<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>

<channel>
	<title>آسمانیان</title>
	<atom:link href="http://asemanian.org/fa/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://asemanian.org/fa</link>
	<description>گروه فرهنگی آسمانیان ، در سال84 وارد این عرصه تبلیغی گردید و با مشاهده وضعیت فرهنگی و ارتباط چهره به چهره با جوانان نقاط ضعف و انتقاداتی را که به مبلغین وارد می شد مطالعه و به این نتیجه رسید که در این میان حلقه اتصال بین روحانیون و جوانان به دلیل عوض شدن زبان جوان و فرهنگ نسل سوم کمرنگ گردیده است.  …و این شد که با اجرای رهنمود های آقا به عنوان سر سلسله دار ورود به عرصه های نوین فرهنگی و معنوی و با جستجوی حلقات گم شده، سایت آسمانیان از سال 85 تاسیس و به کانونی برای گفتمان دینی جوانان تبدیل گردید.</description>
	<pubDate>Fri, 18 May 2012 08:43:06 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.6.2</generator>
	<language>en</language>
			<item>
		<title>نا رفیق</title>
		<link>http://asemanian.org/fa/archives/1426.htm</link>
		<comments>http://asemanian.org/fa/archives/1426.htm#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 May 2012 08:43:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[اخلاق]]></category>

		<category><![CDATA[یار آسمانی 5]]></category>

		<category><![CDATA[رفیق]]></category>

		<category><![CDATA[شریک]]></category>

		<category><![CDATA[نا رفیق]]></category>

		<category><![CDATA[همراه]]></category>

		<category><![CDATA[همنشین]]></category>

		<category><![CDATA[همکار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.org/fa/?p=1426</guid>
		<description><![CDATA[در قرآن می خوانیم که در قیامت از رفیق خود شاکی هستند و در برابر خطای خود آنها را نیز مسئول می دانند.
يا وَيْلَتى‏ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا ( واى بر من اى كاش فلان مرد پليد و گناهكار را دوست نميگرفتم و بمصاحبتش تن نميدادم.)
اولياء گرامى اسلام ضمن نامه‏ها و سخنان حكيمانه خود [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span lang="FA">در قرآن می خوانیم که در قیامت از رفیق خود شاکی هستند و در برابر خطای خود آنها را نیز مسئول می دانند.</span></p>
<p><span lang="FA"><strong><span style="color: #000080;">يا وَيْلَتى‏ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا</span></strong></span><span lang="FA"> ( </span><span lang="FA"><span style="color: #000080;">واى بر من اى كاش فلان مرد پليد و گناهكار را دوست نميگرفتم و بمصاحبتش تن نميدادم</span></span><span>.</span><span lang="FA">)</span><span></span></p>
<p><span lang="FA">اولياء گرامى اسلام ضمن نامه‏ها و سخنان حكيمانه خود خطر رفاقتهاى مضر و گمراه‏ كننده را خاطرنشان فرموده و پيروان خويش را از مجالست و همنشينى افراد فاسد و تبهكار بر حذر داشته‏اند</span><span>.</span></p>
<p><span lang="FA">قال علىّ عليه السّلام: </span><span lang="FA"><strong><span style="color: #008000;">و احذر صحابة من يفيل رأيه و ينكر عمله فانّ الصّاحب معتبر بصاحبه. </span></strong></span></p>
<p><span lang="FA">على عليه السّلام در نامه خود بحارث همدانى توصيه كرده است</span><span>:</span><span lang="FA"> (</span><span lang="FA"><span style="color: #008000;">از رفاقت با كسانى كه افكارشان خطا و اعمالشان ناپسند است بر حذر باش</span></span><span style="color: #008000;"></span><span><span style="color: #008000;">.</span></span><span style="color: #008000;"> </span><span lang="FA"><span style="color: #008000;">چه را که آدمى برويه و روش رفيقش خو ميگيرد و بافكار و اعمال وى معتاد مى‏شود</span></span><span style="color: #008000;"></span><span><span style="color: #008000;">.</span></span><span lang="FA">)</span><span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.org/fa/archives/1426.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>اهمیت دادن به نماز</title>
		<link>http://asemanian.org/fa/archives/1421.htm</link>
		<comments>http://asemanian.org/fa/archives/1421.htm#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 11 May 2012 06:35:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[اخلاق]]></category>

		<category><![CDATA[خودمانی]]></category>

		<category><![CDATA[یار آسمانی 5]]></category>

		<category><![CDATA[اذان]]></category>

		<category><![CDATA[امانت]]></category>

		<category><![CDATA[امیرالمومنین]]></category>

		<category><![CDATA[تکلیف]]></category>

		<category><![CDATA[خشوع]]></category>

		<category><![CDATA[خضوع]]></category>

		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.org/fa/?p=1421</guid>
		<description><![CDATA[از امیر المومنین (علیه السلام) روایت شده است که هنگام رسیدن وقت نماز به خود می پیچید و بر خود می لرزید و چون علتش را می پرسیدند می فرمود: وقت امانتی است که خدا بر آسمان و زمین و کوهها عرضه داشت و آنها از قبول آن ابا کرده و ترسیدند و حال من [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;">از امیر المومنین (علیه السلام) روایت شده است که هنگام رسیدن وقت نماز به خود می پیچید و بر خود می لرزید و چون علتش را می پرسیدند می فرمود: وقت امانتی است که خدا بر آسمان و زمین و کوهها عرضه داشت و آنها از قبول آن ابا کرده و ترسیدند و حال من نمی دانم آن امانتی را بر عهده ام هست را خوب اداء می کنم یا نه</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"> كَانَ‏ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع إِذَا حَضَرَ وَقْتُ الصَّلَاةِ يَتَزَلْزَلُ وَ يَتَلَوَّنُ فَيُقَالُ لَهُ مَا لَكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَيَقُولُ جَاءَ وَقْتُ أَمَانَةِ اللَّهِ الَّتِي عَرَضَهَا عَلَى السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَ أَشْفَقْنَ مِنْهَا وَ حَمَلَهَا الْإِنْسَانُ فَلَا أَدْرِي أُحْسِنُ أَدَاءَ مَا حُمِّلْتُ أَمْ لَا </span></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #800000;">تحلیل:</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">نگاه امانت به نماز یعنی اداء آن با تمام شرایط و جزئیات که نقصان در آن به معنای عدم امانت داری است.</p>
<p style="text-align: justify;">انسان به خاطر قوه عقل و اختیار خود امانتی را تحویل گرفته است که با آن بتواند از آسمانها و زمین فراتر رود مسلما با نگاه اداء تکلیف انسان خود را به اوج نمی رساند زیرا آن کسی که در آخر وقت نماز خود را اقامه می کند در واقع به تکلیف خود عمل می کند.</p>
<p style="text-align: justify;">پیدا شدن حالت خضوع و خشوع در نماز بستگی به تهیه مقدماتی دارد. سید عبدالله شبّر می گوید چنانچه می خواهی خود را بیازمایی این لحظه (هنگام اذان) بهترین موقع امتحان است، پس هنگامی که صدای اذان را می شنوی این ندا را بر قلبت عرضه کن اگر دیدی سراسر شادمانی و سرور است و به اجابت فوری رغبت دارد، بدان که در روز داوری ندای مژده و سعادت خواهی شنید.</p>
<p style="text-align: justify;">مسلما آن کسی که با شنیدن نماز افسرده شده و احساس تکلّف و سختی می کند در نماز نیز با حالت خضوع و خشوع برایش پیدا نخواهد شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.org/fa/archives/1421.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>اعتبارکتب مقدس</title>
		<link>http://asemanian.org/fa/archives/1418.htm</link>
		<comments>http://asemanian.org/fa/archives/1418.htm#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 May 2012 06:23:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[بانک سوالات]]></category>

		<category><![CDATA[انجیل]]></category>

		<category><![CDATA[برنابا]]></category>

		<category><![CDATA[تحریف]]></category>

		<category><![CDATA[قرآن]]></category>

		<category><![CDATA[متی]]></category>

		<category><![CDATA[مرقس]]></category>

		<category><![CDATA[کتب مقدس]]></category>

		<category><![CDATA[کلیسا]]></category>

		<category><![CDATA[یوحنا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.org/fa/?p=1418</guid>
		<description><![CDATA[
سه دیدگاه درباره کتاب های مقدس وارد شده است:

