
2 قبيله بودند يكي از قبيله ها شتري كشت آبگوشتي راه انداخت، گوشت را پخش كرد، ضمناً يك قابلمه آبگوشت به خانه ي رئيس قبيله ديگر فرستاد. رئيس قبيله گفت، رييس قبيله شما براي من آبگوشت مي فرستد. يك لگد به آن زد، قابلمه آبگوشت ريخت گفت برو. قابلمه آبگوشت براي من خودش هم يك شتر كشت، رييس قبيله گفت حالا كه او يكي كشت من 2 تا مي كشم ديگري گفت پس من 3 تا مي كشم، در همين چشم و هم چشمي 100 تا شتر كشتند حضرت علي(ع) فرمان داد: گوشت اين شترها را نخوريد چون اين شترها براي خدا نحر نشده است. رقابت و تشريفات، كلاهبرداري خوب نيست.
مطالب مربوط:
آمار بازدید:251


