اتاق گفتگوی شبانه با حضور اساتید

بچه مسجدی های باحال و مومن و دوست داشتنی سلام. کنفرانس های مسجد در اتاق ” پـــــلاک جـــوانی”  در مسنجر فارسی ال فور ای برقراره.هرشب مباحث قشنگی داریم که می تونین شرکت کنین و نظرات خودتون رو بگین.البته می دونم که همه شما ها آشنا نیستین با این مسنجر.واسه همین لینک آموزش این پیام رسان رو [...]

  • صفحه شخصي
  • مدير سايت :

آموزش کار با نرم افزار
ارتداد در اسلام 1

معناى  لغوى ارتداد:

 

در «لسان العرب» آمده : ارتداد به معناى رجوع و بازگشت است و «مرتد» از همين ريشه است.(1)

و شبيه همين تعريف در كتاب «الصحاح» مرحوم جوهری آمده است.

پس به طور اختصار، ارتـداد به معناى بازگشت و رجوع مى باشد.

معناى اصطلاحى ارتداد:

 

در اصطلاح فقها و علم کلام ، ارتداد به معناى روى گردانى فرد مسلمان از دين اسلام و پذيرش دينى ديگر است

بنا بر تعريف امام خمينی رحمه اللّه : مرتد كسى است كه از اسلام خارج شود و كفر را برگزيند.(2)

در قرآن كريم در موارد متعددى، از مرتدان سخن به ميان آمده  و به آنها وعده ى عذابى سخت و جانكاه  داده شده است:


لا يَزالون يقاتلونكم حتّى يرّدوكم عن دينكم إِن استطاعوا و من يرتدِد منكم عن دينه فيمت و هو كافر فأُولئك 

حَبطت أَعمالهم فى الدنيا و الآخرة و أُولئك أَصحاب النّار هم فيها خالدون).(3)


(و مشركان پيوسته با شما مى جنگند، اگر بتوانند شما را از آيينتان برگردانند ولى كسى كه از آيينش برگردد و 

در حال كفر بميرد تمام اعمال نيك ]گذشته ى [او در دنيا و آخرت بر باد مى رود و آنان اهل دوزخند و هميشه در 

آن خواهند بود)


مَن كفر باللّه من بعد إِيمانه إِلاّ من أُكره و قلبه مطمئن بالإِيمان و لكن من شرح بالكفر صدراً فعليهم غضب من اللّه و لهم عذاب عظيم).(4(


(كسانى كه بعد از ايمان كافر شوند ـ بجز  آنها كه تحت فشار واقع شده اند در حالى كه قلبشان آرام و با ايمان است ـ آرى، آنها كه سينه ى خود را براى پذيرش كفر گشوده اند، غضب خدا بر آنها است و عذاب عظيمى در انتظارشان!)


در اين آيات و آيات مشابه([5])، مرتدان به عنوان  افرادى مغضوب الهى، گرفتار عذاب شديد و اعمالْ بر باد رفته معرّفى گرديده اند.


در مورد كيفر دنيوى مرتد گرچه در قرآن سخنى به ميان نيامده است، امّا در سخنان رسول گرامى اسلام صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم و ائمه معصومين عليهم السَّلام ، كه كلام آنان  به عنوان تفسير و تبيين آيات الهى محسوب مى شوند، كيفر دنيوى مرتد بيان شده است.


اقسام مرتد:

فقهاى شيعه  مرتدان را به دو گروه ملّى و فطرى تقسيم كرده اند.

1- مرتد فطری:  مرتد فطرى كسى است كه از پدر و مادر مسلمان ـ هر دو يا يكى از آنان  ـ به دنيا آمده باشد و پس از بلوغ و پذيرش اسلام، از اسلام برگردد.


2- مرتد ملی: مرتد ملّى به كسى گفته مى شود كه والدين او هر دو غير مسلمان باشند و پس از بلوغ پذيراى اسلام شود و سپس از اسلام برگردد.