1- دیدگاه کلیسا
2- دیدگاه دانشمندان بی طرف
3- دیدگاه مسلمانان

 1- ديدگاه كليسا: ساروخاچيكي در كتاب [كتاب مقدس را بهتر بشناسيم، ص 14 [مي‏گويد «به اعتقاد مسيحيت كليسايي كتاب  مقدس كتابي است مصون از خطا و كاملاً قابل اعتماد، زيرا به وسيله روح‏القدس الهام شده است&#8230; البته بي‏خطايي [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify">
<div style="direction: rtl;">سه دیدگاه درباره کتاب های مقدس وارد شده است:</div>
<div style="direction: rtl;"></div>
<div style="direction: rtl;">1- دیدگاه کلیسا</div>
<div style="direction: rtl;">2- دیدگاه دانشمندان بی طرف</div>
<div style="direction: rtl;">3- دیدگاه مسلمانان</div>
<p align="justify">
<div style="direction: rtl;"><strong> 1- ديدگاه كليسا:</strong> ساروخاچيكي در كتاب [كتاب مقدس را بهتر بشناسيم، ص 14 [مي‏گويد «به اعتقاد مسيحيت كليسايي كتاب  مقدس كتابي است مصون از خطا و كاملاً قابل اعتماد، زيرا به وسيله روح‏القدس الهام شده است&#8230; البته بي‏خطايي فقط شامل  نسخه‏هاي اصلي كتاب مقدس است&#8230; و ما هيچ يك از نسخه‏هاي كتاب مقدس را در اختيار نداريم»، (نقل از درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحيت،  محمدرضا زيبايي‏نژاد، انتشارات اشراق).</div>
<div style="direction: rtl;">ديگر اين كه همه مسيحيان هميشه و همه جا معتقد بوده و هستند كه اناجيل كنوني زندگي‏نامه و سخنان حضرت عيسي است كه  متي و مرقس، لوقا و يوحنا آنها را نوشته‏اند. تا آنجا كه تاريخ نشان مي‏دهد مسيحيان هرگز براي حضرت عيسي (ع) به كتابي قائل  نبوده‏اند و اناجيل را صرفا بيانگر زندگي و سخنان وي مي‏دانسته‏اند.</div>
<div style="direction: rtl;">توماس ميشل در اين باب مي‏گويد: «پس از نوشته شدن اناجيل يك سنت شفاهي وجود داشت عيسي به عقيده مسيحيان در  حدود سال 30 وفات يافت و كساني كه از او پيروي كرده وي را شناخته، كارهايش را ديده و سخنانش را شنيده بودند خاطرات  خويش از او را در حافظه نگه مي‏داشتند هنگامي كه مسيحيان نخستين براي عبادت گرد مي‏آمدند آن خاطرات نقل مي‏شد اندك  اندك اين منقولات شكل مشخصي يافت و بر حجم آنها افزوده شد»، (كلام مسيحي، ص 43 و 44، توماس ميشل، ترجمه: حسين توفيقي).</div>
<div style="direction: rtl;"><strong>2- ديدگاه دانشمندان بي‏طرف:</strong> دانشمندان كتاب مقدس را صرفا نوشته‏اي قديمي مي‏دانند كه به دست انسان‏ها پديد آمده است  و&#8230; دانشمندان بي‏طرف براي عهد عتيق (تورات 2500 سال قدمت قائلند و براي عهد جديد - اناجيل - تاريخي نزديك به تاريخ  سنتي كليسا يعني 1900 سال را معتقدند»، (آشنايي با اديان بزرگ، ص 136، حسين توفيقي، انتشارات سمت).</div>
<p><strong></p>
<div style="direction: rtl;"><span style="font-weight: normal;"><strong>3- ديدگاه مسلمانان:</strong> مسلمانان از ديرباز معتقد بوده‏اند تورات و انجيل كه خدا نازل كرده است دستخوش تحريف قرار گرفته است  و مسائلي مانند بشارت حضرت محمد(ص) از آنها حذف شده است.</span></div>
<p></strong></p>
<div style="direction: rtl;">قرآن مجيد در ده‏ها آيه به نازل شدن تورات و انجيل (و نه اناجيل) تصريح مي‏كند. «&#8230; وانزل التوراة والانجيل من قبل&#8230;»، (آل عمران، آيه  3 - 4).</div>
<div style="direction: rtl;">مسأله تحريف تورات و انجيل در قرآن آمده است: آياتي كه براي اثبات تحريف تورات و انجيل مورد استفاده قرار اشاره مي‏شود.</div>
<div style="direction: rtl;">1- «آيا انتظار داريد شما را باور كنند با اين كه عده‏اي از آنان سخنان خدا را مي‏شنيدند و پس از فهميدن، آن را تحريف مي‏كردند، در حالي كه  علم و اطلاع داشتند؟»، (بقره، آيه 75).</div>
<div style="direction: rtl;">2- آل عمران، آيه 78 - نساء، آيه 46 - بقره، آيه 79 - مائده، آيه 41 و&#8230;</div>
<div style="direction: rtl;">در مطالعه آيات قرآني و روايات متعدد در مسأله تحريف به چند نتيجه خواهيم رسيد:</div>
<div style="direction: rtl;">1- قطعا برخي مضامين موجود درعهد عتيق مضاميني است كه از كتب اصيل الهي برجا مانده است. بسياري احكام تورات همان احكامي است كه در تعاليم پيامبر  اسلام(ص) هم مشاهده مي‏شود. مثلاً در آيه 45 سوره مائده به احكامي از تورات اشاره شده كه در متن كنوني هم موجود است.</div>
<div style="direction: rtl;">2- موارد بسياري از كتاب مقدس مورد تحريف واقع شده است اين تحريف گاه در قالب تحريف لفظي يعني حذف عبارات و اضافه نمودن برخي مضامين و گاه در  قالب تحريف معنوي يعني تفسير غلط آيات كتاب مقدس صورت گرفته است. تعدادي از كتب موجود هم اصلاً مجعول است يعني نويسندگاني مطالب خود را به  عنوان كتاب مقدس و مورد تأييد الهي به مردم ارائه كرده‏اند.</div>
<div style="direction: rtl;">3- صرف‏نظر از آيات و روايات در مورد تحريف، با دقت در مضامين مختلف كتاب مقدس به موارد بسياري از تناقضات واضح و آشكار مي‏رسيم كه نشانگر وجود  دست‏هاي جاعليني بوده كه ناشيانه اقدام به اين عمل فسادانگيز نموده‏اند.</div>
<div style="direction: rtl;">اناجيل اربعه و عهد جديد مورد قبول همه مسيحيان است. به دليل اختلاف انجيل يوحنا با اناجيل سه‏گانه ديگر - متي، مرقس،  لوقا - كه مطلب الوهيت مسيح را با صراحت بيان نموده اما از ذكر اموري چون حكايت ميلاد و صعود مسيح و عشاي رباني و مسائل  ديگر خودداري نموده، اناجيل سه‏گانه (مرقص، متي، لوقا) همگون و انجيل چهارم يوحنا را غيرهمگون نام نهاده‏اند.</div>
<div style="direction: rtl;">در قرن هفدهم نسخه‏اي از انجيل برنابا كشف شد در اين انجيل به پيامبر اسلام بشارت داده است برنابا از مبلغان اوليه مسيحيت  است و در كتاب مقدس به عظمت ياد شده است ولكن دليل محكمي بر اين كه انجيل موجود همان انجيل برنابا است اقامه نشده  است و نمي‏توان به اين كتاب استناد جست.</div>
<div style="direction: rtl;">براي آگاهي بيشتر ر.ك:</div>
<div style="direction: rtl;">1- درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحيت محمدرضا زيبايي‏نژاد</div>
<div style="direction: rtl;">2- آشنايي با اديان بزرگ حسين توفيقي</div>
<div style="direction: rtl;">با رويكرد تاريخي و محتوايي به مضامين كتاب مقدس (تورات و انجيل) مي‏توان تحريف آن را اثبات نمود. مثلاً بر اساس  گزارشات موثق و معتبر و مستند تاريخي، كتاب مقدس در طول 1500 سال تأليف و گردآوري شده است، از همين روست كه علاوه  بر برخورداري از شيوه‏هاي متنوع ادبي با گذشت زمان تحول آرام و كندي را تجربه كرده است. صرف نظر از اقليتي نا چيز از  مسيحيان كه مي‏پندارند كتاب‏هاي مقدس با همين الفاظ الهام شده و خدا پيام خود را كلمه به كلمه به كاتب بشري منتقل و وي  چيزهايي را كه خدا املا نموده، با امانت ثبت كرده است، اكثر مسيحيان معتقدند كه خداوند كتاب‏هاي مقدس را به وسيله مؤلفاني  بشري نوشته است و بر اين اساس، اعتقاد دارند كه كتاب‏هاي مقدس يك مؤلف الهي و يك مؤلف بشري دارد، (نگا: تاريخ تمدن، ويل  دورانت، تهران، انتشارات آموزش انقلاب اسلامي، چاپ پنجم، 1370 ش، ج 3، ص 695 ـ 721).</div>
<div style="direction: rtl;">جالب است بدانيد كه تعداد كتابهاي مقدس (در مجموع 46 يا به روايتي 39 كتاب عهد عتيق يهود يعني تورات و 27 كتاب عهد  جديد يعني انجيل) بر اساس نوعي توافق اجماعي حاصل شده است، (كلام مسيحي، همان، ص 51) و در اين صورت پر واضح است كه  بشر مصون از خطا نيست.</div>
<div style="direction: rtl;">طرح مؤلف بشري در كنار مؤلف الهي در تدوين كتاب مقدس و در نتيجه تحريف آن باعث گرديد پيامدهاي ناگواري براي كتاب  مقدس به وجود آيد كه گزارش آن در اين مجال اندك ممكن نيست  (فرهنگ و مسيحيت در غرب، محمدرضا كاشفي، فصل دوّم، مبحث كتاب مقدس).</div>
<div style="direction: rtl;">اما با توجه به نگرش محتوايي به مضامين كتاب مقدس نيز روشن مي‏گردد كه برخي از كتب اديان آسماني دچار تحريف گشته‏اند؛  زيرا، اگر اين كتاب دچار زياده و نقصان و تغيير در لفظ و مفاهيم نشود هيچ گاه مطالب متناقض و خرد ستيز نخواهد داشت و حال آن  كه با مراجعه به اين كتب مسائل منافي با يكديگر و غير عقلاني فراوان يافت مي‏شود و اين خود دليل بر تحريف كتاب مقدس است،  (در اين باب نگا: كلام مسيحي، صص 66 ـ 80 و تورات، انجيل، قرآن و علم، موريس بوكاي، ترجمه مهندس ذبيح الله دبير، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي.</div>
<p align="justify">
<div style="direction: rtl;"><strong>اعتبار قرآن:</strong></div>
<div style="direction: rtl;">براي اينكه بدانيم قرآن كريم دچار هيچگونه تغيير و تبديلي نشده است , لازم است نكاتي را پيرامون وحي ميان مسلمانان و مسيحيان ارائه كنيم . با روشن شدن تمايز دو ديدگاه , مصونيت لفظي قرآن هم روشن مي گردد.</div>
<div style="direction: rtl;">1- وحي در فرهنگنامه هاي لغت به معناي ((تفهيم و القاي سريع و نهاني )), به طوري كه بر غير مخاطب پنهان بماند, آمده است . اگر دقت كنيم اين معناي مشترك و جامع در تمام مصاديق و درجات متفاوت وحي صدق مي كند. مصاديق وحي عبارتند از:</div>
<div style="direction: rtl;">يدي ) و پيام رساني ويژه (وحي تشريعي ). علت صدق وحي بر اينها, لحاظ معناي تفهيم خصوصي و نهاني در هر يك از اين مراتب به طريق حقيقت يا ادعا است , (مصباح يزدي , محمد تقي , راهنماشناسي , فصل اول , درس اول , چاپ مركز مديريت حوزه علميه قم و سعيدي روشن , محمد باقر, تحليل وحي از ديدگاه اسلام و مسيحيت , ص 96, نشر موئسسه فرهنگي انديشه ).</div>
<div style="direction: rtl;">براي آگاهي بيشتر درباره اقسام تحريف : ر.ك : خرمشاهي , بهائ الدين , قرآن پژوهي , ج 1, واژه تحريف ناپذيري و معرفت , محمدهادي , مصونيت قرآن از تحريف , ص 22 - 26).</div>
<div style="direction: rtl;">و از طرف ديگر, وحي تشريعي عالي ترين درجه از مصاديق وحي است كه شناخت ماهيت و راز آن بر غير مخاطب ممكن نمي باشد. از مقايسه آن با معارف بشري همين اندازه مي توان گفت كه خارج از معارف بشري (حس و تجربه و عقل و حدس و حتي شهود و عرفاني ) بوده , و از سنخ آنها, و هم رتبه با معارف انساني نمي تواند به شمار بيايد, زيرا مبادي و زمينه هاي اكتسابي معارف بشري كه حس و تجربه , تعقل و تفكر, تاريخ و آثار به جا مانده و تجربه دروني و شعور باطني است , در آن نوع از معرفت قابل مشاهده نمي باشد. بنابراين بايد گفت : حقيقت وحي در حوزه اصطلاح علم كلام و فلسفه دين , مختص آن نوع معرفتي است كه به صورت ويژه بر پيامبران القا مي شود, (سبحاني , جعفر, مدخل مسائل جديد در علم كلام , ج 2, بخش اول , نشر موئسسه تحقيقاتي امام صادق و مطهري , مرتضي , مجموعه آثار, ج 2, ص 155, انتشارات صدرا).</div>
<div style="direction: rtl;">2- از آنچه بيان شد, مي توان نتيجه گرفت كه معرفت وحياني نه معرفت عقلي است . چنانكه فارابي آن را ادعا كرده است , (فارابي , آرائ اهل المدينه الفاضله , ص 67 به نقل از كتاب تحليل وحي ) و نه بر اساس داده هاي نوين علوم اجتماعي و روانشناسي , تبلور شخصيت و روح باطني يا نبوغ اجتماعي است , (اميل در منگام , زندگاني محمد(ص ) و فريد وجدي , دائره المعارف , ج 10, ذيل عنوان وحي ) و نه در قلمرو مكاشفه نفساني و الهام عرفاني جاي مي گيرد, (مير الياچارده , حسين پژوهي , مقدمه , ص 111 و 193, نشر موئسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي ).</div>
<div style="direction: rtl;">از اينجا به تمايز ديدگاه مسلمانان با ديدگاه غالب مسيحيان در موضوع وحي پي مي بريم , زيرا وحي در نظر مسلمانان , چنانكه گذشت , طريق ويژه القاي پيام الهي بر پيامبر است كه در آن هم معنا و هم لفظ, هر دو از ناحيه خداوند فرستاده مي شود و پيامبر هيچ نقشي جز گيرندگي و حفظ و انتقال خبر به مردم ندارد. لذا حقيقت و پيام واقعي خدا از طريق او به انسانها مي رسد. در مقابل , مسيحيان به خصوص از زمان رنسانس به بعد, حقيقت وحي را به گونه رويگري تفسير كردند, (توماس ميشل , كلام مسيحي , ترجمه حسين توفيقي , بخش اول ) به نظر آنها وحي از مقوله لفظ و پيام نيست . بلكه از نوع انكشاف و تجلي است , چرا كه خداوند پيش از ارسال مسيح پيام بر پيامبران قبلي مي فرستاده است اما از زمان وي به بعد, خداوند, خودش را از طريق عيساي مسيح كه واجد تمام صفات الهي بوده , و بلكه از طريق تمام انسانها, براي انسانها متجلي و منكشف ساخت .</div>
