مسئله شماره:1
آیت الله مکارم: هيچ مسلماني نمي تواند در اصول دين تقليد نمايد، بلكه بايد آنها را ازروي دليل - به فراخور حال خويش - بداند. ولي در فروع دين يعني احكام و دستورات عملي اگر مجتهد باشد (يعني بتواند احكام الهي را از روي دليل به دست آورد) به عقيده خود عمل مي كند، و اگر مجتهد نباشد بايد از مجتهدي تقليد كند، همان گونه كه مردم در تمام اموري كه تخصص و اطلاع ندارند به اهل اطلاع مراجعه مي كنند و از آنهاپيروي مي نمايند. و نيز مي تواند عمل به احتياط كند، يعني در اعمال خود طوري رفتارنمايد كه يقين كند تكليف خود را انجام داده است . مثلا اگر بعضي از مجتهدين كاري را حرام و بعضي مباح مي دانند آن را ترك كند و يا اگر بعضي آن را مستحب و بعضي واجب مي دانند آن را حتما به جا آورد. ولي چون عمل به احتياط مشكل است و احتياج به اطلاعات نسبتا وسيعي از مسائل فقهي دارد، راه براي توده مردم غالبا همان مراجعه به مجتهدين و تقليد از آنها است . عقيده مسلمان به اصول دين بايد از روي دليل باشد، ولي در احكام غير ضروري دين بايد يا مجتهد باشد كه بتواند احكام را از روي دليل به دست آورد،يا از مجتهد تقليد كند، يعني به دستور او رفتار نمايد، يا از راه احتياط طوري به وظيفه خود عمل نمايد كه يقين كند تكليف خود را انجام داده است ، مثلا اگر عده اي از مجتهدين عملي را حرام مي دانند و عده ديگر مي گويند حرام نيست ، آن عمل را انجام ندهد، و اگر عملي را بعضي واجب و بعضي مستحب مي دانند آن را بجا آورد. پس كساني كه مجتهد نيستند و نمي توانند به احتياط عمل كنند واجب است از مجتهد تقليدنمايند.
مسئله شماره:2
تقليد در احكام آیت الله مکارم: يعني عملش را به استناد فتواي مجتهد انجام دهد. و از مجتهدي بايد تقليدكرد كه … عمل كردن به دستور مجتهد است . و از مجتهدي بايد تقليد كرد كه مرد و بالغ و عاقل و شيعه دوازده امامي و حلال زاده آیت الله مکارم: و همچنين بنابر احتياط واجب عادل و زنده باشد.(عادل كسي است كه داراي حالت خدا ترسي باطني است كه او را از انجام گناه كبيره و اصرار بر گناه صغيره باز مي دارد) و در مسايلي كه مجتهدين اختلاف نظر دارند، بايد از “اعلم ” تقليدكند. و زنده وعادل باشد. و نيز بنابر احتياط واجب بايد از مجتهدي تقليد كرد كه حريص به دنيا نباشد و از مجتهدين ديگر اعلم باشد، يعني در فهميدن حكم خدا از تمام مجتهدين زمان خود استادتر باشد.
مسئله شماره:3
مجتهد و اعلم را از سه راه مي توان شناخت : اول : آنكه خود انسان يقين كند، مثل آنكه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد. دوم : آنكه دونفر عالم عادل كه مي توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند مجتهد بودن يا اعلم بودن كسي را تصديق كنند، به شرط آنكه دو نفر عالم عادل ديگر با گفته آنان مخالفت ننمايند. آیت الله مکارم: سوم : اينكه آنچنان در ميان اهل علم و محافل علمي مشهور باشد كه انسان يقين پيدا كند او اعلم است . سوم : آنكه عده اي از اهل علم كه مي توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند و از گفته آنان اطمينان پيدا مي شود، مجتهد بودن و يا اعلم بودن كسي را تصديق كنند.
