یا تسلیم مىشوند، خصوصاً آنکه در ابتداى ظهور، وقتى مقدارى از معجزات حضرت را مشاهده کردند مىفهمند که امر او الهى است ونمىتوان با مرد الهى مقابله کرد، بدین جهت تسلیم حضرت مىشوند وگروه اندکى نیز که به مخالفت ومقابله مىپردازند نابود مىشوند.
خامساً: از کجا که در زمان ظهور حضرت مهدى (ع)، این اسلحه خطرناک در اختیار بشر باقى مانده باشد؛ زیرا ممکن است که در اثر حوادث وآشوبها وجنگهاى جهانى که پیش از ظهور آن حضرت اتفاق مىافتد این اسلحهها نابود شود.
سادساً: جنگها وکشتارهاى بىرحمانه، نتیجه جهل وضلالت وبى خردى بشر است. حال اگر در عصر ظهور، عقل مردم کامل شود، بر فرض که سلاحهاى خطرناک در اختیار داشته باشند آن را بر ضدّ یکدیگر به کار نمىگیرند؛ ونیروهایى که آن سلاحها را در اختیار دارند پى به حقّانیت حضرت برده ویا با ایجاد رعب ووحشت که در دلشان قرار مىگیرد از به کار بردن آن بر ضدّ حضرت خوددارى مىکنند.
پرسش 15: کشتارى که در روایات مهدویت به آن اشاره شده به چه وقتى اشاره دارد؟
پاسخ : اخبارى که در آنها، کشتار در حجم وسیعى را مطرح کردهاند بر دو قسم است:
الف. قسمتى از آنها مربوط به ملاحم وفتنههاى قبل ظهور است وهیچ گونه ارتباطى به دوران ظهور ندارد وتنها ناظر به اوضاع نابسامان جهان پیش از ظهور است. بیشتر این روایات از روایات مرسه اهل سنت است.
ب. دستهاى دیگر از روایات مربوط به هنگامه ظهور وحکومت امام زمان (ع) است.
این نوع روایات نیز بر دو گونهاند:
1 - روایاتى که از طریق عامه واز نبویّات است وبیشتر آنها مشکل سندى دارد، به طورى که بعضى از آنها مرسل، وبرخى دیگر به پیامبر (ص) منتهى نمىشود، بلکه از افرادى مانند کعبالاحبار نقل شده که در زمان پیامبر مسلمان نبوده است.
عمده این روایات از اسرائیلیات است که با اغراض مختلفى وارد کتابهاى روایى شدهاند. عالمى از اهل سنّت مانند ابنکثیر، هنگامى که به روایات امثال کعبالاحبار مىرسد مىگوید: «خدا ما را از این همه اخبار دروغى که وارد تفسیرها وکتابهاى روایى و… شده، بىنیاز کند…».( تفسیر ابنکثیر، ج 4، ص 17)
2 - روایاتى که از طرق اهل بیت: نقل شده ویا در کتابهاى شیعه ذکر شده است. در این کتابها، اخبار منقول از اهل بیت: وبرخى دیگر که نقل شده به آن حضرت منتهى نمىشود.
پرسش16 : با امکان هدایت بشر از راه دعوت اخلاقى وتربیت انسانى، چرا امام زمانعلیهالسلام از شمشیر استفاده مىکند؟
پاسخ : از کارهاى حتمى امام موعود (ع) جنگى تمام عیار با تمام انسانهاى خون آشام است. در مسأله جنگ ممکن است چنین انگاشته شود که هدایت انسان وساختن جامعه بشرى با دعوت اخلاقى وتربیت درست، امکانپذیر است ونیازى به خونریزى وجنگ نیست.
مطالعه تاریخ بشرى -از روزى که تاریخى بر جاى مانده است- به خوبى این واقعیت را آشکار مىسازد که موانع راه رشد وتکامل انسان جز با قدرت وخونریزى از سر راه برداشته نمىشود، وتعالیم اخلاقى واصول تربیتى هر چند تأثیرهاى ژرف وگسترده داشته است لیکن این تأثیرها در برخى از افراد نجیب انسانى بوده است، ودر طبقه سلطهطلب ودنیادار واستثمارگر که منابع اقتصادى، سیاسى ونظامى جامعهها را در دست داشته ودارند، یا هیچ تأثیرى نداشته و یا تأثیر آن تحوّلآفرین ودگرگونساز نبوده است. براى تربیت وهدایت آنان باید عامل دیگرى به کار مىرفته است تا سدّ راه انسانها نگردند وراه رشد را بر تودهها نبندند، تا همگان بتوانند بىهیچگونه مانعى به راه رشد خویش ادامه دهند. از این رو مسأله جنگ وکاربرد نیروبه عنوان یک ضرورت براى دستیابى به هدفهاى انسانى مطرح مىگردد. اسلام، با توجه به همین واقعیتها جنگ را نه به عنوان هدف وآرمان بلکه به عنوان راه ووسیله براى تحقق توحید و عدل پذیرفته است.