<div style="direction: rtl;">از اين رو, وحي ديگر از نوع كلام خدا محسوب نمي شود بلكه وحي اصولا&#8221; كلمه خدا يعني مسيح و انسان است . بنابراين , وحي نوعي انكشاف خدا در انسان و الهام دروني و تجربي باطني انسانهاست . نتيجه چنين رويكردي به وحي اين مي شود كه گفته شود متون مقدس در حقيقت پيامهاي الهي نيستند بلكه تجربه هاي دروني مولفان اند كه به كمك ذهن و قلم آنها تعبير يافته اند. بنابراين آموزه هاي كتاب مقدس محصول تعبير بشري و متائثر از قوه درك انساني اند. ولي چنانكه گذشت , مسلمانان معتقدند, (علامه طباطبايي , محمدحسين , قرآن در اسلام , ص 151, نشر دار الكتب الاسلاميه و تفسير الميزان , ج 18, ص 75): وحي گفتار خدائي است كه گاهي بدون هيچ واسطه اي ميان او و بشر صورت مي گيرد, گاهي از وراي حجاب شنيده مي شود و گاه فرشته اي آن را حمل نموده , به بشري مي رساند, كه در اين صورت پيامبر سخن فرشته را مي شنود كه سخن خدا را حكايت مي نمايد. مانند وحي كه بر پيامبر(ص ) بوده , ايشان همچون پيامبران پيشين تنها واسطه در رساندن پيام به مردم بوده اند. و لذا حتي قوه درا كه آن حضرت هم نمي توانست در اين امر شريف دخل و تصرف بكند. اين كاري است كه انجامش از قادر متعال و فعال ما يشائ ممكن است و الا عجز او لازم مي آيد. پس فرشته وحي , (هادوي تهراني , مهدي , مباني كلامي اجتهاد, ص 77, نشر خانه خسرو), در واقع ظرف تجلي پيام الهي است كه در صورت توجه پيامبر به او, گفته مي شود: تكلم خدا از راه فرشته صورت گرفته , و در صورت التفات به منبع وحي (خداوند), گفته مي شود: تكلم خدا بي واسطه صورت گرفته است .</div>
<div style="direction: rtl;">افزون بر آن , اين پيام با وجود خارجي خود در قلب پيامبر حضور مي يابد بسان حضور نفس در وجود انسان . بنابراين قابل كذب و خطابردار نيست . يكي از شواهد عمومي , (مهر تابان , ص 106 و تحليل وحي از ديدگاه اسلام و مسيحيت , ص 96) بر تائييد و تثبيت نظر مسلمانان , تكرار واژه هايي همچون ((قل )) و ((توئمر)) و ((فاصدع )) و امثال آن بر خود قرآن كريم است كه ثابت مي كند مطالب همانگونه كه از طرف خدا به وسيله جبرئيل مي آمده , پيامبر(ص ) نيز مسوئوليت داشت آنها را بدون كم و زياد به مردم ابلاغ بكند. افزون بر اينكه در خود آيات الهي مبني بر مصونيت قرآن در تمام مراحل اخذ, حفظ و ابلاغ , آيات صريح و شفافي آمده كه ثابت مي كنند قرآن بدون هيچگونه تصرفي , از ناحيه خدا به بندگان رسيده است , زيرا اگر پيامبر پيام را تحريف كند مردم آن پيام تحريف شده را پيام خدا تلقي نموده و پيروي مي كنند و گمراه مي شوند و اين نقض غرض و با حكمت خدا مخالف است .</div>
<div style="direction: rtl;">3- حاصل سخن اينكه : (توماس ميشل , كلام مسيحي , بخش اول , كتاب مقدس , وحي و الهام , نشر مركز مطالعات و تحقيقات اديان ) در مقام مقايسه بين قرآن و كتاب مقدس (عهد عتيق و عهد جديد) به اين مسائله مهم پي مي بريم كه قرآن يك كتاب واحد است كه آن را يك شخص فقط به يك زبان , ظرف 23 سال به مردم گزارش نموده , در صورتي كه كتاب مقدس مجموعه 73 كتاب است كه به زبانهاي عبري , آرامي و يوناني در طول 1500 سال گردآوري شده است و شمار بزرگي از موئلفان آن براي تهيه آن به عمليات پيچيده اي دست زده اند. چرا كه مسيحيان معتقدند خداوند كتاب مقدس را به وسيله موئلفان بشري نوشته است . به نظر اكثر متفكران كاتوليك , ارتدوكس و پروتستان عصر حاضر اصل پيام (مژده نجات ) كه از طرف خدا آمده به نوبه خود حق است , ولي شكل پيام با توجه بر اينكه تنها به خدا مربوط نمي شود, بلكه به عامل بشري , آنهم بشري كه به ادعاي خودشان معصوم نبوده است , نيز ارتباط پيدا مي كند, محدود و در معرض خطا واقع مي شود.</div>
<div style="direction: rtl;">از اين رو گاهي اين نويسنده بشري نظريات غلط يا اطلاعات اشتباه آميزي دارد كه اثر آن در متن كتاب باقي مي ماند. در مقابل , مسلمانان معتقدند كه خدا مي تواند پيام خود را مستقيما&#8221; به پيامبر بفرستد و پيامبر هم آن را دقيقا&#8221; به بشر تحويل دهد. يعني از ديد مسلمانان , قرآن مجيد به چيزي جز وحي الهي وابسته نيست . قرآن وحي خدا, وحي حقيقي و پيامي با عبارات روشن و كامل و نمايي شناخته شده مي باشد. به اين جهت اعتقاد به عصمت لفظي قرآن مجيد يكي از اصولي است كه مسلمانان به آن معتقدند و از آن حمايت و دفاع كرده اند. آنچه گفته شد دو مرحله از مراحل عصمت قرآن مجيد است كه به آن عصمت در مقام تلقي و ابلاغ وحي گفته مي شود. در اين مرحله اولا&#8221; خدا در گفتارش صادق شناخته مي شود. ثانيا&#8221; فرشته و آورنده وحي از هر گونه تصرف عمدي و سهوي در پيام الي مصون است و پيام الهي را كاملا&#8221; دقيق به پيامبر مي رساند. ثالثا&#8221; دستگاه ادراكي پيامبر از دريافت پيام خدا گرفتار هيچگونه خطايي نمي شود. و آن را كاملا&#8221; به درستي دريافت مي دارد. رابعا&#8221; آنچه پيامبر دريافت كرده است را بدون اندك كم و كاست يا تغيير و تبديل به مردم ابلاغ مي كند. (و ما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي ) بنابراين قرآن مجيد از مبدائ صدور تا ابلاغ عمومي در جامعه از مصونيت و معصوميت كامل برخوردار است . آنگاه نوبت به بررسي تحريف ناپذيري قرآن در عرصه جامعه و تاريخ مي رسد.</div>
<div style="direction: rtl;">تحريف ناپذيري در زمان رسول الله (ص ) براي تبيين تحريف ناپذيري قرآن در زمان حيات پيامبر(ص ) مي توانيم به نكات زير در اين زمينه اشاره بكنيم :</div>
<div style="direction: rtl;">1- دلايل تاريخي : اگر به عصر نزول قرآن و آيات مكي و مدني با توجه به محيط مكه و مدينه و جو فرهنگي حاكم بر آن دو نگاه بيندازيم به عناصر مهمي پي مي بريم كه مي تواند ما را در حل مسائله كمك بنمايد. آن عناصر به شرح ذيل است :</div>
<div style="direction: rtl;">الف ) عنصر نزول تدريجي قرآن , (كيهان انديشه , شماره 28, مقاله تحريف ناپذيري قرآن اثر علامه مرتضي عسكري ): يكي از تمهيدات الهي براي مصون ماندن قرآن , نزول تدريجي آن , آنهم با سبك و برنامه اي ويژه است . در مدت تقريبا&#8221; بيست و سه سال آيات قرآن به دو شكل نازل شده است . اياتي كه در آغاز بعثت در مكه نازل گرديده , آياتش كوتاه و موزون است مانند ((و الضحي و الليل اذا سجي , ما ودعك ربك و ما قلي ,&#8230;)) و يا ((الرحمن , علم القران , خلق الانسان , علمه البيان )) اين مقاطع كوتاه و موزون در حفظ آيات , تائثير بي شائبه اي داشته است , آن هم در ميان مردم روزگاري كه امي بوده است . اما در سالهاي بعد, آيات و سور بزرگتري در مدينه نازل شده است , زيرا در مدينه , هم آرامش بيشتري براي مسلمانان بوده و هم امكانات نوشتن و ثبت آيات . بالاخره , نزول تدريجي قرآن , اين نتيجه را داشت كه وقتي دو و سه آيه نازل مي شده , پيامبر آن را براي مسلمانها مي خواند, آنها حفظ مي كردند, بعد آيه اي ديگر نازل مي گشت .</div>
<div style="direction: rtl;">ب ) كيفيت تعليم پيامبر: آنچه كه در تاريخ قرآن مهم است بدانيم , اين است كه پيامبر چگونه آيات را به مردم مي خوانده و چگونه آنها را تعليم مي داد؟ در روايتي , (همان ) داريم كه راوي آن مي گويد: پيامبر در مدينه هر بار ده آيه به ما مي آموخت ده آيه را ياد مي گرفتيم , سپس ده آيه ديگر و&#8230; براي مثال , يكي از صحابه در مسجد دمشق 1600 شاگرد را تعليم قرآن مي داده است . به اين شكل كه آنها را به گروههاي ده نفري تقسيم كرده و هر ده نفر يك ناظر داشته اند كه مجموع اين ناظران و سرگروهها 160 نفر مي شده اند. افزون بر آن , (ابو عبدالله زنجاني , تاريخ القرآن , ص 42, موسسه الاعلمي , بيروت ), به شهادت تاريخ , در همان زمان پيامبر اكرم (ص ) عده زيادي از مسلمانان كه تعداد آنان را تا چهل و سه نفر نوشته اند به دستور ايشان هر آيه و يا سوره اي كه نازل مي شد بلافاصله مي نوشتند, از جمله معروف ترين اصحاب پيامبر كه به نوشتن قرآن اهتمام خاصي مي ورزيدند حضرت علي (ع ) و زيد بن ثابت هستند.</div>
<div style="direction: rtl;">ج ) وضعيت فرهنگي جامعه : بي شك از اهتمام پيامبر بر قرائت قرآن و تحفيظ آن بر مسلمانان , جامعه آن روز فضيلت بزرگي براي حفظ قرآن قائل شده بود. موئمن و منافق در اين جهت بر يكديگر سبقت مي گرفتند. معاشرت و انس با قرآن جزو آداب و رسوم مردم در آمده بود و در مسائل و مشكلات خود به آن مراجعه مي كردند. تقدس و فضيلت يافتن قرآن نزد مسلمانان , اين نتيجه را به دنبال داشت كه كسي به خود نمي توانست ايده تغيير قرآن را از سر بپروراند, (مصباح يزدي , محمدتقي , قرآن شناسي , ج 1, ص 215, نشر موئسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره )).</div>
<div style="direction: rtl;">د) تكامل خط و كتابت : براي حفظ يك متن به صورت اصلي بايد شرايط طبيعي چنين امري فراهم باشد. در اعصار گذشته تكامل خط و پيشرفت كتابت به آن ميزان نبوده است كه بتواند متني را در بستر خويش و به صورت كامل حفظ نمايد. البته با رشد تمدن بشري زمينه هاي لازم براي چنين امري پديدار مي شد, چنانكه به نظر برخي , (علامه خوئي , ترجمه البيان , ج 1, ص 309, نشر مجمع ذخائر اسلامي - قم , 1360 ش ) از محققين در زمان رسول الله شرايط و موقعيت حصول چنين كاري مهيا شد و زمينه را براي حفظ و صيانت قرآن فراهم آورد. اما به نظر مي رسد چنانكه فقدان خط و كتابت مشخص عامل تحريف مي باشد همينطور ممكن است موجود بودن خط هم حتي موجب تحريف باشد به لحاظ اينكه با روي آوردن مردم بر استنساخ و كثرت كتابت در كنار فقدان ضابطه اي در امر نگارش , به طور طبيعي نگارش از خطا مصون نخواهد ماند. از اين جهت صرف رشد و تكامل خط را به عنوان عامل اساسي در موضوع صيانت قرآن نمي توان لحاظ كرد.</div>
<div style="direction: rtl;">2- دلايل قرآني و حديثي : افزون بر آيات نازل شده در خود قرآن , مبني بر اينكه خداوند خود قرآن را حفظ مي كند مثل آيه 9 سوره حجر كه مي فرمايد: ما قرآن را نازل كرده ايم و آن را حفظ مي كنيم و آيه 42 سوره فصلت كه نفوذ هر گونه تغيير و باطل را در قرآن منتفي مي داند. اگر دقت كنيم مفاد (قرآن شناسي , ج 1, ص 217) دو آيه اين مي شود كه قرآن هم از درون - به لحاظ نفوذ ناپذيري - و هم از برون - به دليل نگهباني خداوند - مصونيتش تائمين شده است . در كنار قرآن , احاديثي هم از زبان مبارك خود پيامبر داريم مثل حديث ثقلين كه فرمود: من در ميان شما دو چيز را به ارث گذاشتم يكي قرآن و ديگري اهل بيت خودم . مفهوم حديث اين است كه قرآن را به صورت سالم و دست نخورده به شما مسلمانان تحويل دادم , و ساير روايات كه در زمينه عدم تحريف قرآن از ائمه اطهار(ع ) نقل گرديده است . دلايل كاهش ناپذيري قرآن در زمان خلفا و بعد از آن دلايلي كه مي توان براي تحريف ناپذيري قرآن در زمان بعد از رحلت پيامبر اقامه كرد, از ابعادي متفاوت مي توان بررسي و تبيين كرد.</div>
<p><strong></p>
<div style="direction: rtl;"><span style="font-weight: normal;"><strong>1- رويكرد تاريخي :</strong> تحليل تاريخي را مي توانيم از ابعاد زير دنبال كنيم : </span></div>
<p></strong></p>
<div style="direction: rtl;">الف ) قرآن مجيد كتابي بوده است (معرفت , محمدهادي , مصونيت قرآن از تحريف , ترجمه محمدشهرابي , ص 29, نشر دفتر تبليغات اسلامي ) كه با تمام شئون زندگي فردي و اجتماعي مسلمانان مرتبط بوده و مسلمانان سياست , اقتصاد و قوانين اخلاقي و حتي آداب و رسوم معاشرتي خود را از آن مي گرفته اند و در مسائل خود به آن مراجعه مي كردند. كتابي كه تا اين اندازه با زندگي مردم در آميخته و مورد استفاده و مراجعه آنها بوده است چگونه ممكن است كاهش در آن پيدا شود و مسلمانان متوجه آن نشوند. اين احتمال به منزله اين است كه احتمال دهيم در قانون اساسي يك ملت بزرگ تغيير و حذف واقع شود و كسي متوجه آن نگردد. در حالي كه نقش قرآن در زندگي مسلمانان بيش از نقش يك قانون اساسي در زندگي ملتهاي امروز بوده است . لذا اگر كوچكترين حذفي و كاهشي در آن مي خواست صورت بگيرد با عكس العمل شديدي مواجه مي گشت . حال با اين تفصيل چگونه ممكن است كج انديشان بتوانند چيزي از قرآن كم بكنند.</div>