مسئله شماره:4
آیت الله مکارم: هرگاه شناختن اعلم به طور قطع ممكن نشود، احتياط آن است كه از كسي تقليدكند كه گمان به اعلم بودن او دارد. و در صورت شك ميان چند مجتهد و عدم ترجيح آنها، از هر كدام بخواهد مي تواند تقليد كند. اگر شناختن اعلم مشكل باشد به احتياط واجب بايد از كسي تقليد كندكه گمان به اعلم بودن او دارد، بلكه اگر احتمال ضعيفي هم بدهد كه كسي اعلم است و بداند ديگري از او اعلم نيست به احتياط واجب بايد از او تقليد نمايد. و اگرچند نفر در نظر او اعلم از ديگران و با يكديگر مساوي باشند بايد از يكي ازآنان تقليد نمايد.
مسئله شماره:5
به دست آوردن فتوي يعني دستور مجتهد چهار راه دارد: اول : شنيدن از خودمجتهد. دوم : شنيدن از دو نفر عادل كه فتواي مجتهد را نقل كنند. سوم : شنيدن از كسي آیت الله مکارم: مورد اعتماد است . چهارم … كه مورد اطمينان و راستگوست . چهارم : ديدن در رساله مجتهد در صورتي كه انسان به درستي آن رساله اطمينان داشته باشد. آیت الله مکارم: يا ملاحظه دست خط او. پنجم : مشهور بودن در ميان مردم به طوري كه سبب اطمينان شود.
مسئله شماره:6
آیت الله مکارم: اگر احتمال دهد فتواي مجتهد عوض شده ، مي تواند به فتواي سابق عمل كند وجستجو لازم نيست . تا انسان يقين نكند كه فتواي مجتهد عوض شده است ، مي تواند به آنچه دررساله نوشته شده عمل نمايد و اگر احتمال دهد كه فتواي او عوض شده ، جستجو لازم نيست .
مسئله شماره:7
اگر مجتهد اعلم در مسأله اي فتوي دهد، مقلد آن مجتهد يعني كسي كه از اوتقليد مي كند نمي تواند در آن مسأله به فتواي مجتهد ديگر عمل كند، ولي اگر فتوي ندهد و بفرمايد احتياط آن است كه فلان طور عمل شود مثلا بفرمايد احتياط آن است كه در ركعت سوم و چهارم نماز، سه مرتبه تسبيحات اربعه يعني “سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر” بگويند، مقلد بايد يا به اين احتياط كه احتياط واجبش مي گويند عمل كند و سه مرتبه بگويد آیت الله مکارم: و يا به مجتهد ديگر مراجعه نمايد، پس اگر او يك مرتبه گفتن را كافي بداند… يا بنابر احتياط واجب به فتواي مجتهدي كه علم او از مجتهد اعلم كمتر و از مجتهدهاي ديگر بيشتر است ،عمل نمايد، پس اگر او يك مرتبه گفتن را كافي بداند، مي تواند يك مرتبه بگويد. وهمچنين است اگر مجتهد اعلم بفرمايد مساله محل تأمل يا محل اشكال است .
مسئله شماره:8
اگر مجتهد اعلم بعد از آن كه در مسأله فتوا داده آیت الله مکارم: يا پيش از آن احتياط كند، مثلا بفرمايد ظرف نجس را كه يك مرتبه در آب كر بشويند پاك مي شود، اگر چه احتياط آن است كه سه مرتبه بشويند، مقلد اومي تواند عمل به اين احتياط را ترك كند، و اين را احتياط مستحب مي نامند. احتياط كند، مثلابفرمايد ظرف نجس را كه يك مرتبه در آب كر بشويند پاك مي شود، اگر چه احتياطَن است كه سه مرتبه بشويند، مقلد او نمي تواند در آن مسأله به فتواي مجتهدديگر رفتار كند، بلكه بايد يا به فتوا عمل كند، يا به احتياط بعد از فتوا كه آن را احتياط مستحب مي گويند عمل نمايد، مگر آن كه فتواي آن مجتهد نزديكتر به احتياط باشد.