در قرآن کریم آمده است: {وَقاتِلُوهُمْ حَتّى لاتَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ للَّهِِ…}؛
«با آنان نبرد کنید تا دیگر فتنهاى نباشد ودین، همهاش براى خدا گردد…».( سوره بقره، آیه 193)
از این رو پیامبر اسلام که «رحمة للعالمین» است فرمود:«الخیر کلّه فى السیف وتحت ظلّ السیف، ولایقیم الناس إلّا السیف، والسیوف مقالید الجنّة والنار»؛«تمام نیکى وخیر در شمشیر است ودر زیر سایه شمشیر، ومردمان را جز شمشیر راست نمىکند. وشمشیرها کلیدهاى بهشت ودوزخند.»( وسائل الشیعة، ج 11، ص5)
امام باقر (ع) فرمود: «…إنّ فى القائم من آل محمّد شبهاً من خمسة من الرسل… وأمّا شبهه من جدّه المصطفى فخروجه بالسیف وقتله أعداء اللَّه وأعداء رسوله والجبّارین والطواغیت، وأنّه ینصر بالسیف والرعب …»؛ «قائم آل محمد: شباهتهایى با پنج تن از پیامبران دارد… امّا شباهت او به جدّ خود رسول اکرم (ص) قیام با شمشیر است وکشتن دشمنان خدا وپیامبرش، وجبّاران وسرکشان، او با شمشیر وترس [که در دل جباران افکنده مىشود] مدد مىگردد.»( کمال الدین، ج 1، ص 7)
پرسش 17: شیوه ورفتار امام زمانعلیهالسلام با ظالمان ودشمنان چگونه خواهد بود؟
پاسخ : مطابق برخى از روایات کسانى مورد غضب امام عصر (ع) قرار مىگیرند که حجت بر آنان تمام شده ولى عناد وسرکشى کرده وحجّت خدا را نمىپذیرند.
امام صادق (ع) فرمود: «…در این هنگام قائم (ع) ظهور مىکند وسبب نقمت خدا وخشم وغضب او بر بندگان مىگردد؛ زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمىگیرد مگر بعد از آنکه حجّتش را انکار کنند».
پرسش 18: آیا امام زمانعلیهالسلام در مقابله خود با منحرفان، از منحرفان شیعه شروع مىکند؟
پاسخ : مفضل بن عمر مىگوید: از امام صادق (ع) شنیدم که مىفرمود: «اگر قائم ما قیام کند از دروغگویان شیعه شروع کرده، آنها را به قتل خواهد رساند».( اختیار معرفة الرجال، ج 2، ص 589)
در توجیه این حدیث مىگوییم:
اولاً: بعد از چشمپوشى از ضعف سند حدیث، مىدانیم که کلمه «شیعه» فرقه امامیه، اسماعیلیه، زیدیه ودیگر فرقههاى شیعى را شامل مىشود، همان گونه که بر کسى که خود را به تشیّع نسبت داده ولى بعد از مدّتى از خطّ اهل بیت منحرف شده است اطلاق مىگردد. ابوالخطاب، مغیرة بن سعید، احمد بن هلال عبرتایى، ابن ابىالعزاقر ودیگر منحرفین که ادعاى تشیّع داشتند، در حالى که اهل بیت: از آنها بىزار بودند از این دستهاند. لذا کشّى خبر فوق را تحت عنوان «ما روى فى محمّد بن ابىزینب» معروف به ابوالخطاب که فرقه خطابیه به او نسبت داده مىشود، نقل کرده است. او کسى بود که احادیث زیادى از طرف امام در مورد لعن ونفرین او صادر شد واز خداوند طلب نمود که حرارت شمشیر را به او بچشاند.( همان، ص 591)
در نتیجه: مقصود از کذابین شیعه، همین افراد ویا فرقههاى دیگر شیعه، غیر از امامیهاند که با نسبتهاى ناروا ودروغ، گروهى را منحرف کردهاند ولذا امامان شیعه آنها را لعن کرده وحکم به کفر آنها نموده واز آنها تبرّى جستهاند. وهنگام ظهور نیز امام زمان (ع) در ابتدا آنها را نابود خواهد کرد.