حكم مرتد در فقه شيعه:


در مورد حكم مرتد، فقهاى شيعه بين مرد و زن مرتد تفاوت قايل اند. زن مرتد ـفطرى يا ملّى ـ در صورت توبه كردن، توبه ى او پذيرفته است و احكام ارتداد از او برداشته مى شود، و در صورت توبه نكردن، زندانى و تعزير مى شود.

 

امّا حكم مرد مرتد فطرى با مرتد ملّى متفاوت است. رأى مشهور فقها  آن است كه توبه ى مرتد فطرى پذيرفته نيست وحكم او اعدام است، امّا مرتد ملّى مى تواند توبه كند و از ارتداد دست بردارد، و در غير اين صورت، حكم او اعدام خواهد بود.

قابل ذكر است كه توبه اى كه در اين مباحث مطرح است، توبه ظاهرى است كه در مقابل حاكم شرع انجام مى گيرد و چه  بسا فرد توبه كننده، واقعاً و باطناً دست از ارتداد خود نكشيده باشد. امّا توبه ى واقعى و باطنى كه فرد واقعا از كرده ى خويش پشيمان شود و به آغوش اسلام برگردد، قطعاً و بدون ترديد نزد خداوند پذيرفته است و عذاب اخروى را از او باز مى دارد، هر چند در مورد مرتد فطرى، مانع  از كيفر دنيوى او نمى شود.


توبه ى ظاهرى در مقابل دادگاه شرعى و بازدارنده ى از كيفر دنيايى است، امّا توبه ى واقعى و باطنى، در مقابل خداوند و بازدارنده ى از عقوبت اخروى است.


حال كه با معناى لغوى و اصطلاحى ارتداد، كاربرد اين واژه در قرآن، اقسام مرتدان و حكم آنها در فقه شيعه  آشنا شديم، نوبت به آن مى رسد كه از ماهيت ارتداد و شرايط مرتد شدن  آگاه شويم.


ارتداد چيست؟ مرتد كيست؟


آنچه در اين بحث مهم است توجه به ماهيّت ارتداد است، و اين كه شرايط و خصوصيات يك فرد مرتد چيست؟ آيا هر فرد مسلمانى كه پس از بلوغ و رشد فكريش، در اعتقادات و اصول دين خود دچار ترديد و سؤال شود، و در آنچه تاكنون از پدر و مادر و اطرافيان و محيط پيرامون خود شنيده است، دچار ترديد گرديد و در مقابل آنها علامت سؤالى گذاشت تا به آنها عالمانه و محققانه بنگرد و اعتقاد پيدا كند، چنين فردى مرتد است؟ 


مگر تحقيق و بازنگرى در  عقايد تقليدى گذشته جرم است كه  مجازاتى در پى داشته باشد؟ و مگر پيدايش سؤال در ذهن كسى، عملى اختيارى است كه متعلَّق تكليف شرعى قرار گيرد و مكلّفى به خاطر  سؤال داشتن، مورد عقوبت قرار گيرد؟


لزوم تفكر در اصول دين:


اسلام بيش از هر مكتب ديگرى بر تفكر و تعمّق، مطالعه و پژوهش و درايت و بصيرت پيروان خود تأكيد ورزيده است. تمامى فقهاى تشيع بر اين باورند كه تقليد در اصول دين روا نيست و بايد همه ى مسلمانان اعم  از زن و مرد، جوان و ميان سال و كهن سال و حتى بى سواد و با سواد، بر پذيرش دين خود دليل و استدلال داشته باشند و البتـه اين دلايل در نزد  همـه كس لازم نيست از نوع براهين مصطلح فلسفى باشد، بلكه هر فرد در حدّ درك و ظرفيت خـود، بايـد دليل قـانع كننـده اى براى مسلمان بودن خود داشته باشـد.