مسئله شماره:9
آیت الله مکارم: اگر مجتهدي كه انسان از او تقليد مي كند از دنيا برود، باقي ماندن برتقليد او جايز است ، بلكه اگر اعلم باشد واجب است . به شرط اين كه عمل به فتواي او كرده باشد يا حداقل فتواي او را براي عمل ياد گرفته باشد. و عمل كردن به فتواي مجتهد مرده ، ابتداءا جايز نيست ، هر چند اعلم باشد بنابر احتياط واجب . تقليد ميت ابتداءا جايز نيست ، ولي بقاي بر تقليد ميت اشكال ندارد. و بايد بقاي بر تقليد ميت به فتواي مجتهد زنده باشد و كسي كه در بعضي از مسايل به فتواي مجتهدي عمل كرده ، بعد از مردن آن مجتهد مي تواند در همه مسايل از او تقليد كند.
مسئله شماره:10
اگر در مسأله اي به فتواي مجتهدي عمل كند و بعد از مردن او در همان مسأله به فتواي مجتهد زنده رفتار نمايد، دوباره نمي تواند آن را مطابق فتواي مجتهدي كه از دنيا رفته است انجام دهد، ولي اگر مجتهد زنده در مسأله اي فتوي ندهد و احتياط نمايد و مقلد مدتي به آن احتياط عمل كند، دوباره مي تواند به فتواي مجتهدي كه از دنيا رفته عمل نمايد، مثلا اگر مجتهدي گفتن يك مرتبه “سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر” را در ركعت سوم و چهارم نماز،كافي بداند و مقلد مدتي به اين دستور عمل نمايد و يك مرتبه بگويد، چنانچه آن مجتهد از دنيا برود و مجتهد زنده احتياط واجب را در سه مرتبه گفتن بداند و مقلدمدتي به اين احتياط عمل كند و سه مرتبه بگويد، دوباره مي تواند به فتواي مجتهدي كه از دنيا رفته برگردد و يك مرتبه بگويد.
مسئله شماره:11
مسائلي را كه انسان غالبا به آنها احتياج دارد واجب است ، ياد بگيرد. آیت الله مکارم: يا طريقه احتياط آن را بداند.
مسئله شماره:12
اگر براي انسان مسأله اي پيش آيد كه حكم آن را نمي داند، آیت الله مکارم: مي تواند عمل به احتياط نمايد، يا اگر وقت آن نمي گذرد صبر كند تا دسترسي به مجتهد پيدا كند، و اگر دسترسي ندارد، يك طرف را كه بيشتر احتمال صحت مي دهدانجام دهد و بعدا سؤال مي كند، اگر مطابق فتواي مجتهد بود صحيح است ، و گرنه بايداعاده كند. مي تواند صبركند تا فتواي مجتهد اعلم را به دست آورد يا اگر احتياط ممكن است به احتياط عمل نمايد، بلكه اگر احتياط ممكن نباشد چنانچه از انجام عمل ، محذوري لازم نيايد،مي تواند عمل را به جا آورد. پس اگر معلوم شد كه مخالف واقع يا گفتار مجتهد بوده دوباره بايد انجام دهد.
مسئله شماره:13
اگر كسي فتواي مجتهدي را به ديگري بگويد، چنانچه فتواي آن مجتهد عوض شود،لازم نيست به او خبر دهد كه فتوي عوض شده ، ولي اگر بعد از گفتن فتوي بفهمداشتباه كرده ، در صورتي كه ممكن باشد، بايد اشتباه را برطرف كند.
مسئله شماره:14
اگر مكلف مدتي اعمال خود را بدون تقليد انجام دهد آیت الله مکارم: سپس تقليد كند، اگر اعمال سابق مطابق فتواي اين مجتهد باشد صحيح است و گرنه بايد اعاده كند. و همچنين است اگر بدون تحقيق كافي از مجتهدي تقليدنموده . در صورتي اعمال او صحيح است كه بفهمد به وظيفه واقعي خود رفتار كرده است يا عمل او بافتواي مجتهدي كه وظيفه اش تقليد از او بوده يا با فتواي مجتهدي كه فعلا بايداز او تقليد كند، مطابق باشد.
مطالب مربوط:
آمار بازدید:400



