اللهم عجل لولیک الفرج

پروردگارا در این صبح آزادی مردم غیور کشورم، در این عدالت خواهی مردم مسلمان تونس و مصر و اردن و عربستان و … ظهور حضرت حجت را مسئلت داریم.آمین یا رب العالمین

    با يار 5 صحبت كنيد:
    • چهار شنبه تا جمعه
    • از ساعت 22 الی 23
    صفحه شخصي
  • با يار 1 صحبت كنيد:


آموزش کار با نرم افزار مسنجر
چرا بشر درباره ى خدا و مذهب و مسايل ماوراى طبيعت به بحث و تحقيق مى پردازد؟

چرا بشر درباره ى خدا و مذهب و مسايل ماوراى طبيعت به بحث و تحقيق مى پردازد؟

پاسخ:حس خداجويى بسان ساير احساسات درونى، بدون تعليم و رهبرى فردى در درون انسان بيدار مى شود، همانطور كه افراد انسان در اوقات خاصى از عمر به يك سلسله از مسايل مانند منصب و مقام، ثروت و پول، زيبايى و امور جنسى،علاقه پيدا مى كنند و توجه به اين امور ناخود آگاه بدون تعليم كسى در باطن آنها پيدا مى شود، همچنين خداجويى ـ در انسان در آستانه بلوغ نمايانتر و آشكارتر مى شود تا آنجا كه همه روانشناسان در اين مسئله معتقدند كه:
«ميان» بحران تكليف و جهش ناگهانى احساسات مذهبى ارتباطى وجود دارد. در اين نوع اوقات يك نوع نهضت مذهبى حتى نـزد كسانى ديـده مى شـود كه قبل از آن به مسايل مربوط به مذهب و ايمان بى قيد و بى اعتنا بودند. طبق نظر (استانلى هال) حداكثر اين احساسات در سن 16 سالگى پيدا مى شود.
اين موضوع را مى توان به صورت فشرده اى از توسعه ى شخصيت جوان دانست اين احساسات به جوان كه تحت تاثير نيروهاى مختلف قرار گرفته است، اجازه مى دهد كه علت نهايى خود را در وجود خدا پيدا كند.
پيدايش ناگهانى ميل به مذهب بدون تعليم، نشانه فطرى بودن آن است و مى رساند كه اين حس بسان ديگر احساسات انسان، در شرايط و سنين خاصى به فعليت مى رسد ولى نبايد از يك نكته غفلت نمود و آن اينكه اگر مراقبتهاى صحيحى از اين حس و يا احساسات ديگر به عمل نيايد ممكن است بلكه بصورت حتم يك سلسله انحرافاتى در آن  پديد آيد.
از اينكه ما مى بينيم حس خدا جويى در تمام نقاط گيتى و در همه اعصار وجود داشته است نتيجه مى گيريم كه اين حس يك نداى باطنى است و محركى جز فطرت ندارد، زيرا اگر مولود شرايط جغرافيايى و يا عوامل ديگرى بود بايد در يك قسمت از جهان و در يك قشر از مردم كه شرايط واحدى از نظر اقتصاد و سياست دارند، وجود داشته باشند در صورتى كه كاملاً عكس آن مشاهده مى شود.
بنابر اين ممكن است تبليغات نادرست از رشد و نمو بسيارى از نداهاى درونى و غزاير انسانى بكاهد ولى نمى تواند  آن را به كلّى از بين ببرد.

حس مذهبى يا بعد چهارم  روح انسان
اگر قرآن مجيد، و احاديث پيشوايان اسلام، خداجويى را در انسان ، بصورت يك امر نهادى تلقى مى كنند كه با خلقت و آفرينش وى سرشته شده است دانشمندان مغرب زمين بالاخص روانشناسان حسّ مذهبى را بعد چهارم روح انسان معرفى مى كنند.
با كشف حس مذهبى در انسان و اينكه حسّ دينى يكى از عناصر اوّلى و ثابت و طبيعى روح انسان است، حصار ابعاد سه گانه روحى انسان در هم كوبيده شد و ثابت گرديد  كه در روح و روان و سرشت انسانى علاوه بر غرايز سه گانه معروف ، حسّ ديگرى نيز به نام  «حسّ مذهبى» وجود دارد كه از نظر اصالت دست كمى از غرايز ديگر ندارد. اينك  هر يك از چهار غرايز  را بطور اجمال در ذيل بيان مى كنيم:
1.«حسّ كنجكاوى» و به اصطلاح خود آنان «حسّ راستى» ولى از آنجا كه اين تعبير نسبت به مقصود آنان نارسا است بجاى: راستى كلمه كنجكاوى بكار مى بريم.
اين همان حسّى است كه از روز نخست فكر بشر را به بحث و بررسى پيرامون مسايل مهم و مجهول وادار كرده ، و در پرتو آن علوم و صنايع پديد  آمده اند اين همان حسّى است كه از روزگار پيش به كاشفان و مخترعان و پايه گذاران علوم، نيرو بخشيده كه از روى رازهاى نهفته پرده بردارند، و به ناملايمات و سختيها در طريق كشف رازهاى طبيعت ، تن دهند.
2. «حسن نيكى» كه  پديد آورنده اخلاق و تكيه گاه فضايل و سجاياى انسانى و صفات عالى روانى است اين همان حس است كه انسان را به نوع دوستى و عدالت خواهى سوق مى دهد، و در انسان يك نوع گرايش فطرى و ذاتى به اخلاق نيك و تنفر از روشها و صفات بد پديد مى آورد.
3. «حس زيبايى» كه پديد آورنده هنر و سبب تجلى انواع ذوقيات مى باشد.
4. «حس مذهبى» هر فردى از افراد انسان فطرتاً خداخواه و خداجو بوده و يك نوع تمايل و كشش به ماوراى طبيعت دارد كه بر وجود او و جهانى كه در آن زندگى مى نمايد حكومت مى كند و هستى او فرعى از هستى او مى باشد و مى تواند گرفتارى ها و بدبختى هاى او را بر طرف سازد.( [1])
[1] . منشور جاويد، ج2، ص50 ـ 53.
www.tohid.ir

مطالب مربوط:

آمار بازدید:92

نظر شما؟