چشم هایم از حدقه بیرون زده بود! بهت زده بودم مثل اینکه در شبی تاریک یک سر و دو گوش دیده باشی ! آری یک سر و دو گوش مثل من و تو اما … اما ای کاش پسرم در آن لحظه در کنارم نبود که دایم با زبان کودکانه بپرسد :”مامان چی شده ؟ این آقاهه چی می گه؟ احمدی نژاد چی گفت ؟ و…” هر چه اصرار کردم که برود و بخوابد- به بهانه اینکه دیر وقت است- فایده نداشت.
آخر من به او چه می توانستم بگویم؟
گفتم : “پسرم این آقا می گن چرا ما از فلسطینی ها دفاع می کنیم؟” گفت:” یعنی می گه نجنگیم؟!” با خنده گفتم : “میگن که مردم نون ندارن بخورن فعلا فلسطینیا رو ول کنید!” گفت : “مامان اونام که نه نون دارن نه پنیر دارن ولی من بستنی دارم!” بستنیش رو لیسی زد و گفت : “مامان مگه نمی گی ما می خوایم بریم اسراییلیا رو بکشیم و فلسطینیا برن خونه هاشون؟” گفتم:”چرا ولی این آقاهه می گن آبرو ریزیه! امریکا بدش میاد!” پسرم که کلافه شده بود سریع جواب داد:”خب ما هم از امریکا بدمون میاد ، امریکا باید بمیره!” بعد نشست روی پام و سرم رو از طرف تلویزیون برگرداند رو به خودش و گفت :”مامــــــــــــــــــــــــان یه دقه منو نگاه کن! این آقاهه یزیدیه؟” برق از سرم پرید؛ گفتم نه مامان، این آقاهه فقط از این کارا خوششون نمیاد !” گفت:”اااا ! پس منم ازش خوشم نمیاد! آخه من لباس سربازی پوشیدم عکس گرفتم که برم پیش اون حاج اقاهه که پرچمشو خریدی!” گفتم :”کدوم مامان؟” گفت :”همون پرچم زرده یادت نیست…. .”
راستی جواب نسل بعد را چه کسی خواهد داد ؟ خداوندا هدایت فرزندان ما به دست چه کسانی خواهد بود ؟
عجّل لولیک الفرج ……..
مطالب مربوط:
آمار بازدید:69