در قرآن كريم آيات فراوانى مسلمانان را به تعمّق و تفكّر دعوت كرده است و از افرادى كه به پيروى از آباء و اجداد خود و يا بزرگان و رهبران جامعه،  به عقيده اى گرويده اند، سخت انتقاد كرده است. قـرآن با بيـان اصلى كلى، همـه را به پيـروى از «علـم قطعـى» دعـوت كـرده و از ترتيب اثـر دادن به حدس ها و گمـان ها بـه شـدّت  نهى نموده است و ريشه ى بسيارى از تباهى ها را ، پيروى از ظن و گمان مى داند:



(ولا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْم إِنَّ السَّمع وَ البَصَر وَ الفُؤاد كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْئُولاً) .([6])


«از آنچه به آن آگاهى ندارى پيروى مكن ، چرا كه گوش و چشم و دل همه مسئولند».


(وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِى الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبيلِ اللّه إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاّالظنّ وَإِنْ هُمْ إِلاّ يخرصُون) .([7])


«اگر از بيشتر كسانى كه در روى زمين هستند اطاعت كنى، تو را از راه  خدا گمراه مى كنند،]زيرا[ آنها تنها از گمان پيروى مى كنند و تخمين و حدس ]واهى[ مى زنند.


خداوند در قرآن  تنها كسانى را به لقب «عبادى»(بندگان من) و «أُولوا الألباب» (صاحبان خرد و انديشه) مفتخر مى كند كه همه سخنان را بشنوند و در آنها تدبّر كنند و سپس «بهترين» آنها را برگزيده و از آن پيروى كنند:


(فَبَشِّر عِبـادِ الَّذينَ يَسْتَمِعُـونَ القَـول فَيَتَّبِعُونَ أَحسنـهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللّه وَأُولئِكَ هُمْ أُولُوا الأَلْباب) .([8])


(پس بندگان مرا بشارت ده، همان كسانى كه سخنان را مى شنوند و از نيكوترين آنها پيروى مى كنند، آنان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده و آنها خردمندانند)


بنابراين  از نظر قرآن ، خردمند و فرهيخته كسى است كه نه از روى تقليد و گمان، بلكه از سر تحقيق و پژوهش به بهترين سخن و آيين دست يابد و آن را سرمشق زندگى خود قرار دهد.


سؤال و ترديد، لازمه ى تفكر:


ناگفته پيدا است كه تقليدى نبودن اصول دين و لزوم تحقيق در آن، تقليد نكردن از آباء و اجداد و رهبران فكرى جامعه و شنيدن سخنان اين و آن و انتخاب بهترين آنها، بدون  پرسش و  ترديد و شبهه در باورهاى پيشين خود ممكن نيست.

 رسيدن به هر «جوابى» از مسير پر پيچ و خم «پرسش» مى گذرد و استراحت در ساحل نجات علم و يقين،

مگر مى توان بدون داشتن شبهه و ترديد دست به پرسيدن زد و مگر مى توان بدون پرسش، به پاسخ دست يافت.


لازمه ى هر تحقيقى برخورد با نقاط مبهم و تاريك است و لازمه ى چنين برخوردى، پيدايش سؤال و ترديد، و اين همه، مقدمات مباركى هستند براى زايش فرزند فرخنده اى به نام دانش و يقين.


از اين رو پيشوايان معصوم ما، نه تنها با سؤال كنندگان در عقايد دينى برخوردى نامهربان و سرزنش آميز  نداشتند، بلكه با آغوش باز پذيراى آنان مى شدند و با متانت به پاسخگويى آنان مى پرداختند.


با پژوهش و پرسش است كه  ايمانى استوار و محكم كه با تندباد افكار و انديشه هاى مخالف دچار تزلزل نشود،  به دست مى آيد.


در روايتى از امام صادق (ع) آمده است: مردى به حضور پيامبر (ص) رسيد و از هلاك شدن خود خبر داد


ـ يا رسول الله مرا درياب { كه هلاك شدم } 


ـ آيا وسوسه گرى به تو گفت: تو را چه  كسى آفريده است؟ تو گفتى خداوند و سپس از تو پرسيد: پس خدا را چه كسى آفريده است؟


ـ آرى، قسم به خدايى كه تو را برانگيخته چنين است


ـ سوگند به خداوند كه اين «محض ايمان» است.(9)


در حديث ديگرى امام صادق عليه السَّلام ريشه ى كفر كافران را «انكار جاهلانه» معرفى مى كنند، چرا كه اگر 


افراد ناآگاهى كه از معارف دين بهره ى كافى ندارند، در همان نقطه ى نادانى متوقف مى شوند و به اظهار نظر 


نپردازند و «ندانسته هاى» خود را به نام «نبودها» توجيه نكنند و دست به انكارِ امورى كه از آن بى خبرند نزنند، 


دچار كفر و بيراهگى نخواهند شد.