<div style="direction: rtl;">ب ) اهتمام به نگه داري و حفظ قرآن كريم در ميان مسلمانان به اندازه اي بود كه پس از نبي اكرم و در زمان خلافت ابوبكر, وقتي در جنگ يمامه تعدادي از حافظان قرآن كشته شدند مسلمانان تصميم گرفتند توجه بيشتري در حفظ قرآن به خرج دهند و به اين منظور همه نسخه هاي قرآن را در يك جا جمع آوري كرده و از اينكه نقصاني در آنها واقع شود جلوگيري نمودند. حفظ اين نسخه ها به شدت مورد توجه قرار گرفت و همينطور نسل بعد از نسل , قرآن را سينه به سينه حفظ مي كردند و به نسل بعد انتقال مي دادند. (علامه طباطبايي , ترجمه الميزان , ج 12, ص 161 - 167, مركز نشر فرهنگي رجائ)</div>
<div style="direction: rtl;">ج ) مسائله ديگر, بررسي ارتباط تاريخي (علامه خوئي , ترجمه البيان , ج 1, ص 311) حكومتها با آيات قرآن است . تحريف به كاهش يا بايد در آيات سياسي صورت بگيرد و يا در آيات غيرسياسي , و حال آنكه هر دو ايراد دارد. اما بطلان دومي به خاطر اين است كه اولا&#8221; انگيزه اي براي اين كار در زمان حكومت ابوبكر, عمر و عثمان به لحاظ تماس اين گونه آيات با كار حكومت نبود. و ثانيا&#8221; موقعيت اسلام و مسلمانان نشان مي دهد كه در آن زمان كسي نمي توانست دستبردي به قرآن بزند. و اما بطلان اولي به اين دليل است كه اگر در قرآن آيه اي با ذكر نام درباره خلافت وجود داشت به طور يقين از جانب حضرت علي (ع ) و حضرت زهرا(س ) در مقام اتمام حجت و استيضاح حكومت وقت و استيفاي حق مورد استدلال قرار مي گرفت . نبودن چنين استدلالي از روز اول دليل واضحي است كه چنين آياتي نبوده و تحريفي هم از نوع كاهش واقع نگرديده است .</div>
<div style="direction: rtl;"><strong>2- رويكرد قرآني : </strong></div>
<div style="direction: rtl;">الف ) شيوه قرآن در بيان : قرآن بر خلاف (علامه مرتضي عسكري , مقاله تحريف ناپذيري قرآن در كيهان انديشه ) كتب آسماني پيشين در تعارض با منافع زورمندان و سلطه جويان از اصل بيان كليات و اصول پيروي كرده است و به استثناي تصريح به نام ابو لهب و همسرش به موارد و مصداقي و جزئي نپرداخته است و اين يكي از تمهيدات الهي در مصونيت اين كتاب آسماني مي باشد كه به نوبه خود باعث گرديده , براي كسي انگيزه كتمان يا تحريف آيات آن پيش نيايد. زيرا اين شيوه عمومي قرآن هم در مورد مدح افراد و هم درباره مذمت آنان به جد مراعات مي گردد و شرح و تفسير آن به سنت پيامبر و اهل بيت واگذار مي شود.</div>
<div style="direction: rtl;">ب ) جامعيت قرآن : همه مسلمانان (مطهري , مرتضي , مجموعه آثار, ج 2, 241 و ج 3, ص 164 و علامه طباطبايي , قرآن در اسلام , ص 26) و خود قرآن بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه خداوند قرآن را براي هدايت بشر نازل فرموده و هر آنچه كه در قلمرو هدايت و انسانيت نياز آدمي بوده به تمام معنا از بيان آنها كوتاهي نكرده است . بنابراين قرآن در بيان هر چيزي جامعيت دارد. حال اگر در قرآن كاهشي رخ بدهد به طور طبيعي اين جامعيت باقي نخواهد ماند و حال آنكه قرآن با توجه بر بيان خود در مواضع متعدد و از جمله آنها آيه 89 سوره نحل , خود را بيانگر همه چيز مي داند. بنابراين نمي توان ملازمه موجود اين تحريف ناپذيري و جامعيت قرآن را ناديده گرفت .</div>
<div style="direction: rtl;">ج ) تحدي قرآن : برخي (مصونيت قرآن از تحريف , ص 36) تحدي قرآن را هم دليل براي نفي كاهش مطرح كرده اند و گفته اند كه كم شدن كلمه يا كلماتي از يك جمله كه در شكلي زيبا و دل انگيز تركيب يافته نظم آن را بر هم مي زند و زيبايي و دلربايي نخستين آن را از ميان مي برد و مجالي براي تحدي با آن نمي گذارد (قرآن شناسي , ج 1, ص 219). اما به نظر مي رسد آيات تحدي از اثبات نفي تحريف به صورت حذف يك سوره كامل ناتوان است زيرا در صورتي كه چنين تحريفي رخ داده باشد باز هم مفاد آيات تحدي كه مي فرمايد: همانند سور موجود قرآن نمي توان سوره اي آورد, درست است .</div>
<div style="direction: rtl;">3<strong>- رويكرد عقلي : </strong></div>
<div style="direction: rtl;">الف ) برهان حكمت (همان , ص 216): در اين دليل بر مصونيت قرآن با تكيه بر دو مقوله به شرح زير مصونيت نتيجه گيري مي شود: خداوند حكيم براي هدايت بشر قرآن را فرستاده است و با توجه بر خاتميت دين و پيامبر اسلام , اگر قرآن تحريف شود پيامبر ديگري كه راه صحيح را به مردم نشان دهد نخواهد آمد و مردم گمراه خواهند شد بدون آنكه در اين گمراهي تقصيري متوجه آنان باشد بلكه اين گمراهي مستند به عدم حفظ الهي مي شود و اين امر با ساحت اقدس خداوند سازگار نيست و نقض غرض و مخالفت با حكمت الهي به شمار مي آيد.</div>
<div style="direction: rtl;">ب ) تكليف مالايطاق : از جمله دليل عقلي ديگري كه بر رد احتمال كاستي در قرآن ذكر كرده اند, اين است كه هرگاه گفته شود كتابي كه بعد از رحلت پيامبر هست به جهت احتمال كاهش غير از آن كتاب موجود در عصر خود آن حضرت مي باشد لازم مي آيد خداوند انسانهاي بعد از رحلت را به برنامه هايي مكلف سازد كه از حيطه قدرت آنها بيرون است چون فرض اين است كه خداوند مسلمانان را به عمل نمودن بر قرآن زمان رسول الله مكلف ساخته است و حال آنكه طبق ادله اين نوع تكليف محال مي باشد, محقق ثاني (ر.ك : بروجردي , البرهان , ص 116 و 117 به نقل از كتاب مصونيت قرآن &#8230;) همين استدلال را درباره عرضه روايات بر كتاب الله مطرح نموده و مي گويد: منظور از كتاب الله نمي تواند غير از اين قرآن متواتر باشد كه در دسترس همگان است و گرنه , لازم مي آيد خداوند ما را به برنامه اي مكلف سازد كه از طاقت و توانمان خارج است . اما به نظر مي آيد كه اين دليل خالي از ايراد نباشد به جهت اينكه خداوند خود انسانها را نسبت به آنچه كه علم ندارند معاف نموده است . حديث رفع عن امتي تسعه &#8230; و ما لا يعلمون يعني پيامبر(ص ) فرمود كه از امت من نه چيز برداشته شده از جمله آنها نداشتن علم به امري است . طبق مفاد اين حديث مي توان گفت كه اولا&#8221; تكليف ما لا يطاق لازم نمي آيد بلكه تكليف بما لا يطاق پيش مي آيد و ثانيا&#8221; با در نظر گرفتن حديث بالا هم اين نوع تكليف (تكليف بما لا يطاق ) پديد نمي آيد. بنابراين نمي توان احتمال نقيصه را با اين دليل مردود ساخت . دلايل تحريف ناپذيري قرآن از نوع زيادي در زمان خلفا و بعد از آن براي اينكه ثابت كنيم قرآن بعد از زمان رحلت پيامبر با هيچگونه تحريفي از نوع زيادي مواجه نبوده است , بايستي به نكات ذيل توجه بكنيم :</div>
<p><strong></p>
<div style="direction: rtl;"><span style="font-weight: normal;"><strong>1- دلايل تاريخي</strong> (براي آگاهي بيشتر ر.ك : قرآن شناسي , ج 1, ص 215 و 216): مشروح دليل فوق در بندهاي ((الف )) و ((ب )) و ((ج )) از بخش قبلي به صورت مفصل بيان شد, در اينجا نيز به طور مختصر مي توانيم به امور زير اشاره بكنيم : </span></div>
<p></strong></p>
<div style="direction: rtl;">الف ) انس فراوان مسلمانان با قرآن و استمرار حفظ و تلاوت آن .</div>
<div style="direction: rtl;">ب ) تقدس قرآن در نزد مسلمانان و حساس بودن آنان نسبت به هر گونه تغيير در آن .</div>
<div style="direction: rtl;">ج ) عمل نمودن مسلمانان به دستورها و توصيه هاي ويژه پيامبر در مورد تلاوت , كتابت , حفظ و جمع آوري قرآن .</div>
<div style="direction: rtl;">ه) مطرح نشدن تحريف قرآن در ضمن انتقاداتي كه به زمامداران وقت پس از رسول الله شده است .</div>
<p><strong></p>
<div style="direction: rtl;"><span style="font-weight: normal;"><strong>2- دلايل عقلي : </strong></span></div>
<p></strong></p>
<div style="direction: rtl;">الف ) اعجاز قرآن : بي شك , اعجاز قرآن به كاربرد حروف خاص , كلمات ويژه و جملات كوتاه محدود نمي شود بلكه اعجاز آن در محتواي غني و معارف هماهنگ و سراسر حق آن و در نظم خاص است كه بر مجموعه آيات و جملات يك سوره و مفاد آنها حاكم است از اين رو, اگر نظم و محتواي ويژه قرآن فوق توان بشر است , هر گونه دستكاري بشر در اين آيات كه به آن محتوا و نظم آسيب رساند قرآن را فروتر از حد اعجاز خواهد كرد (حسيني ميلاني , سيدعلي , التحقيق في نفي التحريف , ص 55, انتشارات شريف رضي و معرفت , محمدهادي , تاريخ قرآن , ص 160). بنابراين پذيرش تحريف قرآن , مستلزم انكار اعجاز آن و باور داشتن اعجاز قرآن , ملازم با اعتقاد به عدم تحريف آن است . به بيان ديگر(هادوي تهراني , مهدي , مباني كلامي اجتهاد, ص 69), اعجاز محتوايي قرآن مانند عدم وجود اختلاف در آن , اخبار غيبي , علوم و معارف قرآن و عجز از ابطال معارف قرآن , و نيز اعجاز لفظي و بلاغي قرآن مي تواند وقوع تحريف به زيادت را نفي كند.</div>
<div style="direction: rtl;">ب ) جاودانگي قرآن : قرآن در موارد متعددي خود را قول فصل و حق معرفي مي كند و مقابل خود را هم هزل و ضلال مي نامد. مانند آيه 14 سوره طارق و آيه 105 سوره اسري , واضح است كه فصل و حق بودن با جاودانگي ملازمه دارد زيرا آنچه كه جدا كننده حق از باطل و يا حقيقت ثابت باشد نمي تواند هميشگي نباشد. بنابراين قرآن ابدي است و چون قرآن محرف نمي تواند براي هميشه جدا كننده حق از باطل و يا حقيقت ثابت باشد, جاودانه هم نمي تواند باشد, از اين رو, جاودانه بودن قرآن نشان از مصونيت قرآن از تحريف مي باشد. و نشان مي دهد كه به قرآن در اعصار بعد از رحلت پيامبر چيزي افزوده نشده است .</div>
<div style="direction: rtl;">ج ) خاتميت دين اسلام : مي بينيم قرآن از طرفي , در چندين جا تصريح مي كند كه كلام خدا و سند نبوت است و كتاب اسلام به شمار مي آيد, مانند آيه 34 سوره طور و آيه 88 سوره اسري , و از طرف ديگر, دين اسلام را دين خاتم معرفي مي كند مانند آيه 85 سوره آل عمران و آيه 40 سوره احزاب , روشن است كه معناي خاتميت , مصونيت از تحريف است . اما سخن در اين است كه چه چيزي از دين بايد مصون از تحريف باشد؟ يقينا&#8221; آنچه به نام دين و مجموعه ي هدايت الهي براي يك پيامبر نازل گشته است ; يعني كتاب او بايد مصون از تحريف باشد و اين شرط لازم مصونيت دين از تحريف است , (همان , ص 66 و درباره خاتميت ر.ك : مجموعه آثار استاد مطهري , ج 2, ص 183 و ج 3, ص 153).</div>
<p><strong></p>
<div style="direction: rtl;"><span style="font-weight: normal;"><strong>3- دلايل قرآني : </strong></span></div>
<p></strong></p>
<div style="direction: rtl;">الف ) تحدي دائمي قرآن , (قرآن شناسي , ج 1, ص 218 و شيخ مفيد, اوائل المقالات , ص 56 - 54 به نقل از كتاب مصونيت قرآن &#8230;): با توجه به آيات تحدي , كه دلالت دارد انسان همانند هيچ يك از سور قرآن را نمي تواند بياورد, اگر كسي ادعا كند يكي از سور قرآن , در قرآن نازل شده بر پيامبر نبوده و بعدا&#8221; اضافه شده است اين مدعا را آيات تحدي نفي مي كند زيرا اگر چنين بود پس بايد بتوان مانند آن يك سوره , سوره اي فراهم آورد; چون آن يك سوره , سخن خدا نيست , تا نتوان مثل آن را آورد و با توجه به اينكه مانند هيچ يك از سور قرآن را نمي توان آورد معلوم مي شود كه در بين آنها سوره اي وجود ندارد كه ساخته و پرداخته فكر بشر باشد.</div>
<div style="direction: rtl;">ب ) نفوذناپذيري قرآن : يكي از روشن ترين دلايل (مصونيت قرآن از تحريف , ص 37) بر سلامت قرآن , ضمانتي است كه قرآن خود ادعاي آن را دارد و خداوند انجام آن را بر عهده خود گرفته است قرآن در آيه 42 سوره فصلت صراحت دارد در اينكه پيوسته از گزند حوادث مصون بوده است . و بطلان هرگز عارض آن نمي شود. مقصود از بطلان , اموري است كه قرآن را از اعتبار ساقط كند و از اصالت خويش دور سازد. بنابراين نوع چينش كلمات و محتواي مطالب قرآن , خود دژي مستحكم محسوب مي شود كه اگر مطلبي بر آن افزوده شود, در ميان مطالبش پوشيده نخواهد ماند. شبهه و پاسخ آن : شبهه اين است كه ممكن است كسي ادعا بكند كه از كجا معلوم شايد آيات تحدي و آيه ذكر و امثال آن از جمله افزوده شده ها باشند و لذا استدلال با اينها ملازم با دور است ؟ (قرآن شناسي , ج 1, ص 220) پاسخش اين است كه اولا&#8221; هيچكدام از مدعيان تحريف , تحريفي بودن اين گونه آيات را ادعا نكرده اند. و ثانيا&#8221; اگر به نظر آنان , خود اينها از جمله افزوده ها هستند, بايستي براي اثبات ادعاي خود دليل بياورند. و ثالثا&#8221; از طريق اثبات اعجاز قرآن , اين گونه آيات در تحت مجموعه كل قرآن رنگ اصالت به خود مي گيرند. و رابعا&#8221; اين دسته از آيات مانند آيات ديگر سينه به سينه به صورت متواتر ميان مسلمين نقل گرديده است .</div>