ثانیاً: از آن جهت که حضرت مهدى (ع) مردم را دعوت به اسلام ناب محمّدى که در تشیّع اصیل متبلور است دعوت مىکند، باید در مرتبه اوّل منحرفین از این راه اصیل را از بین برده، تا بتواند دیگران را به این راه وارد کند. کسانى که مقابله با آنها به مراتب سختتر ودشوارتر از کفّار وصاحبان ادیان ومذاهب دیگر است.
در نتیجه: حدیث فوق هرگز ربطى به راویان حدیث اهل بیت: ندارد، آنهایى که علوم اهل بیت را اخذ کرده وبا دقت تمام به دست آیندگان رساندند. آنان کسانى بودند که از طریق امامان شیعه مورد مدح وستایش قرار گرفتند که مىتوان در رأس آنها از زراره، محمّد بن مسلم، برید عجلى، ابوبصیر نام برد.
پرسش 19: وظایف حضرت عیسىعلیهالسلام بعد از نزول از آسمان چیست؟
پاسخ : ابوهریره در حدیثى از رسول خدا (ص) نقل مىکند که فرمود: «…او از آسمان فرود مىآید… با مردم به جهت دعوت به اسلام جنگ خواهد کرد، صلیب را خرد کرده وخوک را مىکشد وجزیه وضع مىکند. خداوند در عصر او همه ملتها به جز اسلام را نابود مىگرداند ومسیح دجال را نیز به هلاکت مىرساند. در روى زمین چهل سال درنگ مىکند وبعد از وفات، مسلمانان بر او نماز مىگزارند».( سنن ابىداوود، ج 2، ص 319، ح 4324 ؛ کنزالعمال، ج 14، ص 333، ح 38843)
ممکن است که مقصود از کشتن خوک، کنایه از تحریم خوردن آن بر مسیحیان آن عصر باشد. ومقصود از وضع جزیه، کنایه از ابطال جمیع ادیان است.( المسیح المنتظر ونهایة العالم، ص 240)
پرسش 20: حضرت عیسىعلیهالسلام بعد از نزول به چه شریعتى عمل مىکند؟
پاسخ : از برخى روایات استفاده مىشود که حضرت عیسى (ع) بعد از فرود آمدن از آسمان، به شریعت اسلام عمل مىکند نه به شریعت خود.
سمره از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «عیسى بن مریم در حالى که تصدیق کننده به محمّد (ص) وبر ملت او است نزول مىکند، آن گاه دجال را به قتل مىرساند…».( مسند احمد، ج 5، ص 13 ؛ المعجم الکبیر، ج 7، ص 221)
ابن حبّان در صحیح خود از ابوهریره نقل کرده که گفت: از رسول خدا (ص) شنیدم که مىفرمود: «…وهنگامى که سر از رکوع برمىدارد «سمع اللَّه لمن حمده» مىگوید…».( صحیح ابن حبّان، ج 5، ص 223)
پرسش21 : منجى ورهبر در حکومت عدل توحیدى جهانى کیست؟
پاسخ : در مورد سؤال فوق سه احتمال وجود دارد:
1 - منجى ورهبر جهانى همان عیسى بن مریم است، ومنظور از مهدى نیز اوست.
2 - منجى ورهبر، مهدى موعود اسلامى است، که از او به مسیح نیز تعبیر شدهاست.
3 - منجى ورهبر، حضرت مهدى است که حضرت عیسى نیز از جانب خداوند به مساعدت او مىشتابد.
ادلّه احتمال اول
1 - لفظ مسیح که مقصود از آن، نجات بخش ومنجى است لقب حضرت عیسى (ع) مىباشد.
2 - در برخى از اناجیل وروایات اسلامى به طول عمر حضرت مسیح در آخرالزمان اشاره شده است.( انجیل متّى، 20-19/28)
3 - در برخى از روایات آمده: «ولا مهدىّ إلّا عیسى بن مریم»؛ «ومهدى به جز عیسى بن مریم نیست.»