{هرگاه بندگان، در چيزيكه نمى دانستند متوقف مى شدند (اظهار نظر نمى كردند) و آن را انكار نمى كردند هرگز كافر نمى شدند}.(10)


در فقه اماميه، در بحث حدود و ديات قاعده اى با عنوان «الحدود تُدرَءُ بالشبهات» (اجراى حدود الهى با وجود 

شبهه رفع مى شود) وجود دارد كه مفاد آن اين است: در اجراى حدود الهى نبايد جاى هيچ گونه احتمال مخالف

 و معقولى وجود داشته باشد، و صد در صد و بدون ترديد، عمل انجام پذيرفته بايد مجرمانه باشد.


البته شبهه اى كه موجب برداشته شدن حدود الهى مى شود گاه علمى است و زمانى عملى. در امورى مانند سرقت و زنا و … شبهه از نوع عملى است امّا در بحث مرتد، از نوع علمى.


به عنوان مثال اگر در عمل برداشتن مال غير توسط فردى، قاضى احتمال معقول دهد كه اين فرد به گمان اين كه اين مال متعلق به خود او است آن را برداشته است، همين احتمال معقول مانع از آن مى شود كه چنين فردى سارق خوانده شود و بر او حدّ سارق اجرا گردد.


 در مورد مرتد نيز قاضى شرع تنها در صورتى مجاز به اجراى حكم مرتد است كه بداند او اسلام را با آگاهى و بينش كامل و از روى درايت و بصيرت پذيرفته، و هيچ گونه «شبهه ى علمى» باعث رويگردانى او از اسلام نشده است. اگر قاضى شرع در تحقيقات خود به اين نتيجه برسد كه رويگردانى مرتد از اسلام به دليل برخى مشكلات فكرى و مسايل حل نشده براى او بوده است، نمى تواند او را «مرتد» شمرده و حكم ارتداد را بر او  جارى سازد.


حتّى اگر قاضى شرع مطمئن نباشد كه روى گردانى مسلمانى به دليل وجود شبهات علمى  و مشكلات فكرى بوده، بلكه تنها «احتمال» اين نكته را بدهد، كافى است كه از مرتد شناختن او و اجراى حد ارتداد بر او دست بكشد.


 از دلايلى كه گذشت نتيجه مى گيريم كه نه تنها وجود سؤال و ترديد و شبهه علمى ـ كه اعمالى غير اختيارى هستند ـ  موجب ارتداد نيست، بلكه حتى انكارى كه از روى مشكل فكرى و ناتوانى از پاسخگويى به شبهات و سؤال هاى معرفتى و علمى ناشى شده است،  موجب مرتد شمرده شدن فرد نمى شود.


 مرتد كسى است كه از روى آگاهى و يقين، به معارف و اصول اسلام پى برده است، و سپس آنها را بدون هيچ گونه دليل علمى و منطقى ردّ و انكار مى كند. 


به عبارت ديگر مشكل مرتد، مشكل علمى و فكرى نيست، بلكه مشكل عملى و سربرنتافتن در مقابل برهان و استدلال  است كه با عناد و لجبازى در مقابل حقيقت ايستادگى مى كند. طبيعى است كه راه برخورد با مشكلات علمى افراد، استفاده از منطق و استدلال، و شيوه ى برخورد با افراد لجوج و عنود، استفاده از  برخورد عملى است.