<div style="direction: rtl;"><strong>4- دلايل نقلي و تعبدي :</strong> از ابعاد گوناگون مي توان مسائله را بررسي نمود:</div>
<div style="direction: rtl;">الف ) لزوم تواتر قرآن (معرفت , تاريخ قرآن , ص 159, نشر سمت و مصونيت قرآن از تحريف , ص 31): يكي از مسائل ضروري اسلام و مورد اتفاق علماي اسلامي مسائله ضرورت تواتر در آيات قرآن است . منظور از آن اين است كه قرآن در هر حرف و هر كلمه و حتي در حركات و سكنات نيز بايد متواتر باشد; يعني همگان (جمهور مسلمين ) آن را دست به دست و سينه به سينه , به طور همگاني نقل كرده باشند. از اين رو, چون تمام آيات قرآني در زمانهاي پس از رحلت پيامبر به اين صفت تواتر دارا بوده اند, مي توان اين نتيجه را از آن گرفت كه همه آيات قرآن از خود قرآن بوده و هيچگونه چيزي بر آن افزوده نشده است . چنانكه با همين دليل احتمال كاهش هم منتفي مي گردد, زيرا آيات ساقط شده ادعايي , همه شان به صورت خبر واحد نقل مي گردند. گرچه با اين دليل احتمال جابه جايي و تغيير معنايي را نمي توان رد كرد.</div>
<div style="direction: rtl;">ب ) لزوم مراجعه به قرآن : يكي ديگر از دلايلي كه احتمال هر گونه افزايش را مردود مي سازد, مسائله ضرورت مراجعه به قرآن است . در روايات اين نكته از چند جهت مورد توجه قرار گرفته است :</div>
<div style="direction: rtl;">1- يكي آن دسته از روايات براي شناسايي درستي و نادرستي خود روايات است كه مي گويند: آنها را بر قرآن عرضه كنيد. موافقين كتاب را اخذ, و مخالفين آن را طرد كنيد. در اين زمينه نه تنها رواياتي از پيامبر وارد شده , بلكه از حضرات ائمه (ع ) هم رواياتي نقل شده است . در حديثي امام صادق (ع ) از پيامبر(ص ) چنين نقل مي كند: ان علي كل حق حقيقه و&#8230;, فما وافق كتاب الله فخذوه و ما خالف كتاب الله فدعوه ; نشانگر هر حقي , حقيقتي است و&#8230; پس آنچه موافق كتاب خداست بگيريد و آنچه با كتاب خدا مخالف است رها كنيد)), (كليني , اصول كافي , ج 1, ص 69). اكنون اين پرسش مطرح مي شود كه اگر احتمال آن مي رفت كه قرآن مورد دستبرد قرار گيرد و از اعتبار ساقط گردد, آيا جاي آن بود كه معيار سنجش صحت و سقم روايات قرار گيرد؟ هرگز. قرآن بايستي همواره راه سلامت را در پيش داشته باشد تا بتواند معيار باشد. از اين رو, طبق مفاد اين گونه روايات به راحتي مي توانيم ادعا كنيم كه افزون بر رد احتمال تحريف در زمان حيات پيامبر, حتي بعد از وفات پيامبر هم هر گونه شبهه تحريف مردود مي گردد زيرا از يك طرف روايات عرضه از زبان ائمه (ع ) كه بعد از رحلت پيامبر بوده اند, نقل گرديده . و از طرف ديگر, خود روايات عرضه يكي و دو تا نيستند بلكه فراوانند. (عاملي , سيد شرف الدين , فصول المهمه , ص 162, چاپ نجف , دار النعمان و مصونيت قرآن از تحريف , ص 45 و نوري , مستدرك الوسائل , ج 17, ص 325, چاپ اول , موسسه آل البيت , بيروت )</div>
<div style="direction: rtl;">2- ديگري آن دسته از روايات است كه دستور مي دهند به قرآن مراجعه كنيد. علوم و معارف و احكام را از منبع سرشار قرآن فرا گيريد. انس با قرآن برقرار كنيد. قرآن را ختم كنيد. مانند اين حديث (مجلسي , محمدباقر, بحارالانوار, ج 89, ص 17, چاپ بيروت , موسسه الوفائ): اذا التبست عليكم الفتن &#8230;. يعني آنگاه كه فتنه ها چونان پاره هاي شب تيره بر شما مشتبه شدند بر شما باد به قرآن . روشن است كه براي اثبات مصونيت قرآن بعد از زمان صدور اين روايات بايد مقدمه ديگري را نيز افزود و آن اينكه با توجه به علم الهي امامان معصوم (ع ) و با توجه به زمان روايات كه در بيان حكم جهان شمول مي باشند, مصونيت قرآن تا قيام قيامت اثبات مي شود. (مباني كلامي اجتهاد, ص 64)</div>
<div style="direction: rtl;">3- روايات فراواني كه با صراحت و يا با ملازمه قطعي بر مصونيت قرآن از تحريف در زمان ائمه (ع ) دلالت دارد و ظاهر آنها مصونيت قرآن در طول تاريخ است . مانند روايتي كه در آن از امام صادق (ع ) درباره قرآن سوال مي شود و آن حضرت در پاسخ مي فرمايند (مجلسي , محمدباقر, بحارالانوار, ج 89, ص 117): ((هو كلام الله و كتاب الله و وحي الله و تنزيله &#8230;)) و يا در روايتي ديگر مي فرمايد (صدوق , ابو جعفر محمد, اكمال الدين و تمام النعمه , ج 2, ص 120): ((و انه حق من فاتحته الي خاتمته ; قرآن از آغاز تا پايانش حق است )) .</div>
<div style="direction: rtl;">ج ) حجيت ظواهر قرآن : ظواهر قرآن , تا چه رسد به تصريحات و نصوص آن , از رساترين حجت هاي خداوند متعال بر بندگان و قويترين ادله حق جويان است و اين عقيده , از بديهي ترين عقايد شيعه اماميه مي باشد. (عاملي , سيد شرف الدين , فصول المهمه , ص 165) امام خميني (امام خميني , تهذيب الاصول , ج 2, ص 165, مطبعه مهر, قم ) درباره حجيت ظواهر قرآن در برابر كساني كه پنداشته اند قرآن در اثر تحريف , دچار اجمال و كنگي مطالب شده است , مي گويد: اين ادعا ممنوع و پوچ است , چرا كه قرآن هرگز تحريف نشده است . علامه خوئي (علامه خوئي , ترجمه البيان , ج 1, ص 367) هم در زمينه حجيت ظواهر قرآن به طور گسترده و همه جانبه بحث كرده اند. روشن است اين دليل نسبت به آن بخش از آياتي كه ميان آنها ارتباط برقرار است مي تواند عدم تحريف آنها را اثبات بكند اما نسبت به آن فقراتي كه از نظر معني به قبل و بعد خود ارتباطي ندارند, ساكت است . دلايل تحريف ناپذيري به تبديل آيات و سور قرآن محققين در اين باره بحث مي كنند كه آيا كلمات و آيات قرآني جابجا شده اند, به گونه اي كه مفاد آن را تغيير داده و معنايي را به طور كلي از نظرها پنهان ساخته باشد, معنايي جز مراد خداوند را در اذهان شكل داده باشد يا نه ؟ پاسخش اين است كه در مسائله جمع قرآن از سه زاويه مي توان بحث كرد:</div>
<div style="direction: rtl;">الف ) تاريخي , درباره جمع آوري قرآن سه نظر وجود دارد (مباني كلامي اجتهاد, ص 54):</div>
<div style="direction: rtl;">1- قرآن در زمان خود پيامبر و با نظارت آن حضرت در پرتو وحي جمع آوري شده است . اين نظر را بيشتر علماي شيعه پذيرفته اند.</div>
<div style="direction: rtl;">2- قرآن توسط حضرت علي (ع ) تدوين شده است .</div>
<div style="direction: rtl;">3- قرآن توسط برخي صحابه مدون گرديده است . بيشتر اهل سنت به اين نظر قائلند. چنانكه روشن است , طبق نظر اول و دوم مي توان گفت : جمع آوري قرآن به خداوند مستند بوده و پيدايش سوره ها و ترتيب آنها نيز در پرتو وحي الهي بوده است . اما كساني كه نظر سوم را پذيرفته اند, نخواهند توانست الهي بودن پيدايش سوره ها و ترتيب آنها را اثبات كنند. بنابراين براي گروه اخير لازم است در رد تحريف به تغيير از ادله ديگري استفاده كنند.</div>
<div style="direction: rtl;">ب ) عقلي (قرآن شناسي , ج 1, ص 220): اگر تغيير و تبديل در حدي باشد كه نظم ظاهر يا محتوايي قرآن نازل شده را به گونه اي تغيير دهد كه تفاوت نظم موجود با نظم اعجازآميز براي اهل فن روشن باشد, چنين تحريفي را آيات تحدي نفي مي كند. زيرا در صورت تبديل بايد بتوان مثل آن را آورد ولي اگر تغييري باشد كه چنين اختلال نظمي را نيافريند آيات تحدي آن را نفي نمي كند. برخي (مباني كلامي اجتهاد, ص 59) در اينجا گفته اند: به دليل مصونيت قرآن از تحريف , آن مقدار از تجميع و ترتيب كه در معاني مستفاد از قرآن دخالت دارند, قطعا&#8221; وحياني است . ولي در مورد ساير آيات و نيز ترتيب سوره ها, عقل حكمي ندارد.</div>
<div style="direction: rtl;">ج ) لفظي (معرفت , محمدهادي , التمهيد, ج 1, ص 312, نشر مركز مديريت حوزه علميه قم ): برخي نظرشان اين است كه با توجه به اينكه اعجاز قرآن هم به لفظ آن است و هم به معني و محتواي آن , بدان جهت تغيير هيچيك جايز نخواهد بود. برخي ديگر (مباني كلامي اجتهاد, ص 55) در اين زمينه از اعجاز عددي سخن گفته اند. منظور از آن اين است كه افزون بر مورد مفردات و تراكيب قرآني در حوزه سوره ها و ترتيب آنها اعجاز ثابت است يعني بين آيات يك سوره و بين خود سوره ها روابط عددي خاصي برقرار است كه ايجاد آن براي بشر مقدور نيست . طبق اين دليل استناد اين ترتيب ها به وحي قطعي خواهد بود و ديگر نيازي به شواهد تاريخي يا ادله مصونيت قرآن از تحريف وجود نخواهد داشت . دلايل تحريف ناپذيري قرآن در عصر حاضر براهين فراواني را مي توان براي اثبات تحريف ناپذيري قرآن در زمان كنوني بر شمرد. اينجا به بيان بخشي از آنها به طور اختصار اكتفا مي كنيم :</div>
<div style="direction: rtl;">1- برهان حكمت (قرآن شناسي , ج 1, ص 216): خداوند آخرين كتاب آسماني خود را به نام قرآن براي هدايت بشر فرستاده است . خداوند ديگر نه كتابي مي فرستد و نه پيامبري . بنابراين قرآن اولين و آخرين منبع هدايت بشر تلقي مي شود. تحريف چنين كتابي برابر با عدم حفظ خداوند و مساوي با گمراهي بشر است و اين با حميد و حكيم بودن خداوند سازگار نيست . بنابراين خداوند خود به مقتضاي حكيم بودنش اين كتاب را حفظ مي كند.</div>
<div style="direction: rtl;">2- برهان اعجاز: اين دليل به تعبير علامه طباطبايي (علامه طباطبايي , قرآن در اسلام , ص 117) بهترين و متقن ترين دليل براي صيانت قرآن در زمان كنوني به شمار مي رود. تقريرش اين است كه همان وجوه اعجازي كه براي قرآن زمان رسول الله وجود داشت مثل : تحدي , فصاحت و بلاغت و زيبايي الفاظ آن , روحاني و معنوي بودن آن , هدايت انسان به سوي حق , صدق مطلق مطالب آن و بالاخره خيلي از اوصاف ديگر, بر همين قرآن كنوني ما منطبق و يافت مي شود. بي ترديد در صورتي كه بين اين فاصله زماني كمترين نقصان و يا اضافه اي در آن به وقوع مي پيوست , به طور يقين ديگر از آن اوصاف خبري نمي ماند و حال آنكه همه آنها در قرآن كنوني باز هم يافت مي شود.</div>
<div style="direction: rtl;">3- برهان خاتميت (مباني كلامي اجتهاد, ص 71): در اين دليل از خاتميت دين اسلام , به مقتضاي عقل مصونيت قرآن كنوني استنتاج مي شود. اين دليل عقلي صرف , به اين شرح است :</div>
<div style="direction: rtl;">الف ) قرآن , كتاب اسلام است .</div>
<div style="direction: rtl;">ب ) دين اسلام , دين خاتم است .</div>
<div style="direction: rtl;">ج ) كتاب دين خاتم , مصون از تحريف است (به مقتضاي عقل ).</div>
<div style="direction: rtl;">نتيجه : قرآن مصون از تحريف است .</div>
<div style="direction: rtl;">4- برهان تحدي دائمي : قرآن در همه زمانها و مكانها و حتي در زمان حاضر, توان و قدرت فكري و ذهني بشر را براي همانندسازي به مبارزه فرا مي خواند. اما بشر حاضر مثل انسانهاي گذشته عاجزانه در مقابل آن شكست را پذيرا مي شود. از اين ناتواني موجود به راحتي مي توان پي برد كه حتي قرآن كنوني به تحريف مبتلي نگرديده است .</div>
<div style="direction: rtl;">5- برهان جامعيت : قرآن در راستاي هدايت و راهنمايي بشر از بيان چيزي كه لازمه بشر در امر سعادت باشد, فروگذاري نكرده است . قرآن حاضر همانند قرآن موجود در گذشته ها به اين صفت داراست . حال اگر قرآن در زمان حاضر به چنين صفتي واجد مي باشد چگونه مي توان احتمال نقصان يا زيادت را در آن داد. بنابراين قرآن كنوني از هر گونه تغييري مصون است .</div>
<div style="direction: rtl;">6- برهان تواتر: تمام آيات و سور كنوني قرآن مجيد همانند قرآن گذشته , دست به دست و سينه به سينه به طور همگاني توسط مسلمانان نقل گرديده است . اين تواتر منطقي دلالت مي كند بر اينكه هيچ كلمه و آيه يا سوره اي , نه از قرآن كاسته شده و نه بر آن افزوده شده است . بنابراين قرآن كنوني با توجه بر واجد بودن به صفت تواتر از هرگونه تحريفي سالم مي باشد.</div>