اولاً: نامگذارى حضرت عیسى (ع) به مسیح بر استقلال او در برپایى حکومت عدل جهانى دلالت ندارد؛ زیرا نام «مسیح» را برخى از کاتبان اناجیل بر حضرت مسیح اطلاق نمودند وقرآن نیز به جهت شهرت آن بر آن حضرت اطلاق کرده است. ودیگر اینکه کافى است در لقب دادن حضرت عیسى به مسیح به جهت آنکه در تأسیس حکومت عدل جهانى مشارکت دارد.
ثانیاً: توافق اسلام ومسیحیت در بازگشت حضرت عیسى (ع) در آخرالزمان وطول عمر او دلالت بر استقلال ایشان در تشکیل حکومت ورهبرى ندارد.
ثالثاً: در مورد حدیث «ولا مهدىّ إلّا عیسى بن مریم» که ابن ماجه آن را در سنن خود نقل کرده اشکالاتى وجود دارد:
الف. این حدیث معارض با روایات متواترى است که مهدى را از ذریه رسولخدا (ص) معرفى کرده است.
ب. این روایت از منفردات محمّد بن خالد جندى است وتنها اوست که آن را نقل کرده است در حالى که او کسى است که به تعبیر آبرى، نزد اهل سنّت معروف نیست. وبه تعبیر حاکم نیشابورى، مجهول بوده ونقل حدیثش به جهت تعجب است.( المنار المنیف، ص 129) لذا قرطبى مىگوید: «احادیث نبوى که دلالت بر خروج مهدى (ع) از عترت پیامبر (ص) واز اولاد فاطمه (س) دارد اصحّ از این حدیث است وحکم، مطابق آن احادیث است».( التذکرة، ج 2، ص 299)
ابونعیم اصفهانى نیز حدیث را غریب مىداند.( حلیة الاولیاء، ج 9، ص 161)
دلیل احتمال دوم:
مسیح در لغت گر چه به معناى مسح شده است ولى این کلمه لقب کسى قرار گرفته که از جانب خداوند مسح شده وقابلیّت براى نجات عالم را دارد، ومطابق روایات این قابلیّت تنها براى حضرت مهدى (ع) است.
پاسخ:
اولاً: لقب دادن حضرت مهدى (ع) به «مسیح» به معنایى که ذکر شده گر چه امر معقولى است ولى در روایات به آن اشاره نشده است.
ثانیاً: از مجموعه احادیث استفاده مىشود که حضرت مسیح با تشریک مساعى با حضرت مهدى (ع) امر حکومت جهانى را به پیش خواهند برد.
ادلّه احتمال سوم:
از مجموعه قرائن وادله به دست مىآید که حکومت جهانى با رهبرى حضرت مهدى (ع) وتشریک مساعى حضرت عیسى (ع) بر پا خواهد شد زیرا:
1 - امام مهدى (ع) وارث طرح کامل حکومت عدل جهانى توحیدى از رسول اکرم (ص) است.
2 - در روایات اسلامى آمده است که حضرت عیسى از امامت جماعت بر مسلمین امتناع کرده وامام مهدى (ع) را به عنوان امامت معرفى مىکند.
3 - حکمت اقتضا مىکند که رهبر حکومت جهانى از امت اسلام باشد.
4 - در عبارات اناجیل آمده است که حضرت عیسى به کمک شخصى به نام «فرزند انسان» از آسمان فرود آمده وبا مساعدت او این حکومت بر پا خواهد شد.
پرسش 22: زندگانى حضرت عیسىعلیهالسلام بعد از نزول چه مقدار است؟
پاسخ : از برخى روایات استفاده مىشود، حضرت عیسى بعد از نزول به زمین چهل سال عمر مىکند ودر این مدت ازدواج کرده، بعد از رحلت مسلمانان بر او نماز مىگزارند:
1 - ابوهریره در حدیثى از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «…او -مسیح- چهل سال در روى زمین مکث خواهد کرد وبعد از وفاتش مسلمانان بر او نماز مىگزارند».( مسند احمد، ج 2، ص 406 ؛ سنن ابىداوود، ج 2، ص 319)
2- عبداللَّه بن عمر از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «عیسى بن مریم به زمین فرود مىآید وازدواج مىکند وفرزنددار مىشود».( المنتظم، ج 2، ص 39)
http://www.porsojoo.com
مطالب مربوط:
آمار بازدید:132