به عنوان مثال اگر کسی کارمند اداره ای شد باید تمامی قوانین اداره را مراعات کند ولی اگر  به این قوانین عمل نکند و موجب به همین ریختن نظم اداره شود و هیچ عقل و منطق و حرف درستی را گوش ندهد عقل حکم می کند که با او برخورد عملی بشود و او را از اداره بیرون انداخته و حتی او را در دادگاه دیوان عدالت اداری محکوم کنند و هیچ کسی که دارای عقل سلیم می باشد این نوع برخورد را محکوم نمیکند.


از اين رو فردى كه در مورد اصول دين خود به پرسشگرى پرداخته و يا هنوز در تحقيقات خود به اعتقاد راسخى دست نيافته است، مرتد شمرده نمى شود. مرتد كسى است كه در مقابل دلايل علمى و استدلالات منطقى سر فرود نمى آورد و عنودانه و لجوجانه، به انكارى جاهلانه دست مى زند.


برخورد علمى با مخالفان دينی:


پيشوايان معصوم دين عليهم السَّلام ، نه تنها در برابر سؤالات و ابهامات پيروان خود در امور اساسى دين با عطوفت و مهربانى و آغوش باز استقبال مى كردند، بلكه حتّى با افرادى كه اساس دين اسلام را قبول نداشتند و چه بسا مقدسات دينى را به استهزاء مى گرفتند، برخوردى مشفقانه و احترام آميز مى نمودند.


مسجد النبى كه پايگاه ديرينه ى اسلام و كانون تربيت و رشد مسلمانان اصيل بود، گاه به كانون گفتمان ائمه دين با منكران دين و زنادقه ى روزگار بدل مى شد.


 عبدالكريم بن ابى العوجاء و ابوشاكر ديصانى از رهبران الحاد در زمان امام صادق عليه السَّلام ، بارها و بارها در همين مكان و با آن حضرت، به احتجاج  و گفتگو مى پرداختند و آن بزرگوار صبورانه كلام كفرآميز آنان  را تحمّل مى كرد و پاسخ مى گفت.

 كتاب هاى متعدد «احتجاج» كه توسط عالمانى چون طبرسى و مفيد و… گردآورى شده است، بخشى از اين احتجاجات را ذکر کرده است که به احتجاجات مفید و طبرسی معروف هستند.


امام  علي عليه السَّلام بارها جمله ى «سلونى قبل أن تفقدونى»(از من بپرسيد قبل از آن كه مرا از دست دهيد) را در ميان موافق و مخالف مطرح  فرمود و با حوصله و متانت به پرسش هاى ريز و درشت و مؤدّبانه و بى ادبانه ى آنان پاسخ گفت. روزى، حضرت در اجتماع مردم اين جمله را تكرار كرد و فرمود:


{ از هر آنچه زير عرش الهى است از من بپرسيد تا پاسخ دهم، كه پس از من هيچ كس نتواند اين گونه پاسختان دهد، مگر مدّعى جاهل و يا دروغگوى افتراگر }.

در همين حال از گوشه ى مجلس فردى برخاست. از  وضعيت ظاهرى او به نظر مى رسيد كه از علماى يهود است، آنگاه با صداى بلند فرياد زد:


اى مدّعى چيزى كه نمى دانى و پيرو چيزى كه نمى فهمى، اكنون من مى پرسم و تو پاسخ گو!». ]


اصحاب و دوستداران آن حضرت با ديدن اين گستاخى و شنيدن اين جملات اهانت آميز، از هر گوشه ى مجلس به پا خاستند تا به سوى او هجوم آورند. آن امام فرزانه جماعت را به آرامش فرا خواند و فرمود:


«او را واگذاريد و به سويش نشتابيد، كه با سبك عقلى]و برخورد غير عالمانه [حجت هاى الهى بپا داشته نمى شود و برهان هاى الهى ظاهر نمى گردند. ـ سپس رو به آن مرد كرد و فرمود: ـ با هر زبانى كه مى توانى از هر آنچه در دل دارى بپرس تا جوابت دهم كه شك ها بر خداوند لطمه اى وارد نمى سازد و هيچ حاجتى او را نمى شوراند».