<div style="direction: rtl;">7- برهان تاريخي : اين برهان مبتني بر نوع نگرش مسلمانان بر مسائله وحي و تمايز مسيحيان از آن است . مسلمانان معتقدند وحي در واقع تكلم و گفتار لفظي خداوند است كه توسط جبرئيل به پيامبر مي رسد و پيامبر موظف است عين همان الفاظ را بر مردم برساند. اما مسيحيان بر اين باورند كه وحي در حقيقت انكشاف خدا و تجربه انسان است كه در بشر تجلي مي كند و اين عامل انساني است كه آن را در مقام بازگو تعبير مي كند و لذا ممكن است در تعبيرش مرتكب اشتباه هم بشود. روشن است كه طبق نگرش اول به يقين الفاظ قرآن نمي توان از نقش عامل انساني متائثر شود. از اين رو, چاره اي جز پذيرفتن تحريف ناپذيري قرآن بر اساس ديدگاه مسلمانان در بين نمي ماند.</div>
<p align="justify">
<div style="direction: rtl;"></div>
<p><strong></p>
<div style="direction: rtl;"><span style="font-weight: normal;"><strong>پاسخ به پرسش¬ها</strong></span></div>
<p></strong></p>
<div style="direction: rtl;">1- در آیه 30 سوره 9 قرآن این عبارت آمده است که وقالت الیهود عزیر بن عبدالله آیا این ادعا صحیح است من در هیچ جای کتاب مقدس و تاریخ آن چنین ادعایی را ندیدم. علاوه این ادعا با تعالیم یهود مغایرت ذاتی  دارد. به نظر می رسد در صدق این ادعا مشکلی وجود دارد. لطفا توضیح دهید.</div>
<p style="direction: rtl;" align="justify">ج) قرآن می فرماید یهود (معاصر پیامبر ص) چنین گفتند که عزیر ابن الله است. این که آنها چنین سخنی گفته اند صرف نظر از معنای آن و مقصود آنان از این سخن با توجه به گفته قرآن جای هیچگونه تردیدی نیست حال یا در کتاب دینی آنان در آن زمان موجود بوده و سپس از بین رفته است یا در متن تورات هم نبوده است بلکه از باورها و اعتقادات آنان بوده است که به گونه شفاهی یا در نوشته های دیگر آنان (شبیه روایات ما) آمده است. اما اینکه فرموده اید این سخن با تعالیم یهود تفاوت و اختلاف ذاتی دارد سخن صحیحی است. شرک به صورت های گوناگون آن با تعالیم همه انبیاء از جمله موسی و عیسی تضاد ذاتی دارد ولی متاسفانه ادیان پیشین و پیروان آنان دچار چنین انحرافاتی شده اند و اساسا یکی از مهمترین حکمت آمدن انبیاء یکی پس از دیگری همین زدودن تحریف ها از چهره واقعی ادیان است که در واقع حقیقت و ماهیت همه ی ادیان یکی است گرچه از نظر نقص و کمال تفاوت دارند.</p>
<p align="justify">
<div style="direction: rtl;"></div>
<div style="direction: rtl;">2- در آیه 116 سوره 5 این عبارت وجود دارد اذ قال الله یا عیسی بن مریم ءانت قلت للناس اتخذونی و امی الهین من دون الله در اینجا هم ادعایی وجود دارد که مسیحیان مریم را خدا میدانند در حالی که هرگز این گونه نبوده و شاید مولف کتاب قرآن در شنیده های خود از دین نصارا دچار اشتباهاتی شده باشد که بجای پدر پسر و روح القدس، (پسر، مادر و روح القدس) و یا حتی چهار خدای (پسر ،مادر ،روح القدس و پدر) و یا در بهترین حالت (پسر، مادر و پدر) را مطرح می کند.</div>
<p style="direction: rtl;" align="justify">ج) چگونه می فرمایید هرگز چنین نبوده است! درحالی که خدا دانستن عیسی که فرزند مریم است با خدا بودن مریم ملازمه دارد. اگر صرفا عیسی به خاطر نداشتن پدر و ایجاد وی توسط خدا به وسیله روح القدس هم خدا، هم واسطه (روح القدس) مقام خدایی پیدا کرده است چرا مریم نیز که نقش روشنتری را در ایجاد عیسی داشته همین مقام را نداشته باشد؟! لذا گفته شده در بین ارتدکس های زمان پیامبر (ص) تئوتوکس (مادر خدایی مریم) مطرح بوده و ایشان قایل به تربیع بودند و خدا بودن مریم و عیسی را قبول داشتند. نکته دیگر اینکه لازمه ضروری اله گرفتن مریم توسط مسیحی¬ها حتما این نیست که او را هم یکی از اقانیم ثلاثه بدانند و یا وی را به اقنوم های سه گانه دیگر اضافه کرده و به چهار اقنوم معتقد باشند چنانکه اشاره شد میان گروهی از آنها بوده است ،بلکه در خود آنها هم اختلاف وجود داشته است چنانکه درباره حضرت مسیح (ع) اختلاف کردند گروهی (یعقوبیه) عیسی را الله دانستند و گروه دیگر او را سومی از سه تا دانستند که اسرائیلی¬ها باشند . بنابراین تفسیر واحد و روشن و مورد اتفاقی میان آنها نبوده است لذا اسقف آریوس در زمان قسطنطین الوهیت مسیح را انکار کرد و باعث بحث و جدلهای فراوانی شد تا جایی که پادشاه قسطنطین در 335م در نیقیا دوهزار و یکصدو هفتاد نفر از اسقف ها و احبار را گرد آورد تا درباره حقیقت مسیح به وحدت نظر برسند که شورای نیقیه در این کار توفیقی نیافت تا اینکه شورای سیصد و هشت نفره دیگری بر این نظر اتفاق کردند که عیسی ابن الله و یکی از اقانیم سه گانه (اب و ابن و روح القدس) است و در عین حال که خداوند حقیقتا یکی است حقیقتا سه تاست و در فهم و تفسیر آن تا کنون درمانده اند از این¬رو می گویند تثلیث حقیقتی الهامی و ایمانی است نه علمی و قابل فهم با عقل . پس اختلاف در حقیقت مریم و اله بودن او بسیار روشتنر و بیشتر خواهد بود.</p>
<p style="direction: rtl;" align="justify">3- منظور از اهل کتاب در قران چیست؟ آیا اهل کتاب بودن دارای ضابطه است؟  قرآن می گوید برخی از پیامبران را برای شما بیان کردیم و برخی دیگر را نه. از کجا معلوم که ادیان دیگری که اکنون سراسر انحراف (به زعم برخی دینداران) گشته اند، گذشته آنها و کتاب آنها به پیامبری برنگردد که اتفاقا محمد داستان او را بلد نبوده خدای محمد هم گزارشی از آن نداده است. اهل کتاب قران ادیانی بودند که محمد و عرب به آنها دست رسی داشته¬اند؟</p>
<p style="direction: rtl;" align="justify">ج) منظور از اهل کتاب در قرآن کسانی هستند که دارای کتاب آسمانی می باشند و به گفته روایات ما اینان همان مسیحیان و یهودیان و زرتشتیان (زردشتیان) هستند که دارای پیامبر و کتاب آسمانی بوده و پیرو آنها می باشند. اما اینکه گفته اید از کجا معلوم که ادیان دیگری هم که اکنون سراسر انحراف گشته اند گذشته آنها به پیامبر بر نگردد. احتمالی معقول است و همانگونه که خود اشاره کردید قرآن می فرماید برخی پیامبران را برای شما بیان نکرده ایم. ولی سخن اینجاست که از این ادیان احتمالی کتاب یا تعالیم روشن و درستی باقی نمانده تا پیروان خود را هدایت کند یا حتی افرادی ادعای پیروی از چنین کتاب پیامبری را دشته باشند و صرف احتمال داشتن کتاب آسمانی برای اهل کتاب بودن در اصطلاح قران کافی نیست. به طور طبیعی اگر چنین پیامبر و یا کتاب قابل توجه و اعتنایی بوده خداوند در قرآن از آن یاد می کرد چنانکه از پیامبران فراوانی یاد کرده است ولی از آنها کتابی به یادگار نمانده است و کسی هم مدعی پیروی از آنها نیست که اگر باشند باید دلیل و مدرکی بر آن داشته باشند.</p>
<p style="direction: rtl;" align="justify">4- با سلام در آیه 29 سوره 9 می گوید: قاتلو الذین لا یومنون بالله و لا بالیوم الاخر و لا یحرمون ما حرم الله و رسوله ولا یدینون دین الحق من الذین اوتوا الکتاب حتی یعطوا الجزیه عن ید و هم صاغرون در مورد عبارت حتی یعطوا الجزیه عن ید و هم صاغرون کمی توضیح دهید. لازم به ذکر است برخی از تفاسیر مسلمانان را خوانده ام.</p>
<p style="direction: rtl;" align="justify">ج) یعنی باید با حس تواضع و خاکسارانه، به دست خود جزیه را پرداخت کنند. از آنجایی که مشرکان از اهل کتاب که به خدا و قیامت ایمان دارند ولی محرمات خدا و پیامبرش را رعایت نمی کنند و به دین حق نمی گرایند ،اگر بخواهند بدون درگیری و کشته شدن در سایه حکومت اسلامی زندگی کنند و امنیت جانی و مالی داشته باشند و از سویی  به مالیاتهای اسلامی زکات و خمس هم اعتقادی ندارند باید جزیه پرداخت کنند، با حالت فروتنانه و خاکسارانه جزیه(مالیات)رابپردازند، به این معنا که آنها در برابر مسلمانان و حکومت اسلامی دست بالا و برتری نداشته باشند بلکه باید بدانند که نپذیرفن و نرفتن زیر بار حق، یا پیامد کشته شدن را به دنبال دارد یا حقارت زنده بودن و زندگی کردن زیر منت مسلمانان و لوای اسلام. اینها یا باید حق را بپذیرند و با عزت زندگی کنند یا با مردانگی بجنگند و کشته شوند یا حق را نپذیرند و حقارت زندگی بر مدار باطل و پرداخت جزیه برای زنده بودن و امنیت جانی و مالی داشتن را بپذیرند. طبیعی است که این حکم اسلامی بیدار باشی برای این گروه است که از زندگی پست و بر مدار باطل دست کشیده و به حق بگرایند و حق را بپذیرند و بر اساس توهمات و خیالات و تعصبات جاهلی ،خود را از عزت دنیا و سعادت ابدی محروم نکنند. اگر قرآن می فرمود آنها مالیات جزیه را با احترام پرداخت کنند و از آنها با احترام بگیرند آنها را در باطل خود تایید و گامهایشان را استوار می کرد و هیچگاه فرصت رهایی از باطل و رفتن به سوی حق در فکر و ذهن آنها خطور نمی کرد و به حق نمی پیوستند و همیشه در باطل خویش استوار می ماندند و از سعادت ابدی محروم می شدند.</p>
<p align="justify">
<div style="direction: rtl;">5- در آیه 157 سوره 7 چنین بیانی آمده است: الذین یتبعون الرسول النبی الامی الذی یجدونه مکتوبا عندهم فی التوراه و الانجیل&#8230;.</div>
<div style="direction: rtl;">در کجای انجیل یا تورات چنین مطلبی آمده است؟ البته لازم است بگویم که به برخی از تفاسیر مسلمین مراجعه نموده ام اما پاسخ شفافی داده نشده است.</div>
<p align="justify">
<div style="direction: rtl;">ج) از گفته های قرآن و روایات بر می آید که چنین مطلبی در تورات وانجیل تحریف نشده آمده است و اهل کتاب( یهودی و نصرانی)</div>
<div style="direction: rtl;">نام و ویژگی های پیامبر اسلام را می دانستند و می شناختند گرچه در تورات و انجیل های موجود چنین نشانه هایی مشاهده نمی شود و این نشانگر تحریف شدگی آنهاست. البته در انجیل برنابا که در قرن 16م به وسیله قدیس «ایرنایوس» کشف شد و خبر آن در مجامع علمی پخش شد و دکتر خلیل سعاده سال 1908م آن را به عربی ترجمه کرد نشانه هایی از این گونه وجود دارد. (الرصة المدرسیه تالیف شیخ بلاغی ص347)</div>
<p style="direction: rtl;" align="justify">6- نسبت دادن کتاب انجیل به مسیح و نزول آن از جانب پروردگار در ادبیات دینی مسیحیت جایی ندارد. قرآن از طرفی انجیل را سخن خدا می داند و از جانب دیگر ،قطعا کسی ادعا نمیکند و نمی تواند ادعا کند که اناجیل چهار گانه و حتی اناجیلی که جزء کتابهای اپوکریفا هستند از جانب خدای پدر بوده است. نسبت دادن انجیل به خدا و تایید همین انجیلی که در دست مردم است کمی عجیب به نظر میرسد و شاید این نکته به ذهن بیاید که نکند مولف قرآن میان برخی اطلاعات غلط گم شده باشد.</p>
<p style="direction: rtl;" align="justify">ج) نسبت دادن اناجیل موجود به مسیح در ادبیات دین مسیحیت جایی ندارد ولی این بدان معنا نیست که کتابی به نام انجیل از جانب خداوند به مسیح وحی نشده باشد. اگر قرآن خبر داده قطعا چنین چیزی بوده که خداند به مسیح، بنده و پیامبر خویش برای هدایت مردم، معارف و احکامی را وحی کرده تا در کنار تورات هدایت و نوری برای مردم باشد اما اینکه انجیل حقیقی و مطالب آن تحریف شده و اناجیل موجود گزیده هایی از سخنان عیسی و گزارش هایی از سفرها و کارهای عیسی (ع) است که سالها پس از او توسط حواریون یا شاگردان آنها جمع آوری شده و ممکن است خطاهایی عمدی یا سهوی در آنها راه یافته باشد از این رو این اناجیل به همین صورت مورد تایید نیست،قران اصل وجود انجیل حقیقی را که وحی الهی بر عیسی (ع) است رد نمی کند.</p>
<p style="direction: rtl; text-align: left;"><span style="color: #ff0000;">منبع: </span><a href="http://www.mirdamad.org/layers.aspx?quiz=page&amp;PageId=53" target="_blank"><span style="color: #ff0000;">موسسه میرداماد</span></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.org/fa/archives/1418.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>اسلام دین رأفت یا خشونت</title>
		<link>http://asemanian.org/fa/archives/1412.htm</link>
		<comments>http://asemanian.org/fa/archives/1412.htm#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 13 Apr 2012 08:49:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[صفحه اصلی]]></category>

		<category><![CDATA[Good-tempered]]></category>

		<category><![CDATA[اخلاق]]></category>

		<category><![CDATA[ایمان]]></category>

		<category><![CDATA[جاذبه]]></category>

		<category><![CDATA[خوش اخلاقی]]></category>

		<category><![CDATA[دافعه]]></category>

		<category><![CDATA[سیرت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.org/fa/?p=1412</guid>
		<description><![CDATA[اكمل المومنین ایماناً احسنهم خُلُقاً
در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده است هر کسی اخلاقش نیکوتر باشد  ایمانش نیز به همان نسبت کاملتر است
توجه به این بیان زیبا ما را وا می دارد به رابطه بین ایمان و اخلاق توجه کنیم
علمای اخلاق خُلق را سجایا و صفات ثابت درونی می دانند خصوصیاتی که اتفاقی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><span style="color: #000080;"><img class="size-medium wp-image-1414 alignleft" title="good-tempered" src="http://asemanian.org/fa/wp-content/uploads/2012/04/good-tempered.jpg" alt="" width="160" height="118" />اكمل المومنین ایماناً</span></strong><span style="color: #000080;"> احسنهم خُلُقاً</span></p>
<p style="text-align: justify;">در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده است <span style="color: #003300;"><strong>هر کسی اخلاقش نیکوتر باشد  ایمانش نیز به همان نسبت کاملتر است</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">توجه به این بیان زیبا ما را وا می دارد به رابطه بین ایمان و اخلاق توجه کنیم</p>
<p style="text-align: justify;">علمای اخلاق خُلق را سجایا و صفات ثابت درونی می دانند خصوصیاتی که اتفاقی صورت نمی گیرد و ناشی از ملکه شدن در درون انسان است</p>
<p style="text-align: justify;">ایمان نیز فعل اختیاری انسان است که درونی می باشد و دارای شدت و ضعف می باشد</p>
<p style="text-align: justify;">در روایت به این نکته اشاره دارد اسلام دین خوش اخلاقی است چرا که خوش اخلاق را کامل ترین مومنان می داند</p>
<p style="text-align: justify;">بسیاری اتفاق می افتد که انسانهایی را می بینم ولی با چهره ای عبوس کنج عزلت خزیده اند و در رفتار متکبرانه رفتار می کنند</p>
<p style="text-align: justify;">از خود می پرسیم آیا من هم مسلمان واقعی باشم چنین خواه بود؟</p>
<p style="text-align: justify;">براستی که چنین نیست و سیرت پیامبر اسلام صلوات و درود خدا بر او و خاندانش باد بر بد اخلاقی و ترش رویی نبوده است</p>
<p style="text-align: justify;">و با دوست و دشمن از باب رحمت و رافت برخورد می فرموده اند همینگونه چهره مومن باید موجب امید و آرامش برای دیگران باشد</p>
<p style="text-align: justify;">البته این روایت به معنای جاذبه صرف انسانی نیست که فقط به دنبال جذب افراد باشیم بلکه طبق حدیثی دیگر باید برای خشم خدا نیز خشمگین شد و دافعه نیز داشته باشیم و در هر دو زمینه جذب و دفع قوی عمل کنیم</p>
<p style="text-align: justify;">والسلام</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.org/fa/archives/1412.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>آخرين سخن علامه طباطبائى</title>
		<link>http://asemanian.org/fa/archives/1407.htm</link>
		<comments>http://asemanian.org/fa/archives/1407.htm#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 13 Apr 2012 08:13:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[صفحه اصلی]]></category>

		<category><![CDATA[توجه]]></category>

		<category><![CDATA[طباطبایی]]></category>

		<category><![CDATA[مراوده]]></category>

		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.org/fa/?p=1407</guid>
		<description><![CDATA[علامه طباطبائى فيلسوف و عارف بزرگ معاصر كه در 24 آبان 1360 به رحمت حق پيوست ، و مرقدش در مسجد بالا سربارگاه مقدس حضرت معصومه (ع ) در قم قرار گرفته و مزار عاشقان به حق است .
يكى از شاگردان ايشان (استاد امينى ) مى گويد: در يكى از شبهاى آخر عمر علامه ، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><strong>علامه طباطبائى</strong></span> فيلسوف و عارف بزرگ معاصر كه در 24 آبان 1360 به رحمت حق پيوست ، و مرقدش در مسجد بالا سربارگاه مقدس حضرت معصومه (ع ) در قم قرار گرفته و مزار عاشقان به حق است .<img class="size-medium wp-image-1408 alignleft" title="namaz" src="http://asemanian.org/fa/wp-content/uploads/2012/04/namaz.jpg" alt="" width="108" height="160" /><br />
يكى از شاگردان ايشان (استاد امينى ) مى گويد: در يكى از شبهاى آخر عمر علامه ، در خدمت او بودم ، ياراى سخن گفتن نداشت ، پى فرصت مى گشتم خداوند توانى به او بدهد و در آن لحظات نصيحتى كند، با چشمهاى نافذش به گوشه اطاق نگاه مى كرد، خود را به او نزديك كردم و گفتم : (براى توجه به خدا و حضور قلب در نماز چه راهى را توصيه مى فرمائيد؟</p>
<p style="text-align: justify;">به سوى من متوجه شد و لبهايش حركت كرد و با آهنگى بسيار ضعيف كه با سختى شنيده مى شد بيش از ده بار اين جمله را تكرار كرد: (<span style="color: #003300;"><strong>توجه ، مراوده ، توجه ، مراقبه</strong></span> &#8230;)</p>
<p style="text-align: justify;">
منظور از توجه و مراقبت كه معلوم است يعنى انسان كمال مراقبت و توجه را داشته باشد كه در نماز فكرش به اين طرف و آن طرف نرود، و اگر چند روز اين موضوع را تمرين كند، نتيجه خوبى خواهد گرفت .</p>
<p style="text-align: justify;">
اما منظور از (مراوده )، اين كلمه در اصل به معنى جستجوى چراگاه است و سپس به كارى كه با مدارا و نهايت ملايمت ، جستجو مى شود اطلاق مى گردد، و در كلام علامه منظور همان ارتباط ظريف و عاشقانه با نماز و جستجوى معشوق (خدا) در نماز است</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.org/fa/archives/1407.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>رهبر اسماعیلیان جهان</title>
		<link>http://asemanian.org/fa/archives/1400.htm</link>
		<comments>http://asemanian.org/fa/archives/1400.htm#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 21 Oct 2011 17:02:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[صفحه اصلی]]></category>

		<category><![CDATA[آقا خان]]></category>

		<category><![CDATA[اسماعیلیه]]></category>

		<category><![CDATA[سلی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.org/fa/?p=1400</guid>
		<description><![CDATA[
کریم آقا خان »»
وی چهل و نهمین امام زمان اسماعیلی است و از وی به رهبر  اسماعيليه هاي جهان عصر امروز یاد می کنند وی بسیار عزیز است و برایش بسیار  نذر و هدایا می فرستند . محل اقامت آقاي خان در قصر ايگلمان در نزديكي شهر  پاريس است مالكيت شخصي آقا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><div id="attachment_1401" class="wp-caption alignright" style="width: 113px"><img class="size-medium wp-image-1401" title="2875" src="http://asemanian.org/fa/wp-content/uploads/2011/10/2875.jpg" alt="کریم آقاخان" width="103" height="98" /><p class="wp-caption-text">کریم آقاخان</p></div></p>
<p><strong>کریم آقا خان</strong> »»</p>
<p>وی چهل و نهمین امام زمان اسماعیلی است و از وی به رهبر  اسماعيليه هاي جهان عصر امروز یاد می کنند وی بسیار عزیز است و برایش بسیار  نذر و هدایا می فرستند . محل اقامت آقاي خان در قصر ايگلمان در نزديكي شهر  پاريس است <span class="Apple-style-span" style="font-size: small; font-family: arial,helvetica,sans-serif;">مالكيت شخصي آقا خان به7 مليارد يورو تخمين شده است.</span> وی يكي از  بزرگترين سهمداران كنسرن هاي بين المللي ميباشد هر چند دیده شده بعضا &#8230;  می نوشد ولی پیروانش این نوشیدن را نیز به تاویل می برند&#8230;</p>
<p>باید این نکنته را نیز ذکر کرد که پیروان اسماعیلیه را نزدیک به 5 میلیون نفر تخمین زده اند.</p>
<p><span id="more-1400"></span></p>
<p><div id="attachment_1403" class="wp-caption aligncenter" style="width: 206px"><img class="size-medium wp-image-1403" title="arton4146-4fe7b" src="http://asemanian.org/fa/wp-content/uploads/2011/10/arton4146-4fe7b.jpg" alt="همسر وی خانم سلي يك مدل معروف " width="196" height="200" /><p class="wp-caption-text">همسر وی خانم سلي يك مدل معروف </p></div></p>
<p><div id="attachment_1402" class="wp-caption aligncenter" style="width: 310px"><img class="size-medium wp-image-1402" title="aghakhan2-26801" src="http://asemanian.org/fa/wp-content/uploads/2011/10/aghakhan2-26801-300x212.jpg" alt="يكي از قصر هايش در نزديكي پاري" width="300" height="212" /><p class="wp-caption-text">يكي از قصر هايش در نزديكي پاري</p></div></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.org/fa/archives/1400.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>بیداری ملت ها</title>
		<link>http://asemanian.org/fa/archives/1393.htm</link>
		<comments>http://asemanian.org/fa/archives/1393.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Jun 2011 06:22:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[فوتوبلاگ]]></category>