 

آنگاه عالم يهودى شروع به پرسيدن سؤالات متعددى در زمينه ى فاصله ى بين مشرق و مغرب، هنگام قيامت، مدت عمر دنيا، علت نامگذارى مكه، عرش الهى و... كرد و تمامى پاسخ هاى امام را شنيد و پذيرفت، و در پايان سَرِ خود را به علامت تصديق و تسليم در برابر كوه علم وحِلم امام تكان داد و شهادتين را بر زبان جارى ساخت و در زمره ى مسلمانان درآمد.


پناهندگى تحقيقاتى:


قرآن كريم در آيات ابتدايى سوره ى توبه، پس از عتاب شديد مشركان به دليل عهد شكنى آنان و دستور به پيامبر(ص) مبنى بر دستگيرى و محاصره و كشتن آنان پس از مهلتى كه  به آنان داده شده است، بلافاصله لحن خود را تغيير مى دهد و در مورد كسانى از مشركان كه به دنبال فهم حقيقت و شنيدن آيات الهى هستند، به پيامبر(ص) دستور مى دهد

:

(وَإِنْ أَحدٌ مِنَ الْمُشْرِكين استَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتّى يَسْمَعَ كَلام اللّه ثُمَّ أَبلِغْهُ مَأْمَنهُ ذلِكَ بانّهُمْ قَومٌ لا يَعْلَمُون).([11])


(و اگر يكى از مشركان از تو پناهندگى بخواهد ، به او پناه  ده تا سخن خدا را بشنود]و در آن بينديشد [سپس او را به محل اَمنش برسان، چرا كه آنها گروهى ناآگاهند)


بنابراين نه تنها راه تحقيق و پژوهش براى مسلمانانى كه در داخل حوزه ى اسلام به سر مى برند باز و گشوده است، بلكه حتّى براى مشركانى كه در نهايت كينه و لجاجت با اسلام در حال ستيزند، آنگاه كه بخواهند سخن خدا را بشنوند، در پناهگاه تحقيقاتى پيامبر(ص) مى توانند به تعمّق بپردازند و سپس به اردوگاه خويش باز گردند


تاكنون در بحث از ماهيت ارتداد، در پاسخ به سؤال نخست، نكات ذيل بازگو شد:


1-  اسلام مسلمانان را به پذيرش دين خود با دليل و استدلال دعوت كرده و پذيرش تقليدى اصول دين را مردود مى شمارد.


2- در حوزه ى داخلى اسلام و در بين مسلمانان، سؤال و ترديد و ابهام هر مسلمانى رواست و مقدمه ى ايمان محض او است.


3- در حوزه ى خارج از اسلام و در بين غير مسلمانان، هر كس مى تواند براى فهم حقيقت و دانستن نظر اسلام، در پناه دولت اسلامى به تحقيق بپردازد و در مقدس ترين مكان ها ـ مسجد الحرام ـ با عالم ترين انديشمندان اسلامى ـ پيشوايان معصوم عليهم السَّلام  ـ به گفتگو بپردازد.


4- نتيجـه آن كه، ماهيت ارتـداد از نوع سـؤال، تـرديد، ابهـام و عدم اعتقاد نيست، بلكه  از سنخ انكار و نفى است، آن هم نه انكارى كه بـه علـت وجـود مشكلات فكـرى و ناتـوانى از پاسخگويى به سؤالات معرفتى رخ داده است، بلكه انكارى كه از  روى لجاجت و بى منطقى است.



1-الارتداد: الرجوع ومنه المرتد واسترده الشيء سأله أن يرده عليه

2-المرتدّ هو من خرج عن الإسلام واختار الكفر».            تحرير الوسيله:2/366

3-بقره / 217

4-نحل/106

5-آل عمران/86 و87 و100و149; بقره/109

6-اسراء /36

7-انعام/116

8-زمر / 17و 18

9-اصول كافى، كلينيرحمه اللّه :2/425

10-لو انّ العباد إذا جهلوا و توقّفوا و لم يجحدوا، لم يكفروا».         همان:2/388

11- توبه / 6


….ادامه دارد.

مطالب مربوط:

آمار بازدید:517

نظر شما؟