		<category><![CDATA[بیداری]]></category>

		<category><![CDATA[ملت ها]]></category>

		<category><![CDATA[کاریکاتور]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.org/fa/?p=1393</guid>
		<description><![CDATA[


 
با استفاده از سرور های : فارس نیوز - گرداب - شور آباد
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="center"><span><span><span><span style="color: #ff0000;"><span style="font-size: 14pt;"><span style="color: #1d4a5b;"><span style="font-size: 8pt;"><img src="http://www.gerdab.ir/files/fa/news/1390/3/10/12961_447.jpg" border="0" alt="امریکا در شبکه های اجتماعی" hspace="0" width="321" height="445" align="bottom" /></span></span></span></span></span></span></span></p>
<p><span id="more-1393"></span></p>
<p style="text-align: center;"><span><span><span><span style="color: #ff0000;"><span style="font-size: 14pt;"><span style="color: #1d4a5b;"><span style="font-size: 8pt;"><img src="http://shoorabad.com/image/90-03/nozool%20pellei.jpg" alt="" /></span></span></span></span></span></span></span></p>
<div class="plargpicpane" style="text-align: center;"><span><span><span><span style="color: #ff0000;"><span style="font-size: 14pt;"><span style="color: #1d4a5b;"><span style="font-size: 8pt;"> <img src="http://media.farsnews.com/Media/9003/ImageNews/900308/43_900308_L600.jpg" alt="موج بيداري به اروپا رسيد ...! / كارتون: سجاد جعفري" /></span></span></span></span></span></span></span></div>
<div class="plargpicpane" style="text-align: center;">با استفاده از سرور های : فارس نیوز - گرداب - شور آباد</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.org/fa/archives/1393.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>چگونه باشیم؟ شماره 1</title>
		<link>http://asemanian.org/fa/archives/1387.htm</link>
		<comments>http://asemanian.org/fa/archives/1387.htm#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 25 May 2011 06:53:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[صفحه اصلی]]></category>

		<category><![CDATA[ابو عبیده]]></category>

		<category><![CDATA[روبوسی]]></category>

		<category><![CDATA[مسلمان]]></category>

		<category><![CDATA[مصافحه]]></category>

		<category><![CDATA[مومن]]></category>

		<category><![CDATA[گناه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.org/fa/?p=1387</guid>
		<description><![CDATA[ابوعبيده مي گويد: من در مسيري همراه امام باقر عليه السّلام بودم و با او در يك رديف سوار بر مركب مي شديم؛
 به هنگام سوار شدن ابتدا من سوار مي شدم و سپس حضرت سوار مي شد و سلام مي كرد و مصافحه مي نمود و به گونه اي برخورد ( و احوالپرسي) مي [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><div id="attachment_1388" class="wp-caption alignleft" style="width: 120px"><img class="size-medium wp-image-1388 " title="دوستی" src="http://asemanian.org/fa/wp-content/uploads/2011/05/197186213241803063113658452004388207222.jpg" alt="مصافحه" width="110" height="117" /><p class="wp-caption-text">مومنین به خاطر مصافحه گناهانشان مثل ريزش برگ از درخت ريخته مي شود</p></div></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #003300;"><strong>ابوعبيده مي گويد:</strong> من در مسيري همراه امام باقر عليه السّلام بودم و با او در يك رديف سوار بر مركب مي شديم؛</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #003300;"> به هنگام سوار شدن ابتدا من سوار مي شدم و سپس حضرت سوار مي شد و <strong>سلام مي كرد و مصافحه مي نمود</strong> و به گونه اي برخورد ( و احوالپرسي) مي كرد كه <strong>گويا در برخورد اول است</strong>. و به هنگام پياده شدن ابتدا او پياده مي شد و سپس من از مركب پياده مي شدم و چون هر دو روي زمين قرار مي گرفتيم باز به من سلام مي كرد و طوري احوالپرسي مي كرد كه گويا در برخورد اول مي باشد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #003300;">من گفتم: شما برخوردي مي كنيد كه قبلاً در نزد ما مرسوم نبوده ( و چنين نمي كرده ايم). حضرت فرمود: آيا مي داني چه خيري در مصافحه قرار داده شده است؟ <strong>بدرستيكه مؤمنين اگر به هنگام ملاقات با يكديگر مصافحه كنند و با يكديگر دست بدهند تا وقتي كه از يكديگر جدا نشده اند خدا به آنها نظر ( رحمت) مي كند و گناهان آنها مثل ريزش برگ از درخت ريخته مي شود.</strong></span></p>
<p><span id="more-1387"></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>نتیجه: </strong>توجه کردین نسبت به این سنت کوتاهی می کنیم باز خدارو شکر وقتی سفر دوری می رویم مصافحه و رو بوسی داریم مطمئنا این روش ها برای پایداری دوستی و زائل شدن صفات زشت و کدری همچون حسادت و کینه بسیار مفید است بنابراین یادتون باشه این روش هم برای پیشگیری مناسبه و هم درمان عاقبت به خیر بشیم ان شاء الله.</p>
<p style="text-align: justify;">
</blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;"><span style="color: #ff0000;">اصول کافی ج2 ص180:</span> زَامَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع فِي شِقِّ مَحْمِلٍ مِنَ الْمَدِينَةِ إِلَى مَكَّةَ فَنَزَلَ فِي بَعْضِ الطَّرِيقِ فَلَمَّا قَضَى حَاجَتَهُ وَ عَادَ قَالَ هَاتِ يَدَكَ يَا أَبَا عُبَيْدَةَ فَنَاوَلْتُهُ يَدِي فَغَمَزَهَا حَتَّى وَجَدْتُ الْأَذَى فِي أَصَابِعِي ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا عُبَيْدَةَ مَا مِنْ مُسْلِمٍ لَقِيَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ فَصَافَحَهُ وَ شَبَّكَ أَصَابِعَهُ فِي أَصَابِعِهِ إِلَّا تَنَاثَرَتْ عَنْهُمَا ذُنُوبُهُمَا كَمَا يَتَنَاثَرُ الْوَرَقُ مِنَ الشَّجَرِ فِي الْيَوْمِ الشَّاتِي </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.org/fa/archives/1387.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>حضرت هم فرمود کیست مرا یاری کند</title>
		<link>http://asemanian.org/fa/archives/1379.htm</link>
		<comments>http://asemanian.org/fa/archives/1379.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 May 2011 08:20:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[صفحه اصلی]]></category>

		<category><![CDATA[خطبه]]></category>

		<category><![CDATA[خطبه فدکیه]]></category>

		<category><![CDATA[عدالت صحابه]]></category>

		<category><![CDATA[فاطمه]]></category>

		<category><![CDATA[فدک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.org/fa/?p=1379</guid>
		<description><![CDATA[حضرت فاطمه سلام الله علیها رو به اصحاب کرد و فرمود: پی در پی درخواست را می شنوید ولی اجابت نمی کنید فریاد کمک خواهی ام به شما می رسد ولی کمک نمی کنید با این حال شما را رزمنده می خوانند و به خیر و صلاح معروف هستید
بخشی از خطبه آن حضرت
آیا این است [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>حضرت فاطمه سلام الله علیها رو به اصحاب کرد و فرمود: <span style="color: #0000ff;"><strong>پی در پی درخواست را می شنوید ولی اجابت نمی کنید فریاد کمک خواهی ام به شما می رسد ولی کمک نمی کنید با این حال شما را رزمنده می خوانند و به خیر و صلاح معروف هستید</strong></span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="color: #ff0000;">بخشی از خطبه آن حضرت</span></p>
<p>آیا این است عدالت همه صحابه؟<br />
<span id="more-1379"></span><br />
<a href="http://asemanian.com/files/Yafatemah.zip">دریافت فایل PSD بنر برای فاطمیه</a></p>
<p>متن عربی:</p>
<p>تُوَافِيكُمُ الدَّعْوَةُ فَلَا تُجِيبُونَ، وَ تَأْتِيكُمُ الصَّرْخَةُ فَلَا تُغِيثُونَ، وَ أَنْتُمْ مَوْصُوفُونَ بِالْكِفَاحِ، مَعْرُوفُونَ بِالْخَيْرِ وَ الصَّلَاح‏</p>
<p><span style="color: #ff0000;">بحار، ج29 ، ص226</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.org/fa/archives/1379.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>چگونه گناه کنیم</title>
		<link>http://asemanian.org/fa/archives/1374.htm</link>
		<comments>http://asemanian.org/fa/archives/1374.htm#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Apr 2011 18:41:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[صفحه اصلی]]></category>

		<category><![CDATA[امام حسین]]></category>

		<category><![CDATA[خدا]]></category>

		<category><![CDATA[معصیت]]></category>

		<category><![CDATA[گناه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://asemanian.org/fa/?p=1374</guid>
		<description><![CDATA[«آمده است كه مردى به نزد حضرت حسين بن علىّ عليهما السّلام آمد و گفت: من مردى هستم اهل گناه، و توانائى شكيبائىِ گذشت از معصيت را ندارم؛ پس شما مرا موعظه‏اى بنمائيد!
حضرت در پاسخ او فرمودند: پنج كار بجاى بياور، و سپس هر گناهى بخواهى بكن!
اوّل آنكه: از روزىِ خدا مخور، و هر گناهى [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;padding:5px"><img class="size-medium wp-image-1341 alignleft" title="key-heavy" src="http://asemanian.org/fa/wp-content/uploads/2011/03/key-heavy.jpg" alt="" width="114" height="116" />«آمده است كه مردى به نزد حضرت حسين بن علىّ عليهما السّلام آمد و گفت: من مردى هستم اهل گناه، و توانائى شكيبائىِ گذشت از معصيت را ندارم؛ پس شما مرا موعظه‏اى بنمائيد!<br />
حضرت در پاسخ او فرمودند: <span style="color: #ff0000;"><strong>پنج كار بجاى بياور، و سپس هر گناهى بخواهى بكن</strong></span>!</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>اوّل آنكه:</strong> از روزىِ خدا مخور، و هر گناهى بخواهى بكن!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>دوّم آنكه: </strong>از تحت قيّوميّت و ولايت خدا خارج‏شو، و هر گناهى بخواهى بكن!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>سوّم آنكه:</strong> براى گناه جائى را بطلب كه خدا در آن ترا نبيند، و هر گناهى بخواهى بكن!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>چهارم آنكه: </strong>چون مَلك الموت براى گرفتن جان تو آيد او را از خود دور گردان، و هر گناهى بخواهى بكن!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;"><strong>پنجم آنكه: </strong>چون فرشته پاسدار دوزخ بخواهد ترا در آتش بيفكند تو در آتش داخل مشو، و هر گناهى بخواهى بكن»!</span><span id="more-1374"></span></p>
<p>رُوِىَ أَنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِىٍّ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ جَآءَهُ  رَجُلٌ وَ قَالَ: أَنَا رَجُلٌ عَاصٍ، وَ لَا أَصْبِرُ عَنِ الْمَعْصِيَه؛  فَعِظْنِى بِمَوْعِظَه!<br />
فَقَالَ عليه السلام: افْعَلْ خَمْسَه أَشْيَآءَ؛ وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ!<br />
فَأَوَّلُ ذَلِكَ: لَا تَأْكُلْ رِزْقَ اللَهِ، وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ!<br />
وَ الثَّانِى: اخْرُجْ مِنْ وِلَايَه اللَهِ؛ وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ!<br />
وَ الثَّالِثُ: اطْلُبْ مَوْضِعًا لَا يَرَاكَ اللَهُ، وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ!<br />
وَ الرَّابِعُ: إذَا جَآءَ مَلَكُ الْمَوْتِ لِيَقْبِضَ رُوحَكَ فَادْفَعْهُ عَنْ نَفْسِكَ، وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ!<br />
وَ الْخَامِسُ: إذَا أَدْخَلَكَ مَالِكٌ فِى النَّارِ فَلَا تَدْخُلْ فِى النَّارِ، وَ أَذْنِبْ مَا شِئْتَ!</p>
<p>&#8212;&#8212;-</p>
<p>لمعات الحسين، ص: 23<br />
بحار الانوار طبع حروفى اسلاميّه ج 78، ص 126</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://asemanian.org/fa/archives/1374.htm/feed</wfw:commentRss>
		</item>
	</channel>
</rss>